تبلیغات
دانش ما - مدیریت و اقتصاد

کنکور و نمونه سوال


مدیریت ریسک

طبقه بندی : مدیریت - مقالات

هیچ كس فكر نمی كرد مدیریت ریسك اهمیتی داشته باشد. لائورنس فینك، مدیرعامل «بلك راك» به مجله هفته تجارت گفت: در طول دوران فعالیت بلك راك، ما خاطرنشان كرده ایم كه مدیریت ریسك از اهمیت بالایی برخوردار است. قیمت سهام بلك راك، از ابتدای سال 2007 در حدود 36درصد افزایش داشت.
مقایسه این افزایش با روند تقریبا ثابت مشاهده شده برای گلدمن ساچز و زیان 25درصدی برای متوسط موسسات مالی موجود در شاخص استاندارد اند پورز (500 S&P) قابل تامل است.
هرچه همگرایی راهبردگذاری و مدیریت ریسك و پذیرش آن در سازمان به عنوان فاكتورهای رقابتی تلقی شود، مدیریت ریسك و كنترل های داخلی برای همه انواع سازمان ها از اهمیت بیشتری برخوردار می شود. در مورد بلك راك، توانمندی لازم برای شناسایی و مدیریت اثربخش ریسك ها از طریق راهبرد بهتر و كنترل های داخلی قوی تر، منجر به قابلیت سودآوری برتر آن نسبت به سایر رقبایش شد.
برعكس، مری لانچ و سیتی گروپ هر دو به دلیل توفیق كمتر در مدیریت ریسك های صنعت مشابه، میلیاردها دلار از دست دادند، همچنان كه در جابه جایی مدیران رده بالای خود از جمله مدیرعامل دچار این معضل شدند.
اگرچه بلك راك، مری لانچ و سیتی گروپ جزو شركت های بزرگ، در مقیاس بالاو بین المللی به شمار می آیند، ولی همه شركت ها با پیچیدگی های موجود در كسب و كار و ریسك های مربوط به آن – ناشی از روند افزاینده محیط عملیاتی به سوی یكپارچگی و جهانی شدن – دست به گریبان هستند.
به عنوان یكی از آثار این مقوله، بنگاه ها با تمركز بیشتر بر محیط كنترل داخلی قوی تر، به دنبال محیطی هستند كه آنها را قادر سازد معرض های ریسك بنگاه را به گونه ای اثربخش، شناسایی و مدیریت كنند. درك و شناسایی ریسك ها، عموما نخستین گامی است كه هر بنگاه اقتصادی در تهیه راهبرد مدیریت ریسك برمی دارد. اگرچه واژه «ریسك» تعابیر مختلفی را در بر دارد، ولی به طور كلی می تواند به عنوان «هر رویدادی كه اثر نامساعد بر توان بنگاه در دستیابی به اهدافش بگذارد»، تعریف شود. برعكس، «فرصت»، ریسكی است كه بر دستیابی شركت به اهدافش اثر مثبت (یا مساعد) دارد.
به خاطر داشته باشید، مدیریت ریسك یك فرآیند تكامل را طی كرده است. مدیریت ریسك به عنوان حد فاصل بین دوران جدید و گذشته تلقی می شده است، همراه با این تصور كه آینده فراتر از تغییرات ناگهانی است كه از قبل در طبیعت تعیین شده باشد. در حقیقت، قدرت تشخیص آنچه را كه در آینده ممكن است اتفاق بیفتد و توان انتخاب از بین رویدادهای محتمل الوقوع در جوامع مدرن امروزی را مدیریت ریسك گویند.
مدیریت ریسك به ما كمك می كند بر دامنه گسترده ای از تصمیمات، از تخصیص سرمایه گرفته تا حفظ سلامت عمومی احاطه یابیم.
همزمان و شاید به عنوان یك نتیجه از سیر تكاملی شناخت و مدیریت ریسك، كسب و كار نوین نیز بیش از پیش در حال پیچیده تر شدن و یكپارچگی بیشتر در قالب اقتصاد جهانی می باشد.
برای مثال، در سال 1848، جان جاكوپ آستور، یكی از ثروتمندترین افراد آمریكایی بود كه ثروتی معادل 110میلیارد دلار به ارزش امروز را از خود به جا گذاشت كه بیشتر این ثروت را از كسب و كار در زمینه ساختمان سازی و تجارت خز به دست آورد.
حتی با همه ثروتی كه داشت، كسب و كار آستور اساسا یك نفره بود. اسناد و مدارك نشان می دهد تنها در مواردی كه او چند نفر كارگر را استخدام كرده بود، آنها نیز اغلب دفتردار یا فروشنده بودند. این نمونه ای از استقلال و شراكت كوچك تجار و بازرگانانی بود كه در آن زمان اقتصاد را اداره می كردند.
اما در عصر دیجیتال امروزی، ابرمیلیاردری مثل بیل گیتس و وارن بافت سازمان هایی را با یك مقیاس جهانی و تقریبا فعال در سراسر گیتی و با هزاران كارمند اداره می كنند. به علاوه، ارزش شركت به شدت تحت تاثیر توسعه یافتگی در سطح جهانی و ارزشمندتر شدن دارایی های نامشهود و حق اختراعات و نوآوری ها می باشد. شاید ملموس ترین نمونه گوگل باشد كه با ارزش دفتری كمتر از 23میلیارد دلار، ولی ارزش تجاری و سرمایه گذاری آن، بسته به شرایط هر روز، حول مبلغ 140میلیارد دلار متغیر است.
جهانی شدن، افزایش پیچیدگی ها و الزامات قانونی و رعایتی شدید، اتكای بیشتر به اشخاص ثالث، افزایش پیچیدگی معاملات تجاری و رشد اختلافات بین ارزش دفتری شركت ها و ارزش بازار، همگی به دیدگاه مدیریت نسبت به لزوم وجود رویه های مدیریت ریسك قوی تر و كنترل های داخلی موثرتر در هر سازمان مربوط می شوند.
به علاوه، این مباحث همراه با مقوله راهبری شركتی مثل مدیریت اجرایی سازمان – به خصوص سازمان های پذیرفته شده در بورس ها – را با بالارفتن توقعات مبنی بر حصول اطمینان از ریسك هایی كه باید شناسایی و مدیریت شوند، روبه رو می سازد.
برای مثال، ضوابط پذیرش بازار بورس اوراق بهادار نیویورك، به عنوان بخشی از مسوولیت ها و وظایف كمیته حسابرسی، بیان می دارد كه خط مشی های سازمان باید با توجه به ارزیابی و مدیریت ریسك – مدیریتی كه بر مبنای دوره زمانی خاص صورت می گیرد – طرح و بررسی شود. كمیسیون بورس و اوراق بهادار (SEC) نیز شركت ها را به ارائه فهرست كلیه عوامل ریسك مربوط ملزم كرده است. حتی موسسات رتبه بندی نیز بر رویه های مدیریت ریسك بنگاه (ERM) تاكید می كنند. در همین راستا اخیرا استاندارد اند پورز درخواست نامه عمومی را منتشر كرد كه معیارهای استفاده از ERM را در فرآیند تحلیل رتبه بندی اعتباری شركت های غیرمالی نشان می داد.
خبر خوب اینكه بسیاری از شركت ها پیش از این فعالانه ریسك را مدیریت می كردند. اگرچه این كار را با دیدگاه مبتنی بر «سیلو» انجام می دادند. برای مثال، ریسك های مالی توسط قسمت مالی و ریسك های عملیاتی توسط قسمت عملیاتی مدیریت می شوند، اما فاقد یكپارچگی لازم در سطح سازمان هستند. اگرچه، رویه های مدیریت ریسك مبتنی بر دیدگاه سیلویی معمولی و پیش پاافتاده محسوب می شوند، ولی ارزشی كه برای این دیدگاه قائل می شوند، این است كه برخی قسمت ها با واكنش به ریسك های مختلف، الزامات كنترلی و رعایتی، بار مسوولیت بیشتری بر عهده دارند.
مالكان فرآیند به مشكلات ارزیابی، دوباره كاری ها، شكاف ها و اولویت های ناسازگار دراقدامات ریسكی، واكنش های هماهنگ نشده به ریسك ها و خسارات وارده به سازمان تن در می دهند.
برای مثال، در سال 2002، شركت فورد، زیان بالایی را ناشی از عدم هماهنگی لازم بین راهبردهای مدیریت ریسك گزارش كرد. به نظر می رسید كه برای بخشی از خودروهایش باید مقدار بسیار زیادی پالادیم خریداری كند.
قیمت پالادیم 1500دلار به ازای هر اونس بود. در همین زمان ها بود كه آزمایشگاه های تحقیقاتی فورد كار بسیار مهمی را در رابطه با كاهش وابستگی به ماده مذكور – پالادیم– انجام داد. بلافاصله، بعد از انتشار این خبر قیمت پالادیم به مبلغی معادل 400دلار به ازای هر اونس سقوط كرد
و فورد به خاطر تجدید ارزیابی موجودی هایش میلیاردها دلار زیان شناسایی كرد.
برقراری فرآیند مدیریت ریسك در سراسر سازمان، همراه با نظام راهبری می تواند به حصول اطمینان از اینكه هم راهبردهای سازمان و هم رویه های مدیریت ریسك به نحو بهتری اجرا می شوند و نیز افزایش ارزش ثروت ذینفعان سازمان كمك كند. مدیریت ریسك بنگاه (ERM) باید كلیه ریسك هایی را كه سازمان با آنها روبه رو است، اظهار كند و برنامه منظمی را برای شناسایی این ریسك ها طراحی كند، اثر ریسك ها را متناسب با شرایط سازمان ارزیابی و ریسك را در سطح اشتهای ریسك سازمان، مدیریت و كنترل كند.
در سال 2004، كمیته كوزو مجموعه ای به نام چارچوب یكپارچه مدیریت ریسك بنگاه را منتشر كرد، كه چارچوب بسیار توانمندی را به سازمان ها برای شناسایی، ارزیابی و مدیریت اثربخش ریسك های مربوط به سازمان ارائه می كند.
چارچوب طراحی شده توسط كوزو، اصول و مفاهیم اساسی، زبان مشترك، راهكارها و رهنمودهای صریحی را ارائه می دهد. این چارچوب می تواند اهرم خوبی برای تسهیل اجرا و پیاده سازی فرآیند ERM درتمامی انواع سازمان ها، اعم از انتفاعی و غیرانتفاعی یا دولتی باشد.
اكثر شركت های سهامی عام با این كمیته و چارچوب یكپارچه كنترل داخلی آن آشنا هستند، كه البته چارچوب بسیار معروفی برای ارزیابی ریسك های گزارشگری مالی تحت قانونی ساربانز – آكسلی (SOX) است.
چارچوب ERM فراتر از چارچوب یكپارچه كنترل داخلی می باشد و با ارائه چارچوبی تواناتر و اجرایی تر بر ریسك های ناشی از گزارشگری مالی تاكید نموده است. درمورد شركت های سهامی عامی كه از قبل SOX را رعایت می نمودند و باچارچوب یكپارچه كنترل داخلی این كمیته آشنایی دارند، پذیرش چارچوب ERM اغلب به منزله برداشتن گام بعدی (پس از رعایت بخش 404) است.
امت لانگ، یادآور می شود اگرچه چارچوب مدیریت ریسك بنگاه و تعاریف آن ممكن است با یك دیدگاه بسیار متعالی به نحوه استقرار مدیریت ریسك در یك دنیای مطلق ارائه شده باشد، ولی اكثر اهداف مدیریت ریسك در سازمان ها، اهداف اجرایی و عملیاتی هستند.
هدف اولیه و اصلی پذیرش چارچوب ERM توسط هرسازمانی باید شامل موارد زیر باشد:
* همسوسازی ریسك با راهبرد
* افزایش آگاهی ها نسبت به ریسك
* كاهش شگفتی ها و شانس زیان های ناشی از فجایع
* حصول اطمینان از رعایت مقررات
* بهبود درنظام تخصیص سرمایه
سرانجام، با دستیابی به این اهداف و یكپارچگی كامل ERM با راهبرد، یك سازمان به اهداف خود كه برخاسته از هدف اصلی افزایش ارزش ثروت ذینفعان است، دست خواهد یافت.

منبع :

 روزنامه دنیای اقتصاد 87/5/26 شماره 1594

تاریخ انتشار : پنجشنبه 25 شهریور 1389 - 13:43


(COQ) ارزیابی هزینه کیفیت
طبقه بندی : مدیریت - مقالات

هزینه کیفیت متدولوژی شناخته شده‌ای است که در اوایل دهه 50 میلادی شکل گرفته و در طول پنج دهه گذشته، به‌صورت یک روش ساختارمند، علاوه بر ماهیت مستقل خویش توانسته به عنوان مقیاس عملکرد مدیریت کیفیت فراگیر نیز مورد استفاده قرار گیرد. هزینه کیفیت، بزرگی و اهمیت مسأله کیفیت را با بهترین زبان شناخته شده برای یک سازمان یعنی پول بیان می‌کند و ‌این مهمترین قابلیت آن نسبت به دیگر مقیاس‌های عملکرد می‌باشد.
طبق تعریف، هزینه‌های کیفیت شامل کلیه مخارجی هستند که کلیه عوامل اعم از تولیدکننده، مصرف‌کننده و یا جامعه از بابت کیفیت محصـــــــــول یا خدمات متحمل می‌شوند. هزینه‌های مرتبط با کیفیت عبارتند از: مخارج مربوط به پیشگیری از بروز عیب، هزینه‌های به‌کارگیری یا عملیات، فعالیت‌های ارزیابی کیفیت به اضافه خسارات ناشی از شکست‌های درونی و بیرونی.
در مورد دسته‌بندی هزینه‌های کیفیت، نظرات گوناگونی وجود دارد که رایج‌ترین‌این دسته‌بندی‌ها به قرار زیر است:
• هزینه‌های طرح ریزی، پشتیبانی و پیگیری کیفیت: ‌این دسته شامل کلیه هزینه‌هایی هستند که برای ‌ایجاد سیستم، فرهنگ‌ و مدیریت کیفیت جهت پیشگیری از وقوع ‌ایرادات در محصولات و خدمات نهایی صرف می‌شود. هزینه‌های طراحی سیستم کیفیت، هزینه‌های آموزش و هزینه‌های گزارش‌گیری در ‌این گروه قابل دسته‌بندی هستند.

• هــزینه‌های ارزیابی کیفیت: شامل کلیه هزینه‌های کنترلی از قبیل بازرسی و آزمون مواد ورودی به خط، مواد حین تولید و محصولات نهایی، ارزیابی و ممیزی سیستم کیفیت و ارزیابی پیمانکاران می‌گردد. فعالیت‌های ارزیابی برای حصول اطمینان از اجرای طرح‌های مشخص شده در بخش طرح‌ریزی صورت می‌گیرند.

• هـــزینه‌های شکست درون سازمانی: هزینه‌های شکست در واقع هزینه‌های نرسیدن به کیفیت در فرآیندهای پیشگیرانه است. ‌این هزینه‌ها در دو گروه زیر دسته‌بندی می‌شوند: اول هزینه‌هایی که در داخل ســـــازمان ‌ایجاد می‌شوند (از قبیل هزینه‌های ضایعات و دورریز، هزینه‌های اصلاح مواد و قطعات فاقد کیفیت، هزینه‌های فروش محصول با قیمت کمتر، هزینه‌های متروک شدن اقلام انبار شده، هزینه‌های تورم نیروی کـــــار کنترل و ارزیابی کیفیت) و سپس هزینه‌های مشابه که در داخل سازمان به‌صورت مستقیم پرداخته می‌ شوند

• هــــزینه‌های شکست برون سازمانی: هزینه‌های شکست برونی شامل آن دسته از هزینه‌هایی است که پس خروج محصول از شرکت به دلیل برآورده نشدن انتظارات مشتریان به شرکت وارد می‌آید. برخی از‌ این هزینه‌ها عبارتند از هزینه‌های قطعات و مواد گارانتی یا ضمانت کیفیت کالا، هزینه‌های بازگرداندن محصول، هزینه‌های تعمیر محصول در دست مشتریان، هزینه‌های از دست دادن اعتبار در بین مشتریان.
هنگام تصمیم‌گیری برای به‌کارگیری فناوری‌های نوین کنترل کیفی، یکی از مهم‌ترین معیارهای تعیین کننده برای مدیران ارشد شرکت‌ها، ارزیابی هزینه کیفیت در دو حالت:
• قبل از استفاده از تکنولوژی جدید
• بعد از استفاده از تکنولوژی جدید
و سپس مقایسه‌این دو حالت با یکدیگر می‌باشد. بر اساس ‌این نتایج مقایسه‌ای با آگاهی بهتر می‌توان نسبت به لزوم تغییر تکنولوژی و حتی انتخاب بین چند تکنولوژی پیشنهادی اقدام نمود.
کارشناسان باتجربه هرمس آماده ارایه خدمات در‌این خصوص به مشتریان خود می‌باشند.

تاریخ انتشار : پنجشنبه 25 شهریور 1389 - 12:56






Admin Logo
themebox Logo