تبلیغات
دانش ما - زندگی نامه ی دانشمندان 2

کنکور و نمونه سوال
نام فارسی : توماس ادیسون
سال ولادت و فوت : 1931 – 1847 میلادی
ملیت : آمریکا

توماس ادیسون مخترع با استعداد در سال 1847 در شهر میلان ایالت اوهایو آمریكا به دنیا آمد. او فقط حدود سه ماه آموزش و تحصیل رسمی آن زمان را داشت چون مدیر مدرسه‌اش دریافته بود كه وی پسرش عقب افتاده است.

  ادیسون هنگامی كه فقط 21 سال داشت اولین اختراع خود را كه یك دستگاه الكتریكی شمارش آرا بود عرضه كرد. آن دستگاه فروش نرفت و ادیسون از آن پس تلاش خود را روی اختراع ابزار وسایلی متمركز كرد كه بتواند بازار خوبی داشته باشند. مدتی پس از اختراع دستگاه شمارش آرا، ادیسون سیستم پیشرفته نمایشگر اطلاعات بورس را اختراع كرد و توانست آن را به مبلغ چهل هزار دلار، كه در آن روزگار پول هنگفتی بود، بفروشد. با عرضه اختراعات متعدد دیگری ادیسون مشهور و ثروتمند شد. اختراع گرامافون كه در سال 1877 به ثبت رسید احتمالاً یكی از ابتكاری‌ترین اختراعات او به شمار می‌رفت. ولی آنچه كه بیشتر برای دنیا اهمیت داشت كاری بود كه او در سال 1879 در جهت تكمیل و توسعه لامپ روشنایی حرارتی انجام داد.

  ادیسون اولین فردی نبود كه سیستم روشنایی الكتریكی را اختراع كرد. چند سال قبل از آن از نوعی لامپ الكتریكی قوسی شكل برای تأمین روشنایی خیابان‌های پاریس استفاده شده بود. اما لامپ الكتریكی ادیسون همراه با سیستمی كه او برای توزیع نیروی الكتریكی ابداع كرد بهره‌گیری از نیروی الكتریسیته را برای تأمین روشنایی منازل عملی ساخت. در سال 1882 كمپانی او در نیویورك تولید لامپ برق را آغاز كرد و از آن پس استفاده از برق در منازل سریعاً در سراسر جهان گسترش یافت.

  ادیسون با ایجاد اولین كارخانه و شبكه توزیع برق برای منازل و اماكن خصوصی شالوده توسعه بزرگ صنعت را بنا نهاد. امروز استفاده از این منبع انرژی تنها محدود به تأمین روشنایی نیست بلكه گستره بزرگیی از لوازم خانگی، از تلویزیون تا ماشین لباسشویی، با نیروی الكتریسیته كار می‌كند. علاوه بر این امكان دریافت نیروی الكتریسیته از شبكه تولید و توزیع كه ادیسون ایجاد كرد استفاده از نیروی برق را در صنایع امكان پذیر كرده است.

  ادیسون همچنین سهم بزرگی در توسعه و تكمیل دوربین‌های فیلمبرداری و پروژكتور نمایش فیلم دارد. او در اصلاح سیستم تلفن كار بزرگی انجام داد، دهنی ذعالی ابداعی او بر قدرت شنوایی طرف مقابل در تلفن افزود. همچنین در تلگراف و دستگاه‌های ماشین تحریر اصلاحاتی به وجود آورد. از میان سایر اختراعات او می‌توان از دستگاه «دیكتافون» و دستگاه ذخیره باطری نام برد. گفته می‌شود ادیسون بیش از یكهزار مورد مختلف اختراع را به ثبت رسانده است كه از نظر تعداد واقعاً عجیب و غیرقابل تصور است.

  یكی از دلایل این توانایی فوق‌العاده در اختراع و ابداع، آن است كه او در آغاز كار یك آزمایشگاه تحقیقاتی در «منلوپارك» نیوجرسی تأسیس كرد و گروهی از افراد لایق و كارآزموده را به همكاری خود فراخواند. این در واقع نمونه اولیه آزمایشگاه‌های تحقیقاتی بزرگ بود كه از آن پس اغلب صنایع مهم در كنار كارگاه‌های خود ایجاد كردند. ایجاد یك چنین آزمایشگاه تحقیقاتی مدرن و مجهزی را كه در آن بسیاری از افراد به كار گروهی و دسته جمعی مشغول هستند باید یكی از مهمترین اختراعات ادیسون به حساب آورد كه البته او نمی‌توانست آن را به نام خود به ثبت برساند.

  ادیسون تنها یك مخترع صرف نبود بلكه در زمینه تولید و سازماندهی چندین كمپانی صنعتی كارهای مهمی انجام داد. یكی از مهمترین تشكیلاتی كه او به وجود آورد همان است كه امروز به نام شركت «جنرال الكتریك» در سراسر دنیا معروف و مشهور شده است.

  ادیسون گرچه اصولاً یك دانشمند به معنای اخص كلمه نبود ولی به یك كشف بسیار مهم نیز دست یافت. در سال 1882 كشف كرد كه در فضای تقریباً خلأ، الكتریسیته جاری می‌تواند بین دو سیمی كه با یكدیگر تماس ندارند، جریان یابد. این پدیده كه از آن به عنوان «اثر ادیسون» یاد می‌شوند نه تنها از نظر تئوری قابل توجه است بلكه در عمل نیز موارد استفاده فراوانی دارد. با بهره‌گیری از این پدیده تكمیل و اصلاح لوله‌های الكترونی عملی شد وایجاد صنعت الكترونیك ممكن گردید.

  ادیسون در قسمت اعظم عمر خود از عدم شنوایی شدیدی رنج می‌برد ولی این معلولیت و ناراحتی با توان بالای او در انجام كارهای سخت و زیاد جبران می‌شد.

ادیسون دوبار ازدواج كرد (همسر اول او در جوانی از دنیا رفت) و از هر ازدواج خود سه فرزند داشت. او در سال 1931 در «وست ارنج» نیوجرسی درگذشت.

  درباره استعداد و توان ادیسون هیچ بحث و جدلی وجود ندارد. همگان بر این نكته اتفاق نظر دارند كه او بزرگ‌ترین نابغه اختراع در تمام دوران‌ها است. نگاهی به سلسه اختراعات مفید و سودمند او احترام و تحسین همه را برمی‌انگیزد. گرچه به احتمال زیاد اغلب این اختراعات سی سال بعد توسط دیگران انجام می‌شد. به هر حال اگر اختراعات ادیسون به صورت تك‌تك در نظر گرفته شود هیچ‌كدام آنها از اهمیت قطعی و تعیین‌كننده‌ای برخوردار نیست. به عنوان مثال لامپ روشنایی حرارتی ادیسون، با تمام استفاده وسیعی كه دارد، چیزی نیست كه فرضاً در زندگی نوین جانشینی نداشته باشد در واقع لامپ روشنایی فلورسنت كه بر مبنای اصول علمی كاملاً متفاوتی كار می‌كند به طور گسترده مورد استفاده قرار گرفته است و اگر لامپ روشنایی حرارتی اصلاً وجود نداشت زندگی روزمره ما تغییر چندانی نمی‌كرد. در واقع قبل از استفاده از روشنایی الكتریكی، شمع چراغ‌های روغنی و چراغ گاز به طور كلی منابع كافی و رضایت‌بخش تأمین روشنایی بودند. گرامافون بدون تردید یك اختراع استادانه است ولی هیچ‌كس نمی‌تواند ادعا كند كه این وسیله به اندازه رادیو، تلویزیون و تلفن در تغییر شكل زندگی روزمره ما مؤثر بوده است. به علاوه در سال‌های اخیر روش‌های كاملاً متفاوتی مانند نوارهای ضبط مغناطیسی برای ضبط صدا ابداع شده است. امروز اگر گرامافون و ضبط صوت نبود شاید در زندگی فعلی تفاوت بسیار اندكی احساس می‌شد.

  بسیاری از اختراعاتی كه ادیسون به نام خود ثبت كرده است در واقع تكمیل و اصلاح ابزارها و وسایلی بوده كه دیگران قبلاً اختراع كرده و مورد استفاده نیز قرار داشت. چنین اصلاحاتی با وجود سودمندی فراوانی كه دارند نمی‌تواند در طول تاریخ از اهمیت ویژه‌ای برخوردار باشند.

اما با وجود اینكه هیچ یك از اختراعات ادیسون به تنهایی اهمیت چندانی ندارد نباید این نكته را فراموش كرد كه او فقط یك وسیله را اختراع نكرد بلكه بیش از یكهزار اختراع مختلف دارد. به همین دلیل است كه من ادیسون را بالاتر از مخترعان مشهوری مانند ماركونی و گراهام‌بل قرار داده‌ام.

کتاب تاثیرگذارترین های تاریخ

شرح حال و آثار یکصد نفر از موثرترین شخصیت های تاریخ جهان

نوشته: میشل اچ.هارت

ترجمه: محمد حسین آهویی

انتشارات روزنه
نام فارسی : ویلیام كنراد رونتگن
سال ولادت و فوت : 1923 – 1845 میلادی
ملیت : آلمانی

  ویلیام كنراد رونتگن كاشف اشعه ایكس به سال 1845 در شهر «لنپ» آلمان به دنیا آمد. وی در سال 1869 درجه دكترای خود را از دانشگاه زوریخ دریافت كرد. نوزده سال بعد را در دانشگاه‌های مختلفی مشغول كار بود و به تدریج به عنوان دانشمندی برجسته معروفیت كسب كرد. در سال 1888 استاد فیزیك و رئیس انستیتو فیزیك دانشگاه «ورزبورگ» شد. در همین انستیتو بود كه در سال 1895 به كشفی دست یافت كه سبب اشتهار او گردید.

  رونتگن روز هشتم نوامبر 1895 مشغول انجام آزمایش‌هایی با اشعه‌های كاتودیك بود. اشعه كاتودیك جریانی از الكترن‌های سریع‌الحركت می‌باشد. این جریان در نتیجه اتصال یك ولتاژ قوی  بین الكترودهایی كه در دوانتهای یك لوله شیشه‌ای مسدود و فاقد هوا تعبیه شده است، ایجاد می‌گردد. اشعه‌های كاتودیك قابلیت انتشار و رسوخ ندارند و چند سانتیمتر از هوا به سهولت آن را متوقف می‌كند. در آن آزمایش رونتگن لوله شیشه‌ای حاوی اشعه كاتودیك خود را با كاغذ سیاه ضخیمی كاملاً پوشاند به شكلی كه وقتی جریان الكتریكی برقرار می‌گردید هیچ‌گونه نوری از داخل لوله مشاهده نمی‌شد.

 هنگامی كه رونتگن جریان برق را به لوله اشعه كاتودیك وصل كرد با كمال شگفتی مشاهده كرد صفحه فلورسنتی كه روی نیمكت مجاور قرار داشت مانند آنكه نوری بر آن تابانده شده باشد شروع به درخشیدن كرد. او جریان را قطع كرد و درخشش صفحه (كه با لایه‌ای از باریوم پلاتینو سیانید، ماده‌ای فلورسنت، پوشانده شده بود) متوقف شد. از آنجا كه لوله‌ی حاوی اشعه كاتودیك كاملاً پوشیده شده بود و منفذی نداشت رونتگن به این نتیجه رسید كه با برقراری جریان الكتریكی باید نوعی تشعشع نامرئی از لوله خارج شود.

او این تشعشع نامرئی را به خاطر ماهیت ناشناخته آن، «اشعه ایكس» نامید. ایكس یك نشانه معمول در ریاضی برای ناشناخته‌ها است.

رونتگن كه از این كشف تصادفی به هیجان آمده بود سایر كارهای تحقیقاتی خود را كنار گذاشت و تمام توجه خود را معطوف به بررسی خواص اشعه ایكس كرد. او پس از چند هفته كار فشرده موفق به كشف نكات زیر شد:

1-        اشعه ایكس می‌تواند موجب شود تا عناصر گوناگون شیمیایی دیگری (علاوه بر باریوم پلاتینو سیانید) نیز خاصیت باز پس دادن نور را پیدا كنند.

2-     اشعه ایكس می‌تواند از بسیاری مواد كه حاجب نور معمولی هستند عبور كند. رونتگن مخصوصاً متوجه شد كه اشعه ایكس می‌تواند از گوشت عبور كند ولی در برابر استخوان متوقف می‌شود، او با قرار دادن دست خود بین لوله اشعه كاتودیك و صفحه فلورسنت توانست تصویر استخوان‌های دستش را روی صفحه مشاهده كند.

3-        اشعه ایكس در خط مستقیم حركت می‌كند و برخلاف ذراتی كه بار الكتریكی دارند تحت تأثیر میدان‌های مغناطیسی منحرف نمی‌شود.

رونتگن در دسامبر 1895 اولین مقاله خود را درباره اشعه ایكس نوشت. گزارش او بلافاصله هیجان فراوانی به وجود آورد و توجه محافل علمی را به خود جلب نمود.

صدها تن از دانشمندان و پژوهشگران چند ماه به بررسی و تحقیق پیرامون اشعه ایكس پرداختند و طی مدت یك سال تقریباً حدود یكهزار مقاله درباره این موضوع منتشر شد.

یكی از دانشمندان كه كشف رونتگن مستقیماً محرك تحقیقات او شد، آنتوان هنری بكوئرل بود. بكوئرل گر چه با نیت تحقیق بیشتری پیرامون اشعه ایكس مشغول كار شد ولی تصادفاً به كشف پدیده‌ای مهمتر، یعنی رادیواكتیویته دست یافت.

  به طور كلی هر گاه الكترون‌هایی با انرژی بالا بر شیئی برخورد كند نشعشات ایكس تولید می‌گردد. اشعه ایكس خود فاقد الكترون است بلكه بیشتر از امواج الكترومغناطیسی تشكیل می‌شود. بنابراین اصولاً شبیه به تشعشات مرئی یعنی امواج نوری است با این تفاوت كه طول موج اشعه ایكس بسیار كوتاه‌تر می‌باشد. مهمترین موارد استعمال اشعه ایكس، استفاده از آن برای تشخیص‌های پزشكی و دندانپزشكی است. موارد استعمال دیگر آن رادیوتراپی می‌باشد كه در آن اشعه ایكس برای نابود كردن تومورهای خطرناك و یا متوقف كردن رشد آنها به كار برده می‌شود.

اشعه ایكس در صنعت نیز موارد استعمال فراوانی دارد. مثلاً می‌توان از آن برای اندازه‌گیری ضخامت برخی مواد و یا پیدا كردن درز و رخنه‌های ناپیدا استفاده كرد. اشعه ایكس در بسیاری دیگر از زمینه‌های علمی از زیست‌شناسی گرفته تا نجوم و ستاره‌شناسی نیز كاربرد دارد. این اشعه به ویژه درباره‌ی ساختار اتمی و ملكولی اطلاعات زیادی را برای دانشمندان فراهم آورده است.

  تمام افتخار و اعتبار كشف اشعه ایكس شایسته رونتگن می‌باشد. او به تنهایی كار كرد، كشف او غیرقابل پیش‌بینی بود و مجدانه كار خود را پی گرفت. علاوه بر اینها كشف او انگیزه مهمی برای بكوئرل و سایر پژوهشگران شد.

  با تمام این احوال نباید در باب اهمیت رونتگن مبالغه شود. بدون تردید اشعه ایكس كاربردهای بسیار سودمندی دارد ولی كسی نمی‌تواند بگوید كه در نتیجه استفاده از آن تمامی تكنولوژی ما دگرگون شده است. در حالی كه با كشف القای الكترومغناطیس توسط فاراده این چنین دگرگونی انجام شد. به همین نحو كسی نمی‌تواند مدعی شود كه كشف اشعه ایكس براستی برای تئوری علمی اهمیتی بنیادین داشت. اشعه‌های ماورای بنفش كه طول موج‌های آن كوتاه‌تر از نور مرئی است تقریباً از یك قرن قبل شناخته شده بود. اشعه ایكس – كه مشابه با امواج ماورای بنفش می‌باشد ولی طول موج آن كوتاه‌تر است – به راحتی در چهارچوب فیزیك كلاسیك قرار می‌گیرد. روی هم رفته من تصور می‌كنم كاملاً منطقی است كه در این فهرست رونتگن پایین‌تر از راترفورد، كه كشف او از اهمیت اساسی بیشتری برخوردار بود، قرار داده شود.

رونتگن فرزندی از خود نداشت. او و همسرش دختری را به فرزندی قبول كردند. در سال 1901 جایزه نوبل در فیزیك به رونتگن داده شد. این اولین جایزه نوبل برای رشته فیزیك بود. رونتگن در سال 1923 در شهر مونیخ آلمان درگذشت.

کتاب تاثیرگذارترین های تاریخ

شرح حال و آثار یکصد نفر از موثرترین شخصیت های تاریخ جهان

نوشته: میشل اچ.هارت

ترجمه: محمد حسین آهویی

انتشارات روزنه

نام فارسی : نیكلاس اوگوست اوتو
سال ولادت و فوت : 1891-1832 میلادی
ملیت : آلمانی

نیكلاس اوگوست اوتو ، مخترع آلمانی بود كه در سال 1876 اولین موتور درون‌سوز چهارزمانه را ساخت كه الگو و مدلی شد برای صدها میلیون موتور مشابه كه از آن زمان تا كنون ساخته شده است.

موتور درون‌سوز یك وسیله گردنده است كه در فایف موتوری و موتورسیكلت‌ها كاربرد دارد. علاوه بر موارد استعمال فراوان آن در صنعت، اختراع هواپیما بدون استفاده از آن غیر ممكن بود. تا قبل از پرواز اولین هواپیمای جت در سال 1939، نیروی محركه تمام هواپیماها در واقع توسط موتورهای درون‌سوز كه چرخه‌كار آنها بر مدار اوتو بودف تأمین می‌شد. امّا مهمترین مورد كاربرد موتورهای درون‌سوز استفاده ازآنان در اتومبیل‌ها است.

قبل از آنكه اوتو موتور خود را اختراع كند برای ساخت اتومبیل تلاش‌های فراوان و عدیده‌ای شده بود. برخی مخترعین نظیر زیگفرید ماركوس (در سال 1875) اتین لنور (در سال 1862) و نیكلاژوزف كنوت (در سال 1769) موفق به ساخت مدل‌هایی شدند كه حركت می‌كرد. اما به علت نبودن موتور مناسب، موتوری كه هر دو مزیت وزن كم و قدرت زیاد را با هم داشته باشد هیچ كدام از آن مدل‌ها در عمل قابل استفاده نبود. ولی در خلال پانزده سال پس از اختراع موتور چهار زمانه اوتو، دو مخترع آلمانی دیگر، كارل بنز و گوتلمب دایملر، هر یك اتومبیل‌هایی قابل استفاده و قابل فروش ساختند. از آن زمان انواع مختلف از موتورها برای به حركت درآوردن اتومبیل ساخته شده است. ممكن است در آینده‌ای نه چندان دور، اتومبیل‌هایی كه با نیروی بخار، باطری‌های برقی و یا با استفاده از سایر منابع انرژی حركت می‌كنند، ساخته شوند كه نسبت به اتومبیل‌های كنونی برتری خواهند داشت. ولی واقعیت این است كه در 99 درصد از صدها میلیون اتومبیل ساخته شده تا این زمان از موتورهای درون‌سوز چهارزمانه است كه در كامیون‌ها، اتوبوس‌ها و كشتی‌ها از آن استفاده می‌شود. این موتور چرخه چهارزمانه‌ای مشابه با موتور اوتو دارد ولی نوع سوخت آن متفاوت است.

   اكثر اختراعات علمی (اگر استثنای مهم تسلیحات و مواد منفجره را كنار بگذاریم)‌برای نوع بشر سودمند بوده است. به عنوان مثال كاملاً بعید است كسی پیشنهاد كند كه یخچال یا پنی‌سیلین را تحریم كنیم و با استفاده از آنها را به طور جدّی محدود سازیم. زیان‌های استفاده‌ای چنین گسترده از اتومبیل‌های شخصی بر كسی پ.شیده نیست. اتومبیل‌ها غلاوه بر ایجار سرو صدا هوا را آلوده می‌كنند، با مصرف سوختهای كمیاب منتبع آن را مورد تهدید قرار می‌دهند و هر ساله عامل قتل و جرح شمار زیادی از مردمان می‌شوند.

مسلماً اگر اتومبیل وسیله سودمندی نبود و فایده‌ای این چنین زیاد نداشت هرگز آن را تحمّل نمی‌كردیم اتومبیل‌های شخصی به مراتب بیشتر از وسایل حمل و نقل عمومی قابلیت تطبیق دارند. بر خلاف راه‌آهن و قطار زیرزمین هرجا كه مایل بودید می‌توانید آن را پارك كنید، به هر جاكه بخواهید شما را می‌برد، و اینجا و آنجا در خدمت شما می‌باشد. سریع و راحت است و بارو بنه را به آسانی حمل می‌:ند و به شكل بی‌سابقه‌ای این مكان را برای ما فراهم می‌كند كه كجا زندگی كنیم و وقت خود را چگونه سپری سازیم. به این ترتیب آزادی فردی را به شكلی قابل ملاحظه‌ای افزایش داده است.

اما اینكه تمام امتیازات در برابر بهایی كه جامعه برای اتومبیل می‌پردازد، ارزش دارد یا خیر، مطلب قابل بحثی می‌باشد. اما در هر حال كسی نمی‌تواند منكر آن شود كه اتومبیل اثر عمده‌ای بر تمدن ما داشته است. تنها در ایالات متحده بیش از یكصد میلیون دستگاه اتومبیل مورد استفاده قرار دارد. این به معنای تقریباً دو تریلیون مایل، مسافر در هر سال می‌باشد كه این رقم بیش از مجموع مسافات طی شده در یك سال به طور پیاده، با هواپیما، با قطار، با كشتی و به طور كلی با تمام اشكال حمل و نقل می‌باشد.

  برای جا دادن این اتومبیل‌ها هكتارها زمین را به صورت توقفگاه اتومبیل درآورده‌ایم، بزرگراه‌های بی‌انتهایی ساخته‌ایم، و تمام چشم‌اندازها را تغییر داده‌ایم. در عوض اتومبیل آنچنان سهولت جابجایی را برای ما فراهم آورده است كه نسل‌های گذشته به سختی می‌توانستند حتی رؤیای آن را در سر بپرورانند. بسیاری از صاحبان اتومبیل‌ها اكنون فعالیت‌های گسترده‌ای دارند و از تسهیلاتی بهره‌مند می‌شوند كه احتمالاً بدون اتومبیل نمی‌توانستند از آن برخوردار باشند. داشتن اتومبیل حق انتخاب بیشتری برای محل زندگی و محل كار به ما می‌دهد. امروز كسانی كه در حومه‌ی شهرها سكونت دارند از تسهیلاتی برخوردارند كه پیش از آن فقط در اختیار شهرنشین‌ها بود و این را باید مرهون اتومبیل باشند. این امر شاید لیل اصلی گسترش و رشد حومه شهرها در دهه‌های اخیر و همراه با آن كاهش سكونت در مناطق مركزی شهرها می‌باشد.

  نیكلاس اوگوست اوتو در سال 1832 در شهر «هولشازن» آلمان به دنیا آمد. هنگامی كه طفلی شیرخواره بود پدرش از دنیا رفت. اوتو با اینكه دانش‌آموز درس‌خوان و كوشا بود در شانزده‌ سالگی با هدف یافتن كار و كسب و تجربه در داد و ستد دبیرستان را ترك كرد. مدتی در یك خوار و بار فروشی در شهری كوچك به كار اشتغال داشت و سپس در فرانكفورت كارمند دفتری و بعد از آن فروشنده سیار شد.

حدود سال 1860 اوتو مطالبی درباره موتور گازی كه به تازگی توسط «اتین لنور» اختراع شده بود و اولین موتور درون‌سوز بود كه واقعاً كار می‌كرد، شنید. اوتو به درستی تشخیص داد كه اگر موتور لنور بتواند با سوخت مایع كار كند موارد استفاده‌ای به مراتب بیشتر خواهد داشت زیرا در آن صورت نیازی نخواهد بود كه موتور مزبور همواره به یك خروجی منبع گاز متصل باشد. اوتو به زودی نوعی كاربوراتور اختراع كرد ولی چون وسیله مشابهی قبلاً اختراع شده و به ثبت رسیده بود بنابراین درخواست وی برای ثبت اختراعش رد شد.

  اوتو بدون دلسردی تمام تلاش خود را وقف بهبود و اصلاح موتور لنور كرد. در سال 1861 موفق به طراحی نوعی موتور گردید كه اساساً با مدل لنور كه نوع ابتدایی بود و سیكل دوزمانه داشت، متفاوت بود. این موتوری بود كه با یك چرخه چهارزمانه كار می‌كرد. در ژانویه 1862 اوتو نمونه‌ای از موتور چهارزمانه خود را ساحت اما با مشكلاتی برای قابل استفاده بودن موتور جدید مواجه شد كه این مشكلات بیشتر در سیستم احتراق آن به چشم می‌خورد. اوتو این طرح را كنار گذاشت و به جای آن تلاش خود را معطوف بهتر كردن موتور «اتمفسریك» كه خود آن را ساحته بود كرد و نوع اصلاح شده موتور دو زمانه بود كه با گاز كار می‌كرد. در سال 1863 این اختراع را به ثبت رساند و به زودی شریكی پیدا كرد «ایوجن لانگن» و از حمایت مالی او برخوردار شد.

آنها كارگاه كوجكی تأسیس كردند و به تلاش برای بهتر ساختن موتور خود ادامه دادند. موتور دو زمانه آنها بالا گرفت و شركتشان سود سرشاری برد. در سال 1872 آنها توانستند گوتلیب دایملر، مهندس برجسته‌ای را كه تجربیاتی در اداره‌ی كارخانه داشت به استخدام خود در آورند. این امر تولید موتور را در كارخانه آنها افزایش داد.

  گرچه منابع حاصل از فروش موتور دوزمانه لسیار خوب بود ولی اوتو نمی‌توانست اندیشه ساخت موتور چهارزمانه را كه از ابتدا در پی آن بود بگذارد. او متقاعد شده بود موتور چهارزمانه كه كخلوط سوخت و هوا قبل از احتراق در آن متراكم شده كارایی بیشتری از هر نوع اصلاح شده موتور دوزمانه لنور خواهد داشت. در اوایل سال 1867 اوتو سرانجام سیستم احتراق جدیدی اختراع كرد و به این ترتیب موفق شد و سال بعد چهارزمانه قابل استفاده بسازد. اولین نمونه در مه 1876 ساخته شد و سال بعد سی‌هزار دستگاه از این موتور فروخته شد. به دنبال آن و تمام اشكال موتور دوزمانه لنور به زودی متروك شده و از رده خارج گردید.

   حق امتیاز ثبت شده آلمانی اوتو در موتور چهارزمانه یك دعوای حقوقی را در سال 1886 در پی داشت. از قرار معلوم یك فرد فرانسوی به نام «آلفونس بیودوروشاز» در سال 1862 وسیله مشابهی را طراحی كرده و آن را به ثبت رسانده بود. نباید تصور كرد كه بیودوروشاز یك چهره تأثیر گذار است. اختراع او هرگز به بازار راه پیدا نكرد و در واقع حتی یك از آن هم ساخته نشد و اوتو هم برای اختراع خود هرگز از ان بهره نگرفته بود. علیرغم بازنده شدن در آن دعوا مؤسسه اوتو همچنان پول‌ساز باقی ماند و او به هنگام مرگ در سال 1891 كاملاً ثروتمند بود.

در همان دوران گوتلیب دایملر در سال 1882 مؤسسه اوتو را ترك كرد. او بر آن ود كه موتور اوتو را برای یك وسیله نقلیه به كار گیرد. تا سال 1883 وی به یك سیستم احتراق بهتر دست یافت (البته نه سیستمی كه امروزه مورد استفاده همگان است)‌ كه موتور را قادر می‌ساخت با گردش 900-700 دور در دقیقه عمل كند. (حداكثر سرعت در مدل اوتو 200-180 دور در دقیقه بود)‌ علاوه بر آن دایملر رنج زیادی را متحمل شد تا توانست موتور بسیار سبك‌تری بسازد. در سال 1885 او یكی از موتورهای خود را روی یك دوچرخه نصب كرد و به این ترتیب اولین موتورسیكلت دنیا ساخته شد.

دایملر سال بعد اولین موتور سیكلت خود را ساخت. اما به زودی معلوم شد كه كارل بنز در این مسابقات جلو افتاده است. بنز اولین اتومبیل خود را دارای سه چرخ بود ولی اتومبیل بودن آن انكار نبود سه ماه زودتر ساخته بود. نیروی محركه اتومبیل بنز مانند دایملر مدلی از موتور چهارزمانه اوتو بود. موتور بنز در بهترین حالت خود كمتر از 400 دور در دقیقه گردش داشت ولی كافی بود تا اتومبیل او قابل استفاده باشد.

   بنز با سرسختی برای بهتر كردن اتومبیل خود تلاش كرد و طی چند سال توانست بازار خوبی برای آن پیدا كند. دایملر بازاریابی برای اتومبیل خود را كمی دیرتر از بنز آغاز كرد ولی او نیز در كار خود موفق شد. (مؤسسات بنز و دایملر سرانجام به هم پیوستند. اتومبیل معروف مرسدس بنز در كاخانه ادغام شده آنان ساخته می‌شود.

   در راستای توسعه صنعت اتومبیل‌سازی از چهره معروف دیگری نیز یاد كرد او هنری فورد مخترع و صنعتگر آمریكایی می‌باشد. او اولین فردی بود كه به تولید انبوه اتومبیل‌‌های ارزان قیمت همت گماشت.

موتور درون سوز و اتومبیل از اختراعات بسیار مهم و برجسته می‌باشد و اگر یك فرد به تنهایی سزاوار آن بود كه افتخار این اختراعات به او داده شود بدون تردید او در جایی نزدیك به صدر این فهرست قرار می‌گرفت. افتخار اصلی این اختراعات را باید بین چند تن تقسیم كرد: لنور، اوتو و داملر، و فورد. اما از میان تمام این افراد بیشترین سهم باید به اوتو داده شود. اوتو لنور اساساً قدرت و كارایی كافی برای به حركت درآوردن اتومبیل را نداشت. اما موتور اوتو از كیفیت مورد نیاز برای این كار برخوردار بود. قبل از آنكه اوتو در سال 1876 موتور خود را اختراع كند ساخت یك اتونبیل قابل استفاده تقریباً غیرممكن می‌نمود. اما پس از سال 1876 انجام آن دیگر حتمی و مسلم گردید.

 بنابراین نیكلاس اوگوست اوتو را باید یكی از سازندگان واقعی دنیای نوین دانست.

 

کتاب تاثیرگذارترین های تاریخ

شرح حال و آثار یکصد نفر از موثرترین شخصیت های تاریخ جهان

نوشته: میشل اچ.هارت

ترجمه: محمد حسین آهویی

انتشارات روزنه
نام فارسی : ژوزف لیستر
سال ولادت و فوت : 1912 – 1827 میلادی
ملیت : انگلیس

ژوزف لیستر جراح انگلیسی كه ضد عفونی كننده‌ها را در اعمال جراحی رایج كرد به سال 1827 در «آبتون» انگلستان متولد. شد. او یكی از دانشجویان برجسته دانشگاه كالج لندن بود در سال 1852 درجه‌ی دكترای پزشكی خود را دریافت كرد. در سال 1861 جراح بیمارستان سلطنتی گلاسگو شد و هشت سال در این سمت باقی ماند. در خلال همین دوران بود كه او برای اولین بار روش خود را در جراحی استریل ارائه كرد.

لیستر كه در بیمارستان سلطنتی گلاسگو مسئولیت بخش‌های ساختمان جدید جراحی را به عهده داشت از نرخ بالای مرگ و میر بیماران پس از انجام عمل جراحی وحشت‌زده شده بود. بروز عفونت‌های جدّی و خطرناك نظیر قانقاریا پس از عمل جراحی عارضه‌ای كاملاً معمولی بود. لیستر تلاش كرد بخش خود را از هر نظر پاكیزه نگه دارد ولی هیچ یك از اقدامات او در جلوگیری از مرگ و میر بالای بیماران سودمند نبود. بسیاری از پزشكان بر این باور بودند كه استنشاق بخار داروها باعث بروز این عفونت‌ها می‌گردد ولی توجیهاتی از این دست نمی‌توانست لیستر را قانع كند. وی در سال 1865 به مقالات از لوئی پاستور برخورد كرد و با خواندن آن تئوری میكروبی بیماریها اشنا شد. این امر یك نكته كلیدی را بای حلّ مشكلی كه مدتها اندیشه لیستر را به خود مشغول كرده بود، فراهم آورد. اگر میكرب‌ها عامل عفونت باشند پس بهترین روش برای جلوگیری از بروز عفونت‌های پس از عمل جراحی از بین بردن آنها قبل از آنكه بتوانند به یك زخم باز هجوم بیاورند، بود. لیستر با استفاده از اسید كاربولیك به عنوان یك داروی میكرب‌كش اولین گام را در طریق انجام اقدامات ضدعفونی‌كننده برداشت. او قبل از انجام هر عمل جراحی نه تنها دست‌های خود را با دفت تمیز می‌كرد بلكه باید از تمیز بودن كامل ابزارها و وسایل پانسمان نیز مطمئن می‌شد. حتی برای مدتی برای ضدعفونی كردن محیط از اسپری اسید كابولیك در فضای اطاق عمل استفاده كرد. در نتیجه این گونه اقدامات میزان تلفات پس از عمل به شكلی چشمگیر كم شد. در سالهای 65-1861 نرخ مرگ و میر در بخش تصادفات مردان 45 درصد بود ولی تا سال 1869 این رقم تا میزان 15 درصد پایین آمد.

اولین مقاله مهم لیستر در باب جراحی استریل در سال 1867 منتشر شد. البته همان‌گونه كه در باب هر نظریه‌ی جدیدی معمول است، در ابتدا نظریات او را نپذیرفتند. در سال 1869 كرسی جراحی بالینی در دانشگاه ادینبورو به او پیشنهاد گردید و طی هفت سالی كه در آن سمت قرار داشت صیت شهرت و معوفیتش در همه جا گسترده شد.

در سال 1875 طی یك سفر علمی به آلمان سخنرانی‌هایی پیرامون نظریات و روش‌های خود ایراد كرد. سال بعد نیز سفر مشابهی به ایالات متحده داشت ولی هنوز اكثریت پزشكان متقاعد نشده بودند.

در سال 1877 كرسی جراحی بالینی كینگز كالج لندن به لیستر داده شد و او برای مدتی بیش از پانزده سال در این سمت باقی ماند. انجام جراحی‌های استریل توسط او در لندن توجه فراوان محافل پزشكی را برانگیخت و زمینه‌ی پذیرش نظریات او را فراهم آورد. تا پایان عمر لیستر پزشكان در سراسر جهان اصول جراحی استریل او را پذیرفته بودند.

كار جدید و بی‌سابقه لیستر افتخارات زیادی برای او به ارمغان آورد او كه جراح مخصوص ملككه ویكتوریا شده بود مدت پنج سال ریاست انجمن سلطنتی پزشكان را به عهده داشت. لیستر كه ازدواج كرده بود ولی فرزندی نداشت در سال 1912 در شهر «والمر» انگلستان دار فانی را وداع گفت. او هنگام مرگ 85 سال داشت.

    اكتشافات لیستر در كار جراحی تحولی بنیادین به وجود آورد و جان میلیونها میلیون انسان را نجات داد. امروزه نه تنها شمار كسانی كه به علّت عفونت‌های پس از عمل جراحی جان خود را از دست می‌دهند بسیار معدود می‌باشد بلكه جراحی استریل باعث گردید تا بسیاری از مردم كه به علت بیم از عفونت‌های پس از عمل جراحی حاضر به انجام آن نبودند بدون ترس از چنین مخاطره‌ای خود را به دست جراحان بسپارند و سلامت خویش را باز یابند. علاوه بر این امروزه جراحان قادر به انجام اعمال جراحی پیچیده‌ای هستند كه مخاطرات بزرگ بروز عفونت‌ها به همان شدت سابق وجود داشت هرگز به آن دست نمی‌زدند. به عنوان مثال در قرن گذشته جراحی‌هایی كه لازمه‌ی آن گشودن قفسه سینه بود، اصولاً مطرح نبود. گرچه روش‌های جراحی استریل امروزی با آنچه كه لیستر انجام می‌داد متفاوت است ولی زمینه كاملاً مشابهی با ان دارد و در راستای اصول لیستر می‌باشد.

برخی ممكن است مدعی شوند كه نظریات لیشتر نتایج و فروع بدیهی و روشن نظریات پاستور است و او سزاوار آن نیست كه افتخار مهمّی نصیبش گردد. اما با وجود آثار و نوشته‌های پاستور باز هم ضرورت داشت كه فردی به میدان آید و روش‌های جراحی استریل را گسترش داده و آن را همگانی سازد. حضور پاستور و لیشتر در این كتاب به خاطر آن نیست كه آنها كشف مشابهی را دوباره تكرار كردند. كاربردهای تئوری میكربی بیماری‌ها آمچنان گسترده و مهم است كه حتی اگر افتخار و اعتبار مربوط به آن تقسیم گردد، پاستور، لیوون هوك، فلمینگ و لیستر همگی حقاً سزاوار آن هستند كه در این فهرست جای داشته باشند.

برای قرار دادن لیشتر در جایگاهی تقریباً بالا در این فهرست نیز ممكن است اعتراضات احتمالی دیگری را برانگیزد. تقریباً بیست سال قبل از اینكه لیستر كار خود را ارائه دهد. «ایگناز سملویس»‌پزشك مجارستانی (‌1865-1818)‌ كه در بیمارستان مركزی وین كار میكرد مزایا و نتایج حاصل از انجام اقدامات گندزدایی را در هر دو زمینه جراحی و مامایی به روشنی نشان داده بود. با این حال گرچه سلموس به درجه‌ی استادی رسید و كتاب بسیر خوبی تألیف كرد كه در آن نظریات خود را در این باب مطرح كرده بود ولی روی هم رفته نادیده گرفته شد. این ژوزف لیستر بود كه با نوشته‌ها، سخنرانی‌ها، بحث و گفتگو نشان دادن عملی كار خود توانست پزشكان را به انجام كارهای ضد عفونی كننده در امور پزشكی متقاعد كند.  

کتاب تاثیرگذارترین های تاریخ

شرح حال و آثار یکصد نفر از موثرترین شخصیت های تاریخ جهان

نوشته: میشل اچ.هارت

ترجمه: محمد حسین آهویی

انتشارات روزنه
نام فارسی : چارلز داروین
سال ولادت و فوت : 1882-1809 میلادی
ملیت : انگلستان

چارلز داروین نظریه‌پرداز تئوری تكامل ارگانیك به وسیله انتخاب اصلح در طبیعت، در روز دوازدهم فوریه 1809 (همان روزی كه ابراهام لینكلن به دنیا آمد) در سافربوری انگلستان دیده به جهان گشود. در شانزده سالگی برای تحصیل در رشته پزشكی وارد دانشگاه ادینبورو شد ولی پس از چندی پزشكی و تشریح برایش كسل‌كننده شد. به همین دلیل خود را به كمبریج منتقل كرد تا برای ورود به كسوت روحانیت به تحصیل بپردازد. اما در كمبریج اشتغال به فعالیتهایی مانند سواركاری و تیراندازی از تحصیل خشك و خسته‌كننده به مذاق داروین خوش‌تر آمد. با وجود این موفق شد یكی از اساتید خود را قانع نماید كه او را به عنوان طبیعی‌دان در سفر اكتشافی كشتی «بیل» همراهی كند. پدر داروین در ابتدا به این دلیل كه چنین سفری بهانه خوبی برای فرزندش خواهد بود كه كار اصلی خود را باز هم به تعویق اندازد با مسافرت او مخالفت كرد ولی از آنجا كه آن سفر مهمترین سفر اكتشافی دریایی در تاریخ علوم غرب بود داروین پیر ترغیب شد با سفر پسرش موافقت نماید.

داروین بیست و دو ساله در سال 1831 سفر خود را با كشتی «بیل» آغاز كرد سفر دور دنیای «بیل» پنج سال طول كشید و سرنشینان آن طی این مدت بدون هیچ‌گونه عجله و شتابی گوشه و كنار سواحل آمریكای جنوبی را در نوردیدند، جزایر گم شده‌ی «گالاپاگو» را كشف كردند و از جزایر بسیاری در اقیانوس آرام، اقیانوس هند و اقیانوس اطلس جنوبی دیدن نمودند. داروین در طول این سفر با عجایب طبیعی فراوانی روبه‌رو شد. قبایل بدوی را دید، فسیل‌های گوناگون فراوانی به دست آورد و گونه‌های بی‌شمار گیاهی و حیوانی را مورد بررسی قرار داد. او در مورد هر چیزی كه مشاهده می‌كرد یادداشت‌های با ارزشی برمی‌داشت. این یادداشت‌ها اساس كارهای بعدی او قرار گرفت. اصول نظریه‌های او از این یادداشت‌ها كه شواهد و قرائن ارزشمندی برای شكل‌گیری تئوری‌های آینده او بودند، استخراج شد.

  داروین در سال 1836 به انگلستان بازگشت و در خلال بیست سال بعد كتابهایی را تألیف و منتشر كرد كه باعث شهرت و معروفیت او به عنوان یك زیست‌شناس برجسته در كشورش شد.

  داروین پس از مطالعات و بررسی‌هایی كه در خلال سفر پنج‌ساله‌اش داشت در سال 1837 شخصاً متقاعد شد اشكال انواع حیوانی و گیاهی ثابت نبوده بلكه در طول دوره‌های زمین‌شناسی تكامل یافته‌اند. البته در آن زمان داروین هیچ‌گونه تصوری در باب علت این امر نداشت. در سال 1838 داروین اثر مهم مالتوس «مقاله‌ای در باب منشأ جمعیت» را مطالعه كرد. مطالعه این كتاب راهگشای اثبات نظریه انتخاب اصلح در طبیعت از طریق تنازع بقا، برای داروین شد. حتی پس از آنكه داروین اصل تئوری انتخاب اصلح را تنظیم و از هر جهت آماده نمود برای چاپ و انتشار آن تعجیل نكرد. او دریافته بود كه تئوری او با مخالفت‌های شدیدی مواجه خواهد گردید. بنابراین بر آن شد كه مدت زمان بیشتری را با دقت و وسواس صرف جمع‌آوری و مرتب كردن شواهد و قرائن و دلایل برای دفاع از نظریه خود بنماید.

  داروین در سال 1842 خلاصه‌ای از تئوری خود را آماده كرد و تا سال 1844 همچنان روی متن كامل آن كار می‌كرد. در ماه ژوئن 1858 داروین كه هنوز سرگرم كم و زیاد كردن مطالب اثر بزرگ خود و تجدید نظر در مندرجات آن بود دست نوشته‌ای از «آلفرد راسل والاس» طبیعی‌دان انگلیسی كه در آن هنگام در جزایر هند غربی مشغول مطالعات علمی بود دریافت كرد. این دست‌نوشته حاوی خلاصه‌ای از تئوری تكامل والاس بود كه اصول آن تفاوتی با تئوری تكامل داروین نداشت. والاس مستقلاً و بدون اطلاع از كارهای داروین تئوری خود را تنظیم و قبل از چاپ و انتشار برای بهره‌گیری از نظریات و احیاناً انتقادات داروین، كه اكنون دیگر دانشمندی برجسته و صاحب منزلت به شمار می‌آمد برای او فرستاده بود. وضعیت بغرنجی پیش آمد كه می‌توانست به مشاجره و درگیری نامطبوعی برای اثبات پیشگام بودن هر یك از آنان در ارائه تئوری تكامل منجر گردد، اما به جای وقوع چنین وضع نامطلوبی یك ماه بعد مقاله والاس و خلاصه‌ای از كتاب داروین به شكل یك كار مشترك به یك هیئت علمی ارائه شد.

عجیب آنكه ارائه این تئوری در آن هنگام توجه زیادی را جلب نكرد اما انتشار كتاب «اصل انواع» داروین در سال بعد باعث برانگیخته شدن خشم و عصبانیت در محافل علمی انگلستان شد. در واقع آثار چارلز داروین «اصل انواع به وسیله انتخاب طبیعی» و «حفظ نوع برتر در تنازع بقا» با چنان گستردگی و قوت در بین دانشمندان و مردم عادی مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت كه در مورد هیچ یك از آثار علمی منتشر شده نظیر و مانندی ندارد. در سال 1871 در حالی كه هنوز بحث و جدل پیرامون كتابهای قبلی داروین به شدت ادامه داشت وی كتاب جنجال‌برانگیز خود «نژاد انسان و انتخاب در رابطه با جنسیت» را منتشر كرد. طرح این نظریه كه انسان را از نسل نوعی میمون است در این كتاب كافی بود تا لهیب سركش مخالفت‌ها و مجادله‌های علمی را كه در پی انتشار كتابهای قبلی داروین برافروخته شده بود، مشتعل‌تر نماید.

  داروین شخصاً در هیچ‌یك از مباحثات علمی برای دفاع از نظریه‌های خود شركت نمی‌كرد. شاید به این دلیل كه پس از بازگشت از سفر دریایی دور دنیا، به علت ابتلا به بیماری «چاگاس» بیماری ناشی از نیش حشرات آمریكای جنوبی، سلامتی او دچار اختلال شده و از نظر مزاجی در وضع خوبی قرار نداشت. به علاوه حامیان تئوری تكامل از جمله «توماس هاكزلی» مناظره‌گر چیره‌دست سرسختانه از تئوری‌های داروین دفاع می‌كردند. سرانجام تا هنگام مرگ داروین به سال 1882 صحت تئوری‌های او مورد پذیرش و قبول اكثریت عمده علما و دانشمندان قرار گرفته بود.

  داروین صاحب اصلی تئوری تكامل انواع نبود. قبل از او افراد دیگری نیز چنین نظریه‌ای را ارائه داده بودند كه از جمله آنها می‌توان از «جین لامارك» طبیعی‌دان فرانسوی و «اراسموس داروین» پدر بزرگ چارلز داروین نام برد. اما نظریه‌های این افراد هرگز مورد قبول جوامع علمی قرار نگرفت زیرا صاحبان این نظریه‌ها نمی‌توانستند توضیح قانع‌كننده‌ای در مورد اینكه تكامل چگونه انجام یافته است ارائه دهند. نقش عمده داروین در این ماجرا نه تنها نشان دادن مكانیسم چگونگی انجام مراحل – تكامل انتخاب اصلح – بود بلكه توانست شواهد و قرائن قانع‌كننده فراوانی را در دفاع از نظریاتش نیز ارائه نماید.

  این نكته نیز قابل توجه است كه تئوری‌های داروین بدون اتكا به تئوری ژنتیك شكل گرفته بود و یا بهتر است گفته شود در آن زمان كسی از تئوری ژنتیك اطلاعی نداشت. در زمان داروین هیچ كس نمی‌دانست چگونه خصیصه‌ها و ویژگیهای نسلی به نسل بعد منتقل می‌شود. البته در همان سال‌هایی كه داروین مشغول تألیف و انتشار كتابهای تاریخ‌ساز خود بود. گریگوری مندل نیز روی قوانین وراثت كار می‌كرد. كار مندل كه بخوبی مؤید نظریه‌های داروین بود، تا سال 1900 به كلی نادیده گرفته شد. تا آن زمان تئوری‌های داروین دیگر جای خود را در محافل علمی باز كرده و كاملاً مورد پذیرش قرار گرفته بود. به این ترتیب برداشت كنونی ما از نظریه تكامل كه تركیبی از قوانین وراثت ژنتیكی و انتخاب اصلح می‌باشد به مراتب كامل‌تر از تئوری اولیه داروین است.

  تأثیر و نفوذ داروین در اندیشه و تفكر انسانی بسیار گسترده و وسیع است. در زمینه علمی محض او در علم زیست‌شناسی تغییری بنیادین ایجاد كرد. اصل انتخاب اصلح در واقع اصل گسترده و دامنه‌داری است كه در تمام زمینه‌های دیگر مانند انسان‌شناسی، جامعه‌شناسی علوم سیاسی و اقتصادی كاربرد دارد و مورد استفاده قرار گرفته است.

  تأثیر تئوری‌های داروین بر اندیشه و تفكر مذهبی مهمتر از تأثیر آن در زمینه‌های علمی و جامعه‌شناسی می‌باشد. در زمان داروین و سال‌ها پس از آن مسیحیان معتقد بر این باور بودند كه قبول نظریه داروین بر اعتقادات مذهبی ضربه می‌زند و آن را سست می‌كند. این وحشت و دلهره آنان شاید به دلایلی قابل توجیه بود. هر چند عوامل دیگری نیز در سست شدن بنیان‌های اعتقاد مذهبی دخالت داشت. البته داروین خود فردی ملحد و بی‌دین شده بود.

حتی از دیدگاه غیرمذهبی تئوری داروین تغییر عمده‌ای در طرز تفكر بشر درباره دنیا به وجود آورد. از آن پس دیگر به نظر نمی‌رسد كه انسان به عنوان یك مجموعه دائر مدار و مركز و كانون طبیعت و جهان باشد. اكنون ما باید خود را گونه‌ای مشابه انواع دیگر حیوانات بدانیم و این احتمال را لز نظر دور نداریم كه گونه‌ی بشری نیز روزی ممكن است به كلی منقرض شود.

  در نتیجه كار داروین این نظریه هراكلیتوس كه «هیچ چیز جز تغییر و دگرگونی دائمی و پایدار نیست» مقبولیت بیشتری یافت. واژه‌های داروین مانند «تنازع بقا» و «بقای اصلح» اكنون در محاورات روزانه جای گرفته است. كامیابی تئوری تكامل در روشن كردن اصل و ریشه نژاد انسان این نظریه را تقویت كرد كه علم می‌تواند پاسخگوی تمام مسائل طبیعی باشد ولی هزاران دریغ و افسوس كه علم به تنهایی قادر به پاسخگویی مشكلات بشری نیست.

  بدیهی است تئوری‌های داروین حتی اگر شخص او وجود نمی‌داشت به همین شكل مطرح و اثبات می‌شد. با توجه به كارهای والاس این نكته در مورد داروین بیش از دیگر شخصیت‌های این كتاب مصداق دارد. با تمام اینها داروین بود كه با آثار خود تغییرات بنیادین در زیست‌شناسی و انسان‌شناسی به وجود آورد و نظر ما را نسبت به مكان و جایگاه انسان در جهان تغییر داد.

کتاب تاثیرگذارترین های تاریخ

شرح حال و آثار یکصد نفر از موثرترین شخصیت های تاریخ جهان

نوشته: میشل اچ.هارت

ترجمه: محمد حسین آهویی

انتشارات روزنه







 




Admin Logo
themebox Logo