تبلیغات
دانش ما - زندگی نامه ی دانشمندان4

کنکور و نمونه سوال
نام فارسی : ابوریحان بیرونی
سال ولادت و فوت : (440-362) هجری قمری
ملیت : ایرانی

ابوریحان محمد بن احمد بیرونی از دانشمندان بزرگ ایران در علوم حكمت و اختر شناسی و ریاضیات و تاریخ و جغرافیا مقام شامخ داشته، در سال 362 هجری قمری در حوالی خوارزم متولد شده و از این جهت به بیرونی یعنی خارج از خوارزم معروف شده. هیچ اطلاعی درباره اصل و نسب و دوره كودكی بیرونی در دست نیست. نزد ابونصر منصور علم آموخت. در هفده سالگی از حلقه ای كه نیم درجه به نیم درجه مدرج شده بود، استفاده كرد تا ارتفاع خورشیدی نصف النهار را در كاث رصد كند و بدین ترتیب عرض جغرافیایی زمینی آن را استنتاج نماید. چهار سال بعد برای اجرای یك رشته از این تشخیصها نقشه هایی كشید و حلقه ای به قطر پانزده ذراع تهیه كرد. در 9 خرداد 376 بیرونی ماه گرفتگی (خسوفی) را دركاث رصد كرد و قبلاً با ابوالوفا ترتیبی داده شده بودكه او نیز در همان زمان همین رویداد را در بغداد رصد كند. اختلاف زمانی كه از این طریق حاصل شد به آنان امكان داد كه اختلاف طول جغرافیایی میان دو ایستگاه را حساب كنند. وی همچنین با ابن سینا فیلسوف برجسته و پزشك بخارایی به مكاتبات تندی درباره ماهیت و انتقال گرما و نور پرداخت. در درباره مأمون خوارزمشاهی قرب و منزلت عظیم داشته چند سال هم در دربار شمس المعالی قابوس بن وشمگیر به سر برده، در حدود سال 404 هجری قمری به خوارزم مراجعت كرده، موقعی كه سلطان محمود غزنوی خوارزم را گرفت در صدد قتل او برآمد و به شفاعت درباریان از كشتن وی درگذشت و او را در سل 408 هجری با خود به غزنه برد. در سفر محمود به هندوستان، ابوریحان همراه او بود و در آنجا با حكما و علماء هند معاشرت كرد و زبان سانسكریت را آموخت و مواد لازمه برای تألیف كتاب خود موسوم به ماللهند را جمع آوری كرد.
بیرونی به نقاط مختلف هندوستان سفر كرد و در آنها اقامت گزید و عرض جغرافیایی حدود یازده شهر هند را تعیین نمود. خود بیرونی می نویسد كه در زمانی كه در قلعه نندنه (nandana) به سر می برد، از كوهی در مجاورت آن به منظور تخمین زدن قطر زمین استفاده كرد. نیز روشن است كه او زمان زیادی را در غزنه گذرانده است. تعداد زیاد رصدهای ثبت شده ای كه به توسط او در آنجا صورت گرفته است با رشته ای از گذرهای خورشید به نصف النهار شامل انقلاب تابستانی سال 398 آغاز می شود و ماه گرفتگی روز 30 شهریور همان سال را نیز در بر دارد. او به رصد اعتدالین و انقلابین در غزنه ادامه داد كه آخرین آنها انقلاب زمستانی سال 400 بود. بیرونی تألیفات بسیار در نجوم و هیئت و منطق و حكمت دارد از جمله تألیفات او قانون مسعودی است. در نجوم و جغرافیا كه به نام سلطان مسعود غزنوی نوشته، دیگر كتاب آثار الباقیه عن القرون الخالیه در تاریخ و آداب و عادات ملل و پاره ای مسائل ریاضی و نجومی كه در حدود سال 390 هجری بنام شمس المعالی قابوس بن وشمگیر تألیف كرده این كتاب را مستشرق معروف آلمانی زاخائو در سال 1878 میلادی در لیپزیك ترجمه و چاپ كرده و مقدمه ای بر آن نوشته است. دیگر كتاب «ماللهند من مقوله فی العقل او مرذوله» درباره علوم و عقاید و آداب هندیها كه آن را هم پروفسور زاخائو ترجمه كرده و در لندن چاپ شده است. دیگر «التفهیم فی اوائل صناعه التنجیم» در علم هیئت و نجوم و هندسه. بیرونی هنگامی كه شصت و سه ساله بود كتابنامه ای از آثار محمد بن زكریای رازی پزشك تهیه نمود و فهرستی از آثار خود را ضمیمه آن كرد. این فهرست به 13 عنوان سر می زند كه بعضی از آنها برحسب موضوع و گه گاه با اشاره كوتاهی به فهرست مندرجات آنها تنظیم شده اند. این فهرست ناقص است زیرا بیرونی دست كم چهارده سال پس از تنظیم آن زنده بود و تا لحظه مرگ نیز كار می كرد. به علاوه هفت اثر دیگر او موجود است و از تعداد فراوان دیگری هم نام برده شده است. تقریباً چهار پنجم آثار او از بین رفته اند بی آن كه امیدی به بازیافت آنها باشد. از آنچه برجای مانده در حدود نیمی به چاپ رسیده است. علایق بیرونی بسیار گسترده و ژرف بود و او تقریباً در همه شعبه های علومی كه در زمان وی شناخته شده بودند سخت كار می كرد. وی از فلسفه و رشته های نظری نیز بی اطلاع نبود اما گرایش او به شدت بسوی مطالعه پدیده های قابل مشاهده در طبیعت و در انسان معطوف بود. در داخل خود علوم نیز بیشتر جذب آن رشته هایی می شد كه در آن زمان به تحلیل ریاضی در آمدند. در كانی شناسی، داروشناسی و زبان شناسی یعنی رشته هایی كه در آنها اعداد نقش چندانی نداشتند نیز كارهایی جدی انجام داد اما در حدود نیمی از كل محصول كار او در اخترشناسی، اختربینی و رشته های مربوط به آنها بود كه علوم دقیقه به تمام معنی آن روزگاران به شمار می رفتند. ریاضیات به سهم خود در مرتبه بعدی جایمی گرفت اما آن هم همواره ریاضیات كاربسته بود. از آثار دیگر بیرونی كه هنوز هم در دسترس هستند می توان اینها را نام برد: اسطرلاب، سدس، تحدید، چگالیها، سایه ها، وترها، پاتنجلی، قره الزیجات، قانون، ممرها، الجماهر و صیدنه. بیرونی درباره حركت وضعی زمین و قوه جاذبه آن دلایل علمی آورده است. می گویند وقتی كتاب قانون مسعودی را تصنیف كرد سلطان پیلواری سیم برای او جایزه فرستاد. ابوریحان آن مال را پس فرستاد و گفت: من از آن بی نیازم زیرا عمری به قناعت گذرانیده ام و ترك آن سزاوار نیست. نظر پردازی، نقش كوچكی در تفكر او ایفا می كرد. وی بر بهترین نظریه های علمی زمان خود تسلط كامل داشت اما دارای ابتكار و اصالت زیادی نبود و نظریه های تازه ای از خود نساخت. ابوریحان بیرونی در سال 440 هجری در سن 78 سالگی در غزنه بدرود حیات گفت.

 

نام فارسی : یوهان گوتمبرگ
سال ولادت و فوت : 1468 – 1400 میلادی
ملیت : آلمانی
از یوهان گوتمبرگ اغلب به عنوان مخترع صنعت چاپ یاد می‌شود. آنچه را كه او انجام داد ابداع اولین روش استفاده از حروف چاپی قابل جابجایی و ماشین چاپ بود كه این امكان را فراهم می‌آورد تا بتوان مطالب نوشته شده گوناگون را با سرعت و دقت به چاپ رساند.

  هیچ اختراعی به شكل كامل از مغز یك فرد به تنهایی تراوش نمی‌كند و صنعت چاپ هم چنین بود. مهر و انگشترهای خانم كه اساس كارش همان شیوه‌ی چاپ باسمه می‌باشداز زمان‌های باسنان به‌كار گرفته شده بود. چاپ باسمه قرن‌ها قبل از گوتنبرگ در چین شناخته شده بود یك كناب چاپی كه تاریخ سال 868 را دارد درآتجا كشف شده است. در غرب نیز قبل از گوتمبرگ با آن آشنا بودند. چاپ باسمه امكان نولید نسخه‌های متعدد از یك كتاب را فراهم می‌كرد امّا یك مشكل اساسی داشت از آنجا كه برای هر كتابی باید یك سری كامل و جدید از صفحات ساخته و حك حروف روی چوب انجام می‌شد برای تولید كتابهای مختلف عملی و مناسب نبود. برخی اوقات گفته شده است كه سهم عمده گوتمبرگ در صنعت چاپ اختراع حروف چاپی قابل جابجایی بوده است. در واقع حروف چاپی جابجایی در اواسط قرن یازدهم در چین توسط شخصی به‌نام «پی‌شنگ» اختراع شده بود. این حروف را در آن زمان با نوعی سفال می‌ساختند كه طبعاً نمی‌توانست زیاد بادوام باشد. بعدها چینی‌ها و كره‌ای‌ها در ساخت حروف چاپی قابل جابجایی اصلاحاتی به‌وجود آوردند. مدتی قبل از گوتمبرگ كره‌ای‌ها از حروف چاپی فلزی استفاده می‌كردند. در واقع دولت كره در اوایل قرن پانزدهم از ایجاد یك كارگاه ریخته‌گری برای تولید حروف چاپی فلزی حمایت كرد. برخلاف تمام اینها اشتباه خواهد بود اگر پی‌شنگ را شخصاً در این خصوص فردی مؤثر بدانیم. زیرا اولاً اروپا ساخت حروف چاپی قابل جابجایی در چین، تا هنگامی كه در سال‌های اخیر روشهای جدید چاپ را از غرب فراگرفتند، هرگز همگاتی نشد.

برای بهره‌گیری از روش‌های جدید چاپ چهار عامل عمده باید وجود داشنه باشد :

1-        حروف چاپی قابل جابجایی همراه با سیستم حروف چینی

2-        ماشین چاپ

3-        مركب مناسب برای چاپ

4-        ماده‌ی مناسب برای چاپ روی آن، مانند كاغذ

كاغذ سال‌ها قبل در چین توسط تسائی‌لون اختراع شده بود و در غرب نیز قبل از گوتمبرگ به شكلی گسترده از آن استفاده می‌شد. این تنها عامل از عوامل چهارگانه مورد نیاز چاپ بود كه گوتمبرگ به شكل آماده در دسترس داشت. اگر چه در مورد سه عامل دیگر قبل از گوتمبرگ كارهایی انجام شده بود ولی گوتمبرگ اصلاحات و ابداعات مختلف و متعددی در هر یك از آنها پدید آورد. پیدا كردن تركیب فلزی مناسب برای ساخت حروف چاپی، تهیه مركب روغنی چاپ و بالاخره ابداع یك پرس مناسب از كارهای گوتمبرگ بود. اما سهم كلی گوتمبرگ در صنعت چاپ بسیار فراتر و بزرگ‌تر از هر یك از این اختراعات و اصلاحات به تنهایی می‌باشد. اهمیت گوتمبرگ در اصل به این دلیل است كه او با تركیب تمام عوامل مورد نیاز چاپ سیستم تولید كارایی را ابداع كرد.

صنعت چاپ برخلاف تمام اختراعات پیشین اصولاً یك سیستم تولید انبوه است. یك تفنگ به تنهایی اسلحه بسیار مؤثری از یك كمان یا یك نیزه می‌باشد اما یك نسخه از یك كتاب چاپی به خودی خود چیزی برتر از نسخه خطی آن نیست. بنابراین مزیت اصلی چاپ در تولید انبوه آن است. آنچه كه گوتمبرگ ابداع كرد تنها یك ابزار و یك وسیله و یا حتی انجام یك سلسه اصلاحات در آنچه كه وجود داشت، نبود بلكه ابداع یك سیستم كامل تولید بود.

اطلاعات ما پیرامون شرح حال گوتمبرگ چندان زیاد نیست. می‌دانیم كه او در حدودسال 1400 در شهر ماینز آلمان متولد شد و در اواسط قرن تمام فعالیت خود را وقف هنر چاپ كرد. معروف‌ترین كار او كتاب مقدس گوتمبرگ می‌باشد كه حدود سال 1454 در ماینز چاپ شده است. البته نام گوتمبرگ در هیچ یك از كارهای چاپی او، حتی در كتاب مقدس گوتمبرگ كه مسلماً با تجهیزات او چاپ شده است، به چشم نمی‌خورد.

گوتمبرگ ظاهراً كاسب خوبی نبوده و نتوانست از اختراع خود پول زیادی به دست آورد. او در دعاوی متعددی گرفتار شد كه در یكی از آنها محكوم شد تجهیزات خود را بع شریكش یوهان فاست واگذار نمود. گوتمبرگ در سال 1468 و در ماینز درگذشت.

با مقایسه توسعه بعدی اروپا و چین می‌توان تصویری از تأثیر گوتمبرگ بر تاریخ جهان به دست آورد. در هنگام تولد گوتمبرگ اروپا به سرعت پیشرفت كرد در حالی كه پیشرفت چین، كه تا مدتها بعد هنوز از چاپ باسمه استفاده می‌كرد، نسبتاً كند بود. البته مبالغه خواهد بود اگر تنها صنعت چاپ را باعث این اختلاف بدانیم ولی به هر حال این امر عامل بسیار مهمی در این باب بوده است.

این نكته نیز قابل توجه است كه از بزرگان علم و دانش كه در این كتاب از آنها نام برده شده است تنها سه نفر در پنج قرن قبل از گوتمبرگ می‌زیستند در حالی كه شصت و هفت نفر دیگر در پنج قرن بعد از مرگ گوتمبرگ زندگی می‌كردند. این می‌تواند به شكلی بیانگر این نكته باشد كه اختراع گوتمبرگ عاملی عمده و احتمالاً عامل اصلی در انفجار پیشرفتهای انقلابی علوم دوران جدید بوده است.

  تقریباً مسلم است كه اگر آلكساندر گراهام بل هرگز وجود نمی‌داشت تلفن توسط فرد دیگری و در همان مقطع تاریخی اختراع می‌شد. این را در مورد بسیاری دیگر از اختراعات نیز می‌توان گفت. ولی بدون گوتمبرگ اختراع صنعت جدید چاپ ممكن بود برای نسل‌ها به تعویض افتد. با توجه به تأثیر همه جانبه چاپ بر جریان بعدی تاریخ مطمئناً گوتمبرگ سزاوار آن است كه رده بالایی را در این فهرست داشته باشد.

کتاب تاثیرگذارترین های تاریخ

شرح حال و آثار یکصد نفر از موثرترین شخصیت های تاریخ جهان

نوشته: میشل اچ.هارت

ترجمه: محمد حسین آهویی

نام فارسی : تسائی لون
سال ولادت و فوت : حدود سال‌های سده اول و دوم میلادی
ملیت : چین

احتمالاً بسیاری از خوانندگان با نام تسائی‌لون، مخترع كاغذ آشنا نیستند. نادیده گرفتن او در غرب با توجه به اهمیت اختراعش واقعاً تعجب‌آور است. در بسیاری از دائرةالمعارف‌های عمده حتی چند سطری درباره تسائی‌لون درج نشده و نام او به ندرت در كتابهای درسی تاریخ آمده است. با توجه به اهمیت آشكار كاغذ این عدم توجه به نام تسائی‌لون می‌تواند این ظن را برانگیزد كه چنین فردی اصولاً چهره‌ای افسانه‌ای و غیرواقعی می‌باشد. تحقیقات دقیق این نكته را روشن كرده است كه تسائی‌لون یك شخصیت واقعی و از مقامات دربار امپراطور چین بود و اینكه حدود سال‌های 105 نمونه‌هایی از كاغذ به امپراطور هوتی تقدیم شده است. شرح چینی‌ها درباره اختراع تسائی‌لون (كه در تاریخ رسمی سلسله‌ی هان آمده است) كاملاً صریح و بی‌پرده و به دور از افسانه‌پردازی می‌باشد. چینی‌ها همواره به تسائی‌لون به خاطر اختراع كاغذ افتخار می‌كنند و نام وی در چین به خوبی شناخته شده است.

مطلب زیادی درباره زندگی تسائی‌لون نمی‌دانیم. بر اساس آنچه كه در اسناد و مدارك از اختراع او بسیار خوشحال شد، در نتیجه تسائی‌لون ترقی كرد، یك عنوان اشرافی به او در دسیسه‌بازی‌های دربار گرفتار شد كه سرانجام آن افول و سقوط او بود. در این اسناد نقل می‌شود تسائی‌لون پس از مغضوب شدن حمام گرفت، یكی از بهترین ربدشامبرهایش را پوشید و سپس با نوشیدن جام زهر خودكشی كرد.

در قرن د.م میلادی استفاده از كاغذ در چین تقریباً همگانی شد و در قرون بعد چین صادركننده كاغذ به سایر نواحی آسیا بود. مدت زمانی طولانی چینی‌ها فن كاغذسازی را محرمانه نگه داشتند. در سال 751 چند تن از كاغذسازان چینی به دست اعراب اسیر شدند و كمی بعد سمرقند و بغداد نیز تولید كاغذ را آغاز كردند. فن ساخت كاغذ به تدریج در سراسر دنیای عرب رسوخ یافت و اروپائیان در قرن دوازدهم آن را از اعراب فرا گرفتند.

استفاده از كاغذ به تدریج زیاد و زیادتر می‌شد و پس از آنكه گوتمبرك صنعت نوین چاپ را اختراع كرد كاغذ در غرب به عنوان ماده اصلی برای تحریر جایگزین پوست شد.

امروزه كاغذ آنچنان فراوان و در دسترس همگان است كه وجود آن كاملاً بدیهی می‌نماید و تصور دنیای بدون كاغذ بسیار دشوار است. قبل از تسائی‌لون در چین بیشتر كتابها از بامبو ساخته می‌شد. این گونه كتابها بسیار سنگین و بی‌قواره بودند. برخی از كتابها نیز روی پارچه‌های ابریشمی نگاشته می‌شد ولی این نوع كتابها به علت گرانی نمی‌توانست مورد استفاده عموم قرار گیرد. در غرب قبل از عرضه كاغذ كتابها عمدتاً روی پوست تحریر می‌شد پوست مخصوص تحریر را از پوست گوسفند یا گوساله كه به شكل خاصی عمل‌آوری می‌شد، می‌ساختند در واقع پوست جایگزین پاپیروس كه مورد علاقه یونانیها، رومن‌ها و مصری‌ها بود، گردید. به هر حال هم پوست و هم پاپیروس نه تنها كمیاب بود بلكه عمل‌آوردن و آماده كردن آنها برای نوشتن هزینه زیادی دربر داشت.

امروزه به علت وجود كاغذ كتابها و مواد نوشتنی را می‌توان این چنین ارزان و در مقادیر فراوان تولید كرد. درست است كه اگر دستگاه‌های چاپ وجود نمی‌داشت كاغذ نمی‌توانست آن اهمیتی را كه امروزه دارد كسب كند ولی در عین حال این هم واقعیت دارد كه دستگاه‌های چاپ نیز بدون وجود مواد ارزان و فروانی كه بتوان روی آنها چاپ كرد از چنین اهمیتی برخوردار نبود.

به این ترتیب كدام یك از این دو تن باید بالاتر از دیگری باشد. تسائی‌لون یا گوتمبرگ؟ در عین حال كه من این دو تن را از نظر اهمیت معادل و مساوی با یكدیگر می‌دانم ولی به دلایل زیر ‍ تسائی‌لون را بالاتر از گوتمبرگ قرار دادم:

1-     كاغذ علاوه بر آنكه اصلی‌ترین ماده لازم برای تحریر است موارد مصرف فراوان دیگری نیز دارد. در واقع كاغذ یك ماده مصرفی چندین منظوره می‌باشد كه تعداد موارد مصرف آن می‌تواند موجب شگفتی شود، امروزه درصد بالایی از كاغذهایی كه تولید می‌شود به مصارفی غیر از چاپ و تحریر اختصاص دارد.

2-        تسائی‌لون قبل از گوتمبرگ بود و ممكن است كه اگر كاغذ وجود نمی‌داشت گوتمبرگ چاپ را اختراع نمی‌كرد.

3-     اگر فرضاً فقط یكی از این دو مورد، كاغذ یا چاپ، اختراع شده بود گمان من این است كه با كاغذ و چاپ باسمه (كه مدتها قبل از گوتمبرگ شناخته شده بود) كتابهای بیشتری تولید می‌شد تا با پوست و حروف چاپی قابل جابجایی اختراع گوتمبرگ.

به هر حال آیا مناسب است كه تسائی‌لون و گوتمبرگ را در بین ده نفر تأثیرگذارترین افراد جهان جای دهیم؟ برای درك اهمیت كامل اختراع كاغذ و اختراع چاپ ضروری است كه پیشرفت فرهنگی غرب و چین به طور نسبی مورد بررسی قرار گیرد.

  قبل از قرن دوم تمدن چین در مقایسه با تمدن غرب از پیشرفت كمتری برخوردار بود. در هزاره‌ی اول میلادی فرهنگ و هنر و تمدن چینی‌ها از غرب پیشی‌ گرفت و بر اساس معیارهای مختلف، تمدن چین در یك دوره هفتصد- هشتصد ساله پیشرفته‌ترین تمدن روی زمین بود. اما پس از قرن پانزدهم اروپا چین را پشت سر گذاشت. برای این تغییرات توجیهات فرهنگی مختلفی ارائه شده است. اما بیشتر این توجهات ظاهراً آنچه را كه من ساده‌ترین توجیه می‌دانم نادیده می‌گیرد.

درست است كه كشاورزی و فن تحریر در قرون اولیه قبل از چین در خاورمیانه گسترش یافته بود ولی این عامل به تنهایی نمی‌تواند پاسخی به این سؤال باشد كه چرا تمدن در آن زمان از تمدن غرب فاصله داشت. به نظر من عامل قطعی این امر در چین قبل از تسائی‌لون عدم دسترسی به مواد مناسب لازم برای نوشتن بود. در غرب پاپیروس موجود و فراهم بود اگر چه این ماده نقایص و كم و كسری‌های خود را داشت ولی به هر حال طومارهای پاپیروسی نسبت به كتابهایی كه از چوب و بامبو ساخته می‌شد بهتر بود. كمبود مواد مناسب برای نوشتن مانع غیرقابل غلبه‌ای در راه پیشرفت فرهنگی چین به شمار می‌آمد. مثلاً یك محقق چینی در آن دوران برای جابجایی تعداد معدودی از كتابهای خود به یك واگن بزرگ نیاز داشت. حال تصور كنید با چنین اوضاع و احوال اداره تشكیلات دولتی چین، با آن وسعت تا چه اندازه مشكل و طاقت‌فرسا بود.

  اختراع كاغذ توسط تسائی‌لون این وضعیت را به كلی تغییر داد. با داشتن یك ماده مناسب برای نوشتن تمدن چین سریعاً به پیشرفت دست یافت و طی چند قرن توانست از غرب پیشی گیرد. البته عدم وحدت سیاسی غرب نیز در این باب نقش داشت ولی این نمی‌توانست تمام داستان باشد. در قرن چهارم وحدت و یكپارچگی در چین به مراتب كمتر از غرب بود. ولی با وجود این آن كشور توانست در جنبه‌های فرهنگی سریعاً رشد كند. در خلال قرون بعد در حالی كه پیشرفت غرب بسیار كند و بی‌رمق بود چینی‌ها اختراعات مهمی مانند قطب‌نما، باروت و چاپ باسمه را ارائه دادند و از آنجا كه كاغذ ارزان‌تر از پوست و به مقدار فراوان در دسترس بود كفه‌های ترازو به نفع چین پایین آمد.

  پس از آغاز استفاده از كاغذ در بین ملل غربی آنها توانستند با چین مقابله كنند و حتی موفق شدند فاصله فرهنگی موجود بین غرب و چین را به تدریج كمتر نمایند. نوشته‌های ماركوپولو مؤید این واقعیت می‌باشد كه حتی در قرن سیزدهم اوضاع و احوال در چین به مراتب از اروپا بهتر بوده است.

  چرا چین سرانجام از غرب عقب افتاد؟ در این باب توجهات فرهنگی پیچیده متعددی ارائه شده است ولی شاید یك توجیه ساده فنی بیش از سایر توجیهات بیانگر موضوع باشد. نابغه‌ای به نام گوتمبرگ در اروپای رو به پیشرفت گذاشت. چین كه گوتمبرگی نداشت به همان چاپ باسمه‌ای بسنده كرد و در نتیجه پیشرفت فرهنگی آن دچار وقفه شد.

اگر كسی تحلیل‌های گفته شده را بپذیرد به این نتیجه می‌رسد كه تسائی‌لون و گوتمبرگ دو چهره اصلی تاریخ بشری هستند. البته دلیل دیگری نیز برای برتری تسائی‌لون نسبت به بسیاری از مخترعین دیگر وجود دارد. بسیاری از اختراعات محصول زمان خود هستند حتی اگر شخص به خصوصی كه آن را ارائه داد وجود نمی‌داشت باز هم آن اختراع توسط دیگری   پدید می‌آمد. اما در مورد اختراع كاغذ نمی‌توان چنین مطلبی را بیان كرد. اروپائیان هزار سال پس از تسائی‌لون، آن هم پس از آنكه نحوه كار را از اعراب فرا گرفتند تولید كاغذ را آغاز كردند. به همین دلیل مردمان سایر نواحی آسیا پس از آنكه كاغذهایی را كه در چین ساخته شده بود دیدند هرگز نتوانستند چگونگی ساخت آن را دریابند و خود به تولید آن بپردازند. واضح است كه ابداع روشی برای ساخت كاغذ واقعی به قدری سخت و دشوار بود كه لزوماً نمی‌توان آن را مفید كرد كه باید در جامعه‌ای با فرهنگ نسبتاً پیشرفته اتفاق می‌افتاد بلكه انجام آن فقط می‌توانست مرهون تلاش خستگی‌ناپذیر و پشت‌كار فردی نابغه و مستعد باشد و تسائی‌لون چنین فردی بود.

  روشی كه او برای ساخت كاغذ به كار گرفت، صرف نظر از جنبه‌ی مكانیكی كار كه در سال 1800 میلادی ارائه شد، اصولاً همان روشی است كه از آن زمان تاكنون به كار گرفته شده است.

  اینها دلایلی است كه من فكر می‌كنم باید جای هر دو نفر، گونمبرگ و تسائی‌لون بین ده نفر اول در این كتاب باشد و البته تسائی‌لون قبل از گوتمبرگ.

کتاب تاثیرگذارترین های تاریخ

شرح حال و آثار یکصد نفر از موثرترین شخصیت های تاریخ جهان

نوشته: میشل اچ.هارت

ترجمه: محمد حسین آهویی

نام فارسی : ارشمیدس
سال ولادت و فوت : ( 212 - 287 ) قبل از میلاد
ملیت : یونان

ارشمیدس دانشمند و ریاضیدان یونانی در سال 212 قبل از میلاد در شهر سیراكوز یونان چشم به جهان گشود و در جوانی برای آموختن دانش به اسكندریه رفت. بیشتر دوران زندگیش را در زادگاهش گذرانید و با فرمانروای این شهر دوستی نزدیك داشت. در اینجا سخن از معروفترین استحمامی است كه یك انسان در تاریخ بشریت انجام داده است. در داستانها چنین آمده است كه بیش از 2000 سال پیش در شهر سیراكوز پایتخت ایالت یونانی سیسیل آن زمان ارشمیدس مكانیكدان و ریاضیدان و مشاور دربار پادشاه یمرون یكی از معروفترین كشفهای خود را در خزینه حمام انجام داد. روزی كه او در حمامی عمومی به داخل خزینه حمام پا نهاد و در آن نشست و حین این كار بالا آمدن آب خزینه را مشاهده كرد ناگهان فكری به مغزش خطور كرد. او بلافاصله لنگی را به دور خود پیچید و با این شكل و شمایل به سمت خانه روان شد و مرتب فریاد می زد: یافتم، یافتم به زبان یونانی Heureca! Heureca او چه چیزی یافته بود؟
پادشاه به او مأموریت داده بود راز كار جواهر ساز خیانتكار دربار او را كشف و او را رسوا كند. شاه هیرون بر كار جواهر ساز شك كرده بود و چنین می پنداشت كه او بخشی از طلایی را كه برای ساختن تاج شاهی به وی داده بود برای خود برداشته و باقی آن را با فلز نقره كه بسیار ارزانتر بود مخلوط كرده و تاج را ساخته است. هرچند ارشمیدس می دانست كه فلزات گوناگون وزن مخصوص متفاوت دارند ولی او تا آن لحظه این طور فكر می كرد ك مجبور است تاج شاهی را ذوب كند، آن را به صورت شمش طلا قالب ریزی كند تا بتواند وزن آن را با شمش طلای نابی به همان اندازه مقایسه كند. اما در این روش تاج شاهی نیز از بین می رفت، پس او مجبور بود راه دیگری برای این كار بیابد. در آن روز كه در خزینه حمام نشسته بود دید كه آب خزینه بالاتر آمد و بلافاصله تشخیص داد كه بدن او میزان معینی از آب را در خزینه حمام پس زده و جابه جا كرده است. او با عجله و سراسیمه به خانه بازگشت و شروع به آزمایش عملی این یافته كرد. او چنین اندیشید كه اجسام هم اندازه، مقدار آب یكسانی را جابه جا می كنند ولی اگر از نظر وزنی به موضوع نگاه كنیم یك شمش نیم كیلویی طلا كوچكتر از یك شمش نقره به همان وزن است (طلا تقریباً دو برابر نقره وزن دارد) بنابراین باید مقدار كمتری آب را جابه جا كند. این فرضیه ارشمیدس بود و آزمایشهای او این فرضیه را اثبات كرد. او برای این كار نیاز به یك ظرف آب و سه وزنه با وزنهای مساوی داشت كه این سه وزنه عبارت بودند از تاج شاهی، هم وزن آن طلای ناب و دوباره هم وزن آن نقره ناب. او در آزمایش خود تشخیص داد كه تاج شاهی میزان بیشتری آب را نسبت به شمش طلای هم وزنش پس می راند ولی این میزان آب كمتر از میزان آبی است كه شمش نقره هم وزن آن را جابه جا می كند. به این ترتیب ثابت شد كه تاج شاهی از طلای ناب و خالص ساخته نشده بلكه جواهر ساز متقلب و خیانتكار آن را از مخلوطی از طلا و نقره ساخته است. به همین ترتیب ارشمیدس یكی از چشمگیرترین رازهای طبیعت را كشف كرد آن هم اینكه می توان وزن اجسام سخت را با كمك مقدار آبی كه جابه جا می كنند اندازه گیری كرد. این قانون (وزن مخصوص) را كه امروزه چگالی می گویند «اصل ارشمیدس» می نامند. حتی امروز هم هنوز پس از 23 قرن بسیاری از دانشمندان در محاسبات خود متكی به این اصل هستند.
به هر حال ارشمیدس در رشته ریاضیات از ظرفیتهای هوشی بسیار والا و چشمگیری برخوردار بود. او منجنیقهای شگفت آوری برای دفاع از سرزمین خود اختراع كرد كه بسیار سودمند افتاد. او توانست سطح و حجم جسمهایی مانند كره، استوانه و مخروط را حساب كند و روش نوینی برای اندازه گیری در دانش ریاضی پدید آورد. همچنین به دست آوردن عدد نیز از كارهای گرانقدر وی است. او كتابهایی درباره خصوصیات و روشهای اندازه گیری اشكال و احجام هندسی از قبیل مخروط منحنی حلزونی و خط مارپیچ، سهمی، سطح كره و استوانه می دانست. علاوه بر آن او قوانینی درباره سطح شیبدار، پیچ اهرم و مركز ثقل كشف كرد.
ارشمیدس در مورد خودش گفته ای دارد كه با وجود گذشت قرنها جاودان مانده و آن اینست: «نقطه اتكایی به من بدهید، من زمین را از جا بلند خواهم كرد.» عین همین اظهار به صورت دیگری در متون ادبی زبان یونانی از قول ارشمیدس نقل شده است اما مفهوم در هر دو صورت یكی است. ارشمیدس هم چون عقاب گوشه گیر و منزوی بود. در جوانی به مصر مسافرت كرد و مدتی در شهر اسكندریه به تحصیل پرداخت و در این شهر دو دوست صمیمی یافت یكی كونون (این شخص ریاضیدان قابلی بود كه ارشمیدس چه از لحاظ فكری و چه از نظر شخصی برای وی احترام بسیار داشت) و دیگری اراتوستن كه گرچه ریاضیدان لایقی بود اما مردی سطحی به شمار می رفت كه برای خویش احترام خارق العاده ای قائل بود.
ارشمیدس با كونون ارتباط و مكاتبه دائمی داشت و قسمت مهم و زیبایی از آثار خویش را در این نامه ها با او در میان گذاشت و بعدها كه كونون درگذشت ارشمیدس با دوسته كه از شاگردان كونون بود مكاتبه می كرد.
یكی از روشهای نوین ارشمیدس در ریاضیات به دست آوردن عدد پی بود. وی برای محاسبه عدد پی، یعنی نسبت محیط دایره به قطر آن روشی به دست داد و ثابت كرد كه عدد محصور ما بین و است. گذشته از آن روشهای مختلف برای تعیین جذر تقریبی اعداد به دست داد و از مطالعه آنها معلوم می شود كه وی قبل از ریاضی دان هندی با كسرهای متصل یا مداوم آشنایی داشته است.
در حساب روش غیرعملی و چند عملی یونانیان را- كه برای نمایش اعداد ازعلائم متفاوت استفاده می كردند- به كنار گذاشت و پیش خود دستگاه شماری اختراع كرد كه به كمك آن ممكن بود هر عدد بزرگی را بنویسیم و بخوانیم.
دانش تعادل مایعات بوسیله ارشمیدس كشف شد و وی توانست قوانین آن را برای تعیین وضع تعادل اجسام غوطه ور به كار ببرد.
همچنین برای اولین بار برخی از اصول مكانیك را به وضوح و دقت بیان كرد و قوانین اهرم را كشف كرد.
در سال 1906 ج.ل. هایبرگ مورخ دانشمند و متخصص تاریخ ریاضیات یونانی در شهر قسطنطنیه موفق به كشف مدرك باارزشی شد. این مدرك كتابی است به نام «قضایای مكانیك و روش آنها» كه ارشمیدس برای دوست خود اراتوستن فرستاده بود. موضوع این كتاب مقایسه حجم یا سطح نامعلوم شكلی با احجام و سطوح معلوم اشكال دیگر است كه بوسیله آن ارشمیدس موفق به تعیین نتایج مطلوب می شد. این روش یكی از عناوین افتخار ارشمیدس است كه ما را مجاز می دارد كه وی را به مفهوم صاحب فكر جدید و امروزی بدانیم، زیرا وی چیز و هرچیزی را كه استفاده از آن به نحوی ممكن بود به كار می برد تا بتواند به مسائلی كه ذهن او را مشغول می داشتند حمله ور گردد. دومین نكته ای كه ما را مجاز می دارد كه عنوان «متجدد» به ارشمیدس بدهیم روشهای محاسبه اوست. وی دو هزار سال قبل از نیوتن و لایب نیتس موفق به اختراع حساب انتگرال شد و حتی در حل یكی از مسائل خویش نكته ای را به كار برد كه می توان او را از پیش قدمان فكر ایجاد حساب دیفرانسیل دانست.
زندگی ارشمیدس با آرامش كامل می گذشت همچون زندگی هر ریاضیدان دیگری كه تأمین كامل داشته باشد و بتواند همه ممكنات هوش و نبوغ خود را به مرحله اجرا درآورد. زمانی كه رومیان در سال 212 قبل از میلاد شهر سیراكوز را به تصرف خود درآوردند سردار رومی مارسلوس دستور داد كه هیچ یك از سپاهیانش حق اذیت و آزار و توهین و ضرب و جرح این دانشمند و متفكر مشهور و بزرگ را ندارند با این وجود ارشمیدس قربانی غلبه رومیان بر شهر سیراكوز شد. او به وسیله ی سرباز مست رومی به قتل رسید و این در حالی بود كه در میدان بازار شهر در حال اندیشیدن به یك مسئله ریاضی بود. میگویند آخرین كلمات او این بود: دایره های مرا خراب نكن. به این ترتیب بود كه زندگی ارشمیدس بزرگترین دانشمند تمام دورانها خاتمه پذیرفت. این ریاضیدان بی دفاع هفتاد و پنج ساله در سال 287 قبل از میلاد به جهان دیگر رفت.



نام فارسی : خواجه نصیر الدین طوسی
سال ولادت و فوت : (672-598) هجری قمری
ملیت : ایران

محمد بن حسن جهرودی طوسی مشهور به خواجه نصیر الدین طوسی در تاریخ 15 جمادی الاول سال 598 هجری قمری در طوس ولادت یافته است. او به تحصیل دانش علاقه زیادی داشت و از دوران جوانی در علوم ریاضی و نجوم و حكمت سرآمد شد و از دانشمندان معروف زمان خود گردید. طوسی یكی از سرشناس ترین و با نفوذترین چهره های تاریخ اسلامی است. علوم دینی و علوم عملی را زیر نظر پدرش و منطق و حكمت را نزد خالویش بابا افضل ایوبی كاشانی آموخت. تحصیلاتش را در نیشابور به اتمام رسانید و در آنجا به عنوان دانشمندی برجسته شهرت یافت. خواجه نصیر الدین طوسی را دسته ای از دانشوران خاتم فلاسفه و گروهی او را عقل حادی عشر (یازدهم) نام نهاده اند. علامه حلی كه یكی از شاگردان خواجه نصیر الدین طوسی می باشد درباره استادش چنین می نویسد: خواجه نصیر الدین طوسی افضل عصر ما بود و از علوم عقلیه و نقلیه مصنفات بسیار داشت. او اشرف كسانی است كه ما آنها را درك كرده ایم. خدا نورانی كند ضریح او را. در خدمت او الهیات، شفای ابن سینا و تذكره ای در هیئت را كه از تألیفات خود آن بزرگوار است قرائت كردم. پس او را اجل مختوم دریافت و خدای روح او را مقدس كناد. نصیرالدین زمانی پیش از سال 611 در مقابل پیشروی مغولان به یكی از قلعه های ناصرالدین محتشم فرمانروای اسماعیلی پناه برد. این كار به وی امكان داد كه برخی از آثار مهم اخلاقی، منطقی، فلسفی و ریاضی خود از جمله مشهورترین كتابش «اخلاق ناصری» را به رشته تحریر درآورد. وقتی كه هولاكو به فرمانروایی اسماعیلیان در سال 635 پایان داد طوسی را در خدمت خود نگاه داشت و به او اجازه داد كه رصدخانه بزرگی در مراغه احداث كند كه شروع آن از سال 638 بود. برای كمك به رصد خانه علاوه كمكهای مالی دولت اوقاف سراسر كشور نیز در اختیار خواجه گذارده شده بود كه از عشر (یك دهم) آن جهت امر رصدخانه و خرید وسایل و اسباب و آلات و كتب استفاده می نمود در نزدیكی رصد خانه كتابخانه بزرگی ساخته شده بود كه در حدود چهارصد هزار جلد كتب نفیس جهت استفاده دانشمندان و فضلا قرار داده بود كه از بغداد و شام و بیروت و الجزیره بدست آورده بودند در جوار رصدخانه یك سرای عالی برای خواجه و جماعت منجمین ساخته بودند و مدرسه علمیه ای جهت استفاده طلاب دانشجویان. این كارها مدت 13 سال به طول انجامید تا اینكه ایلخان هلاكوی مغولی در سال 663 درگذشت. لیكن خواجه تا آخرین دقایق عمر خود اجازه نداد كه خللی در كار آنجا رخ دهد و كوشش بسیار نمود كه آن رصد خانه و كتابخانه از بین نرود.
قسمت اعظم 150 رساله و نامه های طوسی به زبان عربی نوشته شده است. وسعت معلومات و نفوذ او با ابن سینا قابل قیاس است جز آنكه ابن سینا پزشك بهتری بود و طوسی ریاضیدان برتری. از پنج كتابی كه در زمینه منطق نوشته شده است اساس الاقتباس از همه مهمتر است. در ریاضیات تحریرهایی بر آثار آوتولوكوس، آرستاخوس، اقلیدس، آپولونیوس، ارشمیدس، هوپسیكلس، تئودوسیوس منلائوس و بطلمیوس نوشت. از جمله مهمترین آثار اصیل وی در حساب هندسه و مثلثات جوامع الحساب بالتخت و التراب، رساله الشافیه و اثر معروفش كتاب شكل القطاع است كه به نوشته های رگیومونتانوس اثر گذارده است. معروفترین آثار نجومی وی زیج ایلخانی كه در سال 650 نوشته شده می باشد و همچنین تذكره فی علم الهیئه است. كتاب تنسوق نامه و كتابهایی در زمینه اختربینی نیز نوشته است. احتمالاً برجسته ترین كار طوسی در ریاضیات در زمینه مثلثات بوده است در كشف القناع عن اسرار شكل القطاع، وی نخستین كسی بود كه مثلثات را بدون توسل به قضیه منلائوس یا نجوم توسعه بخشید و هم او بود كه برای نخستین بار قضیه جیوب را، كه رویداد برجسته ای در تاریخ ریاضیات است به روشنی بیان كرد. در نجوم تذكره فی علم الهیئه وی شاید كاملترین نقد بر نجوم بطلمیوسی در قرون وسطی و معرف تنها الگوی ریاضی جدید حركات سیارات است كه در نجوم قرون وسطی نوشته شده است. این كتاب به احتمال زیاد از راه نوشته های منجمان بیزانسی به كوپرنیك اثر گذاشته است و همراه با كار شاگردان طوسی متضمن تمام تازه های نجومی كوپرنیكی است به استثنای فرضیه خورشید مركزی آن. نصیر الدین طوسی با اینكه سرو كارش بیشتر در سیاست و اجتماع بوده روشن ترین راه را كه برای رسیدن به جهان جاودانی نشان می دهد دیانت است. اگرچهت در تمام توشته های خود دم از استقلال و معرفت می زند اما آشكارا می گوید دانش تنها از ایمان و دین حاصل می شود و حقیقت دانش را دین میداند كه تسلی بخش جانها و روان بخش كالبدهای افسرده است. طوسی بیشتر به عنوان منجم معروف است و رصدخانه وی یك مؤسسه علمی در تاریخ علم به شمار می رود. كتاب تنسوق نامه او از لحاظ موضوع فقط در مقایسه با مشابهش یعنی كتاب بیرونی (كتاب الجماهر فی معرفت الجواهر) در درجه دوم اهمیت قرار دارد. طوسی یكی از پیشروترین فلاسفه اسلامی است كه تعیمات مشّائی ابن سینا را پس از آن كه در طول دو سده در محاق «كلام» قرار گرفته بودند احیاء كرد. او مظهر نخستین مرحله تركیب تدریجی مكتبهای مشّائی و اشراقی است. اخلاق ناصری وی رایج ترین كتاب اخلاقی بین مسلمانان هند و ایران بوده است. تجرید العقاید او در كلام مبنای الهیات اصولی شیعه دوازده امامی است. طوسی احتمالاً بیش از هر فرد دیگر مایه احیای علوم اسلامی بوده است. گروهی خواجه را برهم زننده وحدت دو ملت عربی و اسلامی می پندارند و می گویند به دست او وحدت عربی در آن زمان پاشیده شد. در حقیقت خواجه در این باب گناهی نداشت و اگر لیاقت خواجه پس از آن همه وقایع و خونریزی به داد مسلمانان نرسیده بود جهان اسلامی امروز چه وضعیتی داشت؟ در سال 672 هجری قمری نصیر الدین طوسی با جمعی از شاگردان خود به بغداد رفت كه بقایای كتابهای تاراج رفته را جمع آوری و به مراغه بازگرداند اما اجل مهلتش نداد و در تاریخ 18 ذی الحجه سال 672 هجری قمری در كاظمین نزدیك بغداد دار فانی را وداع گفت. نصیر الدین طوسی ستاره درخشانی بود كه در افق تاریك مغول درخشید و در هر شهری كه پاگذارد آنجا را به نور حكمت و دانش و اخلاق روشن ساخت و در آن دوره تاریك وجود چنین دانشمندی مایه اعجاب و اعجاز بود

 


نام فارسی : فردریك گائوس
سال ولادت و فوت : (1855-1777) میلادی
ملیت : آلمان

شارل. فردریك گائوس فرزند باغبان فقیری از اهالی «برونشویك» آلمان بود كه در تاریخ 30 آوریل سال 1777 متولد شد. پدرش مردی شرافتمند و مادرش زنی فعال و باهوش بود. گائوس بیش از سه سال نداشت كه پدرش را از اشتباهی كه در حساب ورقه ای بود مطلع ساخت و بدین ترتیب توانست استعداد فوق العاده خود را در محاسبه نشان دهد. هنگامیكه گائوس در مدرسه ابتدایی مشغول تحصیل بود و بیش از ده سال نداشت یك روز معلم او سر كلاس شاگردان را وادار نمود كه مجموعه سلسله ای از اعداد را با هم جمع كنند ولی هنوز صورت مسئله تمام نشده بود كه گائوس ده ساله گفت كه من مسئله را حل كردم او متوجه شده بود كه اختلاف ما بین او عدد از این سلسله مقداریست ثابت و خود به خود دستوری برای مجموع این نوع سلسله اعداد بوجود آورد. معلم او سخت متعجب شد و اظهار داشت كه این كودك از من قویتر است و من دیگر معلوماتی ندارم كه به او بیاموزم گائوس در سال 1795 وارد دانشگاه گوتینگن شد و در 19 سالگی به حل بسیاری از مسائل كه برای اویلر و لاگرانژ لاینحل مانده بود موفق گردید گائوس نیز همچون ارشمیدس و دكارت و نیوتن در كودكی دچار حادثه ای گردید كه ممكن بود ریاضیات را از وجود او محروم سازد وی در اولین سالهای كودكی بود و طغیان آب ترعه ای را كه از كنار خانه محقر ایشان می گذشت سرریز كرده بود. كودك كه در كنار آب بازی می كرد در ترعه افتاد و چیزی نمانده بود كه غرق شود و اگر بر حسب تصادف كارگری كه در آن نزدیكی بود وی را نجات نمی داد زندگانی گائوس به همین جا خاتمه می یافت. روز سی ام مارس 1796 یكی از روزهای تاریخی دوران زندگی گائوس است در این روز یعنی درست یك ماه قبل از اینكه نوزده ساله شود گائوس بطور قطع تصمیم به مطالعه در ریاضیات گرفت. از همین روز بود وی دفتر یادداشت علمی خویش را ترتیب داد كه یكی از ذیقیمت ترین مدارك تاریخ ریاضیات می باشد و اولین مسئله ای كه در آن ثبت شده است همین اكتشاف بزرگ او می باشد.
این دفتر یادداشت فقط از سال 1898 در معرض مطالعه عموم قرار گرفت یعنی چهال و سه سال بعد از وفات گائوس.
گائوس در نهم اكتبر 1805 در بیست و هشت سالگی با یوهانا اشتهوف از اهالی شهر برونسویك ازدواج می كند و در نامه ای كه سه روز بعد از نامزدی خود به دوست دانشگاهی خویش ولنگانگ بولیه نوشته است از خوشبختی خویش چنین گفتگو می كند: «زندگانی هنوز به صورت بهاری ابدی با رنگهای جدید و درخشان در مقابل من است.ظ از این ازدواج سه فرزند نصیب او شد كه یوزف و مینا و لودویش نام داشتند زنش در یازدهم اكتبر سال 1809 بعد از تولد لودویش وفات یافت. اگرچه سال بعد (چهارم اوت 1810) بخاطر كودكانش از نو ازدواج كرد ولی سالها بعد نیز از زن اول خود با تأثر بسیار گفتگو می كرد. زن دوم او كه مینا والدك نام داشت دو پسر و یك دختر برایش آورد.
فقر و تنگدستی گائوس از یك طرف و فوت زنش از طرف دیگر بدبینی عجیبی در او بوجود آورد بطوریكه تا آخر عمر این بدبینی از او جدا نگردید ولی با وجود همه این گرفتاریها و در حالیكه نوشته بود «مرگ بر این زندگی ترجیح دارد» كتاب «تئوری اجسام آسمانی روی مقاطع مخروطی حول خورشید» را انتشار داد و در سال 1811 مسیر ستاره دنباله دار عظیمی را محاسبه نمود و در همین سال یك متیر موهومی را بیان كرد ولی از دیگران مخفی نگهداشت بطوریكه كوشی ریاضیدان معروف دوباره مجبور به كشف آن شد و بدین ترتیب 50 سال علم ریاضی عقب بود. در سال 1833 تلگراف الكتریكی را ساخت و دو كتاب یكی در سال 1827 به نام «تجسسات درباره مسائل مربوط به مساحی عالی» منتشر ساخت و در این هنگام بود كه تمام مردم معتقد بودند كه گائوس بزرگترین ریاضیدان جهان است ولی گائوس به این افتخارات اهمیت نمی داد و هیچ كس را نزد خود نمی پذیرفت و از خانه خارج نمی شد و تنها در مدت 27 سال فقط یكبار برای شركت در كنگره علمی به برلین مسافرت كرد. گائوس فقط با زنی به نام «سوفی ژرمن» اهل فرانسه ارتباط داشت این زن در سال 1816 از طرف آكادمی علوم پاریس به اخذ جایزه بزرگ ریاضیات نائل شد. گائوس به آثار والتر اسكات و ژان پول علاقه فراوان داشت و در هفتاد سالگی به فكر آموختن زبان روسی افتاد. گائوس اكتشافات خود را طی سالهای 1796 تا 1814 در نوزده صفحه كه شامل 146 اكتشاف مهم بود در سال 1898 منتشر ساخت این جزوه چند صفحه ای گنجینه بزرگی بود كه دانشمندان را به كلی حیران نمود.
گائوس اكتشافات خود را همیشه بصورت معما یادداشت می نمود و معتقد بود كه فقط برای خود مطالعه می كند. وی هنگامی كه در دانشگاه تحصیل می كرد كتاب خود را به نام «تجسسات حسابی» تمام كرد و تئوری اعداد را كه تا آن زمان شكل واقعی به خود نگرفته بود بصورت دانش حقیقی درآورد. لاگرانژ ریاضیدان معروف در مورد كتاب گائوس چنین اظهار داشته است:
كتابی را كه به عنوان «تجسسات حسابی» منتشر نموده اید مقام علمی شما را تا ردیف بزرگترین ریاضی دانان جهان بالا برده است و قسمتی ازآن كه شامل اكتشافات تحلیلی است تاكنون نظیرش بوجود نیامده مقارن با انتشار كتاب گائوس در سال 1801 «پیازی» ستاره كوچك «سرس» را كشف نموده بود و منجمین در صدد محاسبه مدار آن بر آمدند ولی محاسبه آن به استفاده از اعدادی منجر شد كه چند كیلومتر طول داشتند. گائوس شروع به كار نمود و روش كلی مطالعه این مسائل را به دست آورد در نتیجه این اكتشاف به عنوان یك منجم مشهور شد و ریاست رصدخانه گوتینگن را به دست آورد.
گائوس در سالهای آخر زندگی مورد توجه و محبت عمومی قرار داشت ولی آنقدر كه شایستگی داشت از نعمت خوشبختی بهره مند نبود. در ابتدای سال 1855 كم كم از تصلب عضلات قلب و اتساع حفره های ریوی رنج می برد و آثار آب آوردن در او هویدا شد. آخرین نامه ای كه نوشت خطاب به سر دیویه یوستر (فیزیكدان انگلیسی) و درباره اكتشاف تلگراف الكتریكی بود. در صبح روز 23 فوریه 1855 در سن هفتاد و هشت سالگی با آرامش كامل جان سپرد در قلمرو ریاضیات نام او تا ابد جاوید خواهد ماند..

www.iranika.ir





Admin Logo
themebox Logo