تبلیغات
دانش ما - نجوم

کنکور و نمونه سوال
تاریخ نجوم
طبقه بندی : نجوم - مقالات
تصورات اولیه ی از عالم همواره بر مسطح بودن زمین دلالت داشتند،چرا که فواصل طی شده توسط بشر،بسیار کم تر از فواصل مورد نیاز برای تشخیص شکل کروی زمین بود.
یونانیان باستان معتقد بودند که زمین صغحه ای مسطح است شناور بر روی آب که خیمه ای چاک چاک آن را پوشانده است.به دور خیمه آتش و درون آن زمین قرار داشت.هر روز «هلیوس»،خدای خورشید،ارابه ی آتشین خود را در آسمان به حرکت در می آورد و شب نیز از اقیانوس زیر زمین میگذشت. البته فلاسفه ی مختلف یونان اعتقادات گوناگون داشتند.

نخستین بار ارسطو در حدود ۳۴۰ قبل از میلاد در کتاب «درباره ی افلاک» ادعا کرد که زمین کروی است.او دو دلیل برای این ادعا داشت و یونانیان دلیل سوم را نیز آوردند:
۱.سایه زمین روی ماه در هنگام خسوف همواره دایره ای است.
۲.با سفر به عرض های جغرافیایی پایین تر ارتفاع ستاره ی قطبی کم میشود.
۳.بادبان کشتی ها در افق و در هنگام نزدیک شدن به ناظر ابتدا دیده میشود.
در قرن دوم بعد از میلاد،بطلمیوس نظریات خود و ارسطو را ترکیب نمود و مدل کاملی برای جهان ارایه داد.بر اساس مدل او،زمین در مرکز عالم و هفت فلک(ماه،زهره،عطارد،خورشید،مریخ،مشتری و زحل) قرار داشتند و در دوردست ها نیز فلک ستارگان دور دست جای میگرفت و همه به دور زمین میچرخیدند.برای توضیح حرکت رجوعی سیارات در آسمان،بطلمیوس مجبور شد هر سیاره را به دور فلک خود نیز بچرخاند.این مدل با مشاهدات رصدی سازش بسیاری داشت.

تا سال ۱۵۱۴ مدل بطلمیوسی مدل مورد قبول همه و بخصوص کلیسا بود.در این بین عده ای مانند «جوردانو برونو»اعلام کردند که خورشید در مرکز عالم است و اکثر آن ها توسط کلیسا مجازات شدند.سرانجام در همان سال،«نیکلاس کوپرنیک»،کشیش لهستانی نظزیه ی خورشید مرکزی خود را منتشر کرد.این حرکت که به دلیل ترس از کلیسا در روزهای آخر زندگی او انجام شد،بعد ها انقلاب کوپرنیکی نام گرفت و برای اولین بار در طول تاریخ خورشید را در مرکز عالم قرارداد.

در نظریه ی کوپرنیک خورشید در مرکز عالم قرار دارد و همه ی سیارات روی مدارهای دایره ای به دور آن میچرخند.علیرغم این که این مدل کم و بیش پذیرفته شد،اما در آن اشکالات رصدی وجود داشت.
بعدها رصدهای یکی از تیزبین ترین رصدگران تاریخ،تیکو براهه،موجب تکمیل این نظریه شد.خود “براهه” از روی رصدهایش مدل جدید و اشتباهی برای عالم ارایه داد.در مدل او همه چیز به دور خورشید میچرخید و خود خورشید به دور زمین در حرکت بود.
این نظریه چندان مورد توجه قرار نگرفت،اما دستیار جوان تیکو،یوهانس کپلر،با استفاده از داده های رصدی استادش مدل کاملی برای منظومه ی شمسی ارایه داد.نتیجه ی کارهای کپلر در قالب سه قانون مطرح شد:
۱.همه سیارات در مسیرهای بیضی نزدیک به دایره که خورشید روی یکی از کانون های آن قرار دارد حرکت میکنند.
۲.خط واصل خورشید-سیاره در زمانهای مساوی سطوح مساوی را طی میکنند.
۳.نسبت مربع زمان های لازم برای یک دور چرخیدن دو سیاره به دور خورشید،برابر است با نسبت مکعب قطر بزرگ بیضی مسیر آنها.
در ۱۶۰۹ “گالیله” برای اولین بار از تلسکوپ برای رصد آسمان استفاده کرد.هر چند که معمولا به اشتباه گالیله را به عنوان مخترع تلسکوپ میشناسند،اما در واقع مخترع تلسکوپ “لیپرشی” عینک ساز هلندی بود.
یک سال بعد گالیله اولین نتایج رصدیش را منتشر کرد:
۱.مشتری اقماری دارد که به دورش میچرخند.
۲.زهره دارای اهله است.
۳.زهره در آسمان بزرگ و کوچک میشود.
۴.راه شیری پر از ستاره است.
۵.روی سطح خورشید لکه هایی وجود دارد.
۶.ماه پر از گودال و دره است.
بسیاری از موارد بالا میتواند نظریه ی بطلمیوسی را نقض کند.بعدها دادگاه تفتیش عقاید گالیله را محاکمه،محکوم به ارتداد و مجبور به توبه کرد.
صبح شب مرگ گالیله،”نیوتون” به دنیا آمد.او در ۱۹ سالگی به کمبریج رفت و در مدت شیوع طاعون و تعطیلی دانشگاه به خانه بازگشت و سه قانون معروف خود را بنا نهاد:
۱.اگر برآیند نیروهای وارد بر یک جسم صفر باشد و یا به آن نیرویی وارد نشود.اگر آن جسم ساکن باشد تا ابد ساکن خواهد ماند و اگر متحرک باشد تا ابد به صورت مستقیم الخط یکنواخت به حرکتش ادامه خواهد داد.
۲.تغییر سرعت یک جسم بر اثر وارد کردن نیرو بر آن همواره متناسب با نیرو و جهت آن در راستای نیروی وارد شده بر آن است.
۳.هر عملی را عکس العملی است،به همان اندازه و در خلاف جهت آن.
بعدها نیوتون قانون گرانش عمومی خود را نیز بنیان نهاد که بر طبق آن هر دو جرم همدیگر را جذب میکنند که این نیرو با جرم دو جسم رابطه ی مستقیم و با مجذوز فاصله ی آنها نسبت عکس دارد.
حال با استفاده از قوانین یاد شده می شد قوانین کپلر را اثبات نمود.
از آن زمان تا سال ۱۹۰۵ اکتشافات زیادی در نجوم اتفاق افتاد که از آنان چشم پوشی میکنیم تا به سال ۱۹۰۵ برسیم.
در این سال آلبرت اینشتین،فیزیک دان برجسته ی قرن بیستم،در چهار مقاله ی خود دنیای فیزیک را متحول نمود.
۱.حرکت براونی
۲.اثر فوتوالکتریک
۳.نسبیت خاص
۴.برابری جرم و ماده
وی همچنین در ۱۹۱۵ نظریه ی نسبیت عام را مطرح نمود.
اینشتین خود میدانست که بر طبق نظریاتش جهان در حال گسترش است،اما خود او با این فرض مخالف بود و در معادلات خود ضریبی به نام “نسب کیهان شناختی” وارد نمود تا جلوی انساط عالم را بگیرد.اما وقتی که “ادوین هابل” انبساط عالم را از طریق طیف سنجی کشف نمود،اینشتین این کار خود را بزرگترین اشتباه زندگیش توصیف کرد.
منبع :

academist.ir

تاریخ انتشار : یکشنبه 24 آذر 1387 - 23:23

سوال متداول درباره نجوم
طبقه بندی : نجوم - مقالات


۱-چرا ستاره قطبی را همیشه در یک نقطه ثابت می بینیم؟
زمین دور محوری می چرخد که اگر این محور را به سمت شمال امتداد دهیم در فاصله بسیار دوری به ستاره قطبی خواهیم رسید. فاصله سباره قطبی از منظومه شمسی ما آنقدر زیاد است که مدار گردش زمین دور خورشید مانند چرخش یک نقطه بسیار ریز می ماند. اگر فردی در قطب شمال زمین ایستاده باشد ستاره قطبی را درست بالای سر خود خواهد دید. البته امتداد محور چرخش زمین در فضا ثابت نیست و در یک دوره ۲۶ هزار ساله دور یک دایره می چرخد. بطوریکه تا ۲۰۰۰ سال دیگر امتداد محور چرخش زمین به ستاره دیگری به نام نسر واقع (وگا) ختم می شود و پس از یک دوره ۲۶۰۰۰ ساله دوباره امتداد محور چرخش زمین با ستاره قطبی فعلی منطبق می شود.

۲-ستاره شناسان چگونه فاصله ستارگان تا زمین را محاسبه می کنند؟
همانطور که می دانید فاصله برخی از ستاره ها تا زمین به هزاران سال نوری می رسد. اگر اخترشناسان می خواستند با محاسبه زمان ارسال و برگشت پرتوهای نوری یا امواج فاصله زمین تا ستاره ها را اندازه بگیرند می بایست هزاران و حتی میلیونها سال منتظر می ماندند.
دانشمندان ریاضیدان راه حل ساده ای به نام اختلاف منظر یافته اند که با این شیوه می توان به راحتی فاصله اجسام دور را محاسبه کرد.برای فهم بهتر ابتدا مثالی می زنیم : مدادی را مقابل چشمان خود بگیرید. ابتدا چشم چپ را ببندید و با چشم راست به آن نگاه کنید. بعد چشم راست را ببندید و با چشم چپ به آن نگاه کنید. حتما" به نظرتان آمده که مداد چند سانتی متر جابه جا شده است. با همین روش ساده بود که اخترشناسان توانستند شعاع کره زمین و به دنبال آن فاصله ماه و خورشید از زمین را پیدا کنند.با دانستن فاصله زمین تا خورشید می توان به راحتی فاصله زمین تا ستاره ها را محاسبه کرد.
اخترشناسان از یک ستاره مشخص دو عکس به فواصل ۶ ماه از هم می گیرند. مقتی این دو عکس را با هم مقایسه می کنند به نظر می رسد که ستاره چند درجه در آسمان جابه جا شده است. با داشتن فاصله زمین تا خورشید و زاویه ( نصف زاویه ای که به نظر ستاره جابه جا شده ) و به کمک فرمول مثلثاتی ساده می توان فورا" فاصله چند سال نوری از زمین تا این ستاره را محاسبه کرد.

۳-سحابی چیست؟
در بسیاری از مناطق فضای میان ستاره ای ابرهای بزرگی از گاز و غبار وجود دارند که آنها را سحابی (به معنای ابر) می نامند. سحابیها را به سه گروه رده بندی می کنند: سحابیهای نشری- بازتابی و تاریک.
در سحابیهای نشری یک یا چندین ستاره بسیار سوزان (از رده های طیفی Oیا B) جا دارند. این ستاره های بسیار داغ موجب تحریک گازها و درخشش سحابی می شوند. نمونه جالب توجهی از این گونه سحابی بزرگ جبار است. این سحابی با چشم غیر مسلح به صورت توده مه آلود کم نوری دیده می شود. اگر ستاره ها مقداری سردتر باشند یا اینکه چگالی گازها در سحابی زیاد باشد گازها فقط نور ستاره ها را بازتاب می دهند. در این صورت سحابی را بازتابی می نامند. سحابی که ستاره های خوشه پروین را در بر گرفته از نوع بازتابی است.
در برخی موارد هم هیچ گونه ستاره ای در درون یا نزدیکی سحابی قرار ندارد. به همین جهت سحابی را تاریک می نامند. مشاهده سحابیهای تاریک فقط در صورتی ممکن است که در مقابل سحابیهای نشری یا بازتابی قرار گیرند. سحابیهای تاریک نور ستاره های پشت خود را جذب می کنند. اخترشناسان عقیده دارند که ستاره ها در درون این سحابیها متولد می شوند. سحابی سر اسبی نمونه جالب توجهی از این گونه سحابیهاست.
جدا از سه گروه سحابیها برخی از سحابیها از ستاره ها تشکیل می شوند. ستاره هایی مانند خورشید در پایان زندگی خود یعنی در مرحله غول سرخی لایه های بیرونی جو خود را به صورت سحابی در فضا می پراکنند. این سحابیها را سیاره نما می نامند. زندگی ستاره های پر جرمتر از خورشید با انفجاری ابرنواختری پایان می یابد و سحابی بزرگ و گسیخته ای از انفجار به جا می ماند که آن را سحابی باقیمانده انفجار ابرنواختری می نامند.

۴-فرق بین تلسکوپهای شکستی و بازتابی چیست؟
در ساختار تلسکوپهای شکستی نور رسیده از اجرام آسمانی از عدسیهایی عبور می کنند. ساده ترین نوع تلسکوپهای شکستی به این صورت است که دو عدسی در دو سر لوله تلسکوپ قرار می گیرد. آن عدسی را که رو به سمت اجرام آسمانی مانند ستاره ها و ماه و… قرار دارد عدسی شییی می نامند و عدسی دیگری را که ناظر از آن تصویر را می بیند عدسی چشمی می گویند. نور اجرام آسمانی از فاصله بسیار دوری به ما می رسد. به همین دلیل به صورت پرتوهای موازی از عدسی شییی می گذرد. پرتوها پس از گذر از عدسی شییی می شکنند و در نقطه ای به نام کانون متمرکز می شوند. شاید شما هم تجربه کرده باشید که اگر یک عدسی را در مقابل نور خورشید نگه دارید پرتوهای خورشید را در یک نقطه کانونی می کند. فاصله میان کانون و عدسی شییی را فاصله کانونی عدسی شییی تلسکوپ می نامند که برای هر تلسکوپی اندازه آن مشخص است و قابل تغییر نیست. کار عدسی چشمی بزرگنمایی تصویر است. در تلسکوپها عدسی چشمی قابل تغییر است و در نتیجه بزرگنمایی تغییر می کند.
ولی در تلسکوپهای بازتابی یک آینه مقعر نور را جمع و در یک نقطه کانونی می کند که آن را آینه اصلی تلسکوپ می نامند. در تلسکوپهای بازتابی این آینه نقش همان عدسی شییی را در تلسکوپهای شکستی دارد. ولی در انتهای لوله تلسکوپ قرار می گیرد. نور از آینه اصلی به سوی آینه دیگری باز می تابد و از آنجا به عدسی چشمی می رسد. تلسکوپهای بازتابی مختلف ساختمان نوری متفاوتی دارند. ساده ترین گونه آنها تلسکوپ نیوتونی است که نخستین بار نیوتون آن را ابداع کرد.

۵-فرق بین یک ستاره و سیاره در چیست؟
ستارگان گوی های عظیمی از گازهای هیدروژن و هلیم هستند که به دلیل دارا بودن فشار و دمای بسیار زیاد در مرکزشان از خود نور و انرژی در فضا منتشر می کنند.ولی سیارات اجرامی سرد و جامد (مانند زمین) یا گازی (مانند مشتری) هستند که بیشتر از عناصر سنگین تشکیل شده اند و از خود نوری ندارند و همچنین به دور ستارگانی همانند خورشید در گردش هستند.

۶-سال کبیسه چیست؟
چون یک سال شمسی با ۳۶۵ روز و ۶ ساعت برابر است هر چهار سال ۳۶۶ روز می شود که آن را سال کبیسه می نامند. یعنی هر چهار سال شمسی سه سال آن شمسی و سال چهارم کبیسه است. این قراداد به توصیه منجم رومی الکساندر سوشیرن رعایت می شود.
در تقویم های اروپایی این روز را هر چهار سال یک بار به ماه فوریه (دومین ماه میلادی) اضافه می کنند که آن سال را سال ژولین می نامند.در تقویم فارسی هر چهار سال یک بار که کبیسه است ماه اسفند را به جای ۲۹ روز ۳۰ روز محاسبه می کنند.

۷-اگر فضانوردان بدون تجهیزات مخصوص از فضاپیما خارج شوند چه روی می دهد؟
ساده ترین موضوعی که به ذهن می رسد این است که در فضای خارج از جو زمین فضانورد بدون اکسیژن می میرد. اما حتی اگر فضانورد ذخیره اکسیژن لازم را داشته باشد ولی از لباس مخصوص استفاده نکند سرنوشت بسیار شومی در انتظار اوست. با کاهش فشار جو مایعات در دماهای پایینتری به جوش می آیند و سریع تبخیر می شوند. در ارتفاعی که فضانوردان کار می کنند فشار جو تقریبا" صفر است. به همین دلیل اگر لباس مخصوص به تن نداشته باشند آب موجود در بافتهای بدن آنها در مدت چند ثانیه به سرعت تبخیر می شود و فقط جسم خشک و بی جانشان باقی می ماند.

۸-چرا سیارات چشمک نمی زنند؟
بر خلاف ستارگان که نورشان سوسو می زنند نور سیارات ثابت به نظر می رسد. گرچه در نزدیکی افق نور سیارات هم دچار نوسان می شود. ستارگان چون از ما بسیار دور هستند تنها یک شعاع نوری به سوی زمین می فرستند. این تک شعاع نوری در هنگام عبور از جو قطع و وصل می شود و لحظه ای نور ستاره به چشم ما نمی رسد و به نظر چشمک می زند. لیکن سیارات چون به ما خیلی نزدیک هستند همچون یک قرص نورانی هستند که دسته های نور به سوی زمین گسیل می کنند و دسته نور در برخورد با جو زمین دچار گسستگی نمی شود و نورشان ثابت به نظر می آید.

۹-صورت فلکی چیست؟
صورت فلکی گروهی از ستارگان در آسمان هستند که مجموعه های قابل تشخیص را تشکیل می دهند. ستاره شناسان قدیمی توانستند بعضی از این مجموعه ها را پیدا کنند و آنها را به نام موجودات افسانه ای و خدایان و الهه ها نامگذاری کنند. امروزه ۸۸ صورت فلکی شناخته شده است و کل آسمان طوری تقسیم شده است که هر ستاره به یک صورت فلکی متعلق باشد. اما ستارگان موجود در هر صورت فلکی چندان ارتباطی با هم ندارند. فقط طوری قرار گرفته اند که وقتی از زمین به آنها نگاه می کنید در یک مجموعه قرار دارند. بدیهی است چنانچه از یک نقطه دیگر فضا به آنها نگاه کنیم مجموعه ها به صورت دیگری به نظر می آیند. در بسیاری از موارد فاصله ستارگانی که یک صورت فلکی را تشکیل می دهند از یکدیگر بیش از فاصله ای است که با ما دارند.
منبع :
academist.ir

 

تاریخ انتشار : چهارشنبه 27 آذر 1387 - 11

چند سوال درمورد نجوم
طبقه بندی : نجوم - مقالات
● چرا ستارگان می درخشند؟ با چشم غیر مسلح در یك شب تاریك و بدون ماه و در هوای صاف می توان حدود ۲۵۰۰ ستاره را در آسمان شناسایی كرد. با دوربین یا تلسكوپ می شود میلیون ها ستاره را تشخیص داد. از سیاره های منظومه شمسی خودمان نظیر (زهره) و (زحل) كه چشم پوشی كنیم تمامی این ستارگان دوردست خورشیدها یا به عبارت دیگر گلوله های گازی پر حرارتی هستند كه در سطح خود می توانند تا هزاران درجه و در درون خود تا میلیون ها درجه حرارت داشته باشند. در حقیقت بعضی از آنها با شدتی ده هزار برابر خورشید ما می درخشند و برخی از آن ها هم خیلی كم نورتراز ستاره مركزی منظومه ما هستند. ولی تمام ستارگان در یك مورد مشتركند: آن ها در ژرفای درون خود از طریق تبدیل هیدروژن به هلیم انرژی هسته ای تولید می كنند این چشمه جوشان و پایان ناپذیر انرژی- به ستارگان كمك می كند كه عمری بسیار طولانی داشته باشند. مثلا خورشید با مواد سوختنی كه دارد ۱۰ میلیارد سال عمر خواهد كرد. انرژی ایجاد شده در مركز ستاره به خارج منتقل می شود و از سطح ستاره به شكل پرتوهای ماورای بنفش - رونتگن - ذره ای - نوری - گرمایی و امواج رادیویی انتشار می یابد. برخی از ستارگان در پایان عمر خود از طریق انفجارهای بسیار عظیم از بین می روند. آنگاه از آن ها فقط گوی های مادی كوچك و كاملا در هم فشرده ای باقی می ماند كه در علم ستاره شناسی ( كوتوله های سفید ) ( ستاره نوترونی) و یا (سیاهچاله) نامیده می شوند. خورشید هم روزی تبدیل به یك كوتوله سفید خواهد شد.
● كهكشانه ها چیستند؟ ستارگان بطور یكنواخت در كیهان پراكنده نیسند. آن ها خانواده های عظیمی را در فضا تشكیل می دهند كه ( كهكشانه) نامیده می شوند. مثلا خورشید ما تنها یكی از ۲۰۰ میلیارد ستاره كهكشانه ما یعنی (كهكشان راه شیری) است. كهكشان راه شیری به وجود این كه ابعاد عظیمی دارد یك كهكشان متوسط و عادی محسوب می شود. ما كهكشانه هایی را می شناسیم كه چندین هزار میلیارد خورشید دارند. برخی كهكشانه های دیگر نیز فقط چند میلیارد ستاره دارند. كهكشانه ها در شكل های گوناگونی دیده می شوند كه مهمترین اشكال آنها مدل های مارپیچی - مارپیچی میله ای و بیضوی هستند. كهكشانه ها گروههای بزرگ و كوچكی را می سازند كه ( مجموعه كهكشانی ) نامیده می شود. مثلا كهكشان راه شیری به گروه محلی خود تعلق دارد كه دارای ۳۰ عضو است و بزرگترین دستگاه آن كهكشان سحابی آندرومدا (Andero Medanebulo) یا امراه المسلسله كه حدود ۲ میلیون سال نوری با ما فاصله دارد. با حدود ۴۰۰ میلیارد ستاره است. تا آنجا كه تلسكوپ های بزرگ می توانند ژرفای عالم را رصد كنند كهكشانه ها دیده می شوند. بسیاری از آن ها میلیاردها سال نوری با ما فاصله دارند.
● آیا ( انفجار بزرگ) یا ( انفجار اولیه) واقعا وجود داشته است؟ دانشمندان در این زمینه هر چه بیشتر درباره گذشته و آینده پژوهش می كنند نظریاتشان نامطمئن تر و ناپایدارتر می شود. مثلا در حالیكه فاصله ماه از زمین و یا تاریخ اولیه كره زمین را به خوبی می شناسیم به توجه به این كه فقط ۴۰۰ سال از عمر تاریخ پژوهش های جدید گذشته است بسیار مشكل می توان به تاریخ میلیاردها ساله آغاز خلقت نظر انداخت. فرضیه انبساط عالم به خودی خود كافی نیست كه ما با اطمینان نتیجه بگیریم كه انفجار اولیه وجود داشته است. ولی در اینجا یك نكته جالب توجه دیگر نیز به آن افزوده می شود: هرچه ما بیشتر به عمق كیهان نظاره می كنیم در واقع بیشتر به عمق زمان گذشته می نگریم. یك ستاره را كه در فاصله ۱۰ سال نوری قرار دارد به همان صورتی می بینیم كه ۱۰ سال قبل بوده است. دورترین اجرامی را كه انسان می تواند با تلسكوپ های بزرگ نجومی نظاره كند كوازارها هستند. ( Quasar مخفف عبارت نجومی Quasistallar object و عبارت است از عضوی از گروههای گوناگون ستاره مانند كه دارای پرتوهای قرمز استثنایی می باشند و غالبا از خود فركانسهای رادیویی و نیز امواج نوری قابل دیدن منتشر می كنند.) آنها در واقع كهكشانه های كاملا جوانی هستند كه در مراحل اولیه شكل گیری به سر می برند. حال اگر انسان نگاهش را در سمت دلخواهی به دورتر و بازهم دورتر متوجه كند باید به مرزی برسد كه در آنجا آغاز خلقت را مشاهده كند و به عبارت دیگر آن گاز داغ اولیه را ببیند كه تمام كهكشانه ها - ستارگان - سیارات و موجودات از آن ایجاد شده اند. بنابراین می بایست پیرامون ما را پیوسته پوسته كاملا درخشانی در دوردست احاطه می كرد و آسمان هم می بایست شب ها همچون روز روشن می شد اما این دیوار آتشین با سرعت زیادی از ما دور می شود زیرا كه عالم لحظه به لحظه انبساط می یابد سرعت دورشدن به قدری زیاد است كه نور این پوسته دارای طول موج بلندتری می شود كه ما آن را فقط به صورت تشعشعات و امواج رادیویی دریافت می كنیم.دقیقا همین امواج هستند كه اكنون كشف شده. امواج مفروضی كه از همه جهات به طور یكنواخت بر ما می تابند و به نام تشعشعات پیشینه - ۳ k نامگذاری شده اند. وجود این پرتو ها را می توان با رادیو تلسكوپ ها به سادگی اثبات كرد این تشعشعات تكیه گاهی مهم برای اثبات فرضیه انفجار اولیه می باشد.
● عالم در ابتدا چگونه به نظر می آمد؟ آشكار است برای آگاهی از چگونگی اولین ثانیه ها و یا بهتر بگوییم اولین اجزای ثانیه های پس از انفجار اولیه نباید از ستاره شناسان پرسید بلكه در این مورد باید به فیزیكدان های متخصص در امر فیزیك ذره ای مراجعه كرد كه در مورد تشعشعات و ماده در شرایط كاملا سخت و غیر عادی تحقیق می كنند و تجربه می كنند. تاریخ كیهان معمولا به ۸ مقطع كاملا متفاوت و غیر مساوی تقسیم می شود: ۱) مرحله اول صفر تا ۴۳- ۱۰ ثانیه ) : این مساله هنوز برایمان كاملا روشن نیست كه در این اولین اجزای ثانیه ها چه چیزی تبدیل به گلوله آتشینی شد كه بعدا كیهان باید بعدا از آن ایجاد گردد . هیچ معادله و یا فرمول های اندازه گیری برای درجه حرارت بسیار بالا و غیر قابل تصوری كه در این زمان حاكم بود در دست نمی باشد. ۲) مرحله دوم ۴۳- ۱۰ تا ۳۲- ۱۰ ثانیه) : اولین سنگ بناهاب ماده مثلا كوارك ها و الكترون ها و پاد ذره های آنها از برخورد پرتوها با یكدیگر به وجود می آیند. قسمتی از این سنگ بناها دوباره با یكدیگر برخورد می كنند و به صورت تشعشع فرو می پاشند. در لحظه های بسیار بسیار اولیه ذرات فوق سنگین - x نیز می توانسته اند به وجود آمده باشند. این ذرات دارای این ویژگی هستند كه هنگام فروپاشی ماده بیشتری نسبت به ضد ماده و مثلا كوارك های بیشتری نسبت به آنتی كوارك ها ایجاد می كنند. ذرات x كه فقط در همان اولین اجزای بسیار كوچك ثانیه ها وجود داشتند برای ما میراث مهمی به جا گذاردند كه عبارت بود از : ( افزونی ماده در برابر ضد ماده ) ۳) مرحله سوم از ۳۲- ۱۰ ثانیه تا ۶- ۱۰ ثانیه ) : كیهان از مخلوطی از كوارك ها - لپتون ها - فوتون ها و سایر ذرات دیگر تشكیل شده كه متقابلا به ایجاد و انهدام یكدیگر مشغول بوده و ضمنا خیلی سریع در حال از دست دادن حرارت هستند. ۴) مرحله چهارم از ۶- ۱۰ ثانیه تا ۳- ۱۰ثانیه ) : تقریبا تمام كوارك ها و ضد كوارك ها به صورت پرتو ذره ها به انرژی تبدیل می شوند. كوارك های جدید دیگر نمی توانند در درجه حرارت های رو به كاهش به وجود آیند ولی از آن جایی كه كوارك های بیشتری نسبت به ضد كوارك ها وجود دارند برخی از كوارك ها برای خود جفتی پیدا نكرده و به صورت اضافه باقی می مانند. هر ۳ كوارك با یكدیگر یك پروتون با یك نوترون می سازند. سنگ بناهای هسته اتم های آینده اكنون ایجاد شده اند. ۵) مرحله پنجم : ( از ۳- ۱۰ ثانیه تا ۱۰۰ ثانیه ) : الكترون ها و ضد الكترون ها در برخورد با یكدیگر به اشعه تبدیل می شوند. تعدادی الكترون باقی می ماند زیرا كه ماده بیشتری نسبت به ضد ماده وجود دارد. این الكترون ها بعدا مدارهای اتمی را می سازند. ۶) مرحله ششم : ( از ۱۰۰ ثانیه تا ۳۰ دقیقه ) : در درجه حرارت هایی كه امروزه می توان در مركز ستارگان یافت اولین هسته های اتم های سبك و به ویژه هسته های بسیار پایدار هلیم در اثر همجوشی هسته ای ساخته می شوند. هسته اتم های سنگین از قبیل اتم آهن یا كربن در این مرحله هنوز ایجاد نمی شوند. در آغاز خلقت عملا فقط دو عنصر بنیادی كه از همه سبكتر بودند وجود داشتند : هلیم و هیدروژن ۷) مرحله هفتم : ( از ۳۰ دقیقه تا ۱ میلیون سال پس از خلقت ) : پس از گذشت حدود ۳۰۰۰۰۰ سال گوی آتشین آنقدر حرارت از دست داده كه هسته اتم ها و الكترون ها می توانند در درجه حرارتی در حدود ۳۰۰۰ درجه سانتی گراد به یكدیگر بپیوندند و بدون اینكه دوباره فورا از هم بپاشند اتم ها را تشكیل دهند . در نتیجه آن مخلوط ذره ای كه قبلا نامرئی بود اكنون قابل دیدن می شود. ۸) مرحله هشتم : ( از یك میلیون سال پس از خلقت تا امروز ) : از ابرهای هیدروژنی دستگاههای راه شیری ستارگان و سیارات به وجود می ایند. در داخل ستارگان هسته اتم های سنگین از قبیل اكسیژن و آهن تولید می شوند. كه بعد ها در انفجارات ستاره ای آزاد می گردند و برای ساخت ستارگان و سیارات و حیات جدید به كار می ایند.
● عناصر اصلی حیات زمینی چه زمانی پدیدار شد؟ برای زمین با توجه به گوناگونی حیات كه در آن وجود دارد ۳ چیز از اهمیت خاصی برخوردار بوده است: ۱) از همان ابتدای خلقت همیشه ماده بیشتری نسبت به ضد ماده وجود داشته و بنابراین همواره ماده برای ما باقی می ماند. ۲) در مرحله ششم هیدروژن به وجود آمد این ماده كه سبك ترین عنصر شیمیایی می باشد سنگ بنای اصلی كهكشانه ها و سیارات می باشد. هیدروژن همچنین سنگ بنای اصلی موجودات زنده ای است كه بعدا روی زمین به وجود آمدند و احتمالا روی میلیاردها سیاره دیگر نیز وجود دارند. ۳ ) در مركز ستارگان اولیه هسته اتم های سنگین از قبیل اكسیژن و یا كربن یعنی سنگ بناهای اصلی لازم و ضروری برای زندگی و حیات بوجود آمدند.
● آیا عالم همواره در حال انبساط خواهد بود؟ جنبش انبساطی یا به عبارت دیگر از همدیگر دور شدن كهكشانه ها به هر حال رو به كند شدن است. زیرا جزایر جهانی متعدد در واقع به سمت یكدیگر جذب می شوند و در نتیجه حركت انبساطی آن ها كند تر می شود. اكنون پرسش فقط این است كه آیا زمانی تمام این حركت ها متوقف خواهد گردید و این عالم در هم فرو خواهد پاشید؟ این مساله بستگی به تراكم ماده در جهان هستی دارد. هر چه این تراكم بیشتر باشد نیرو های جاذبه بین كهكشانه ها و سایر اجزای گیتی بیشتر بوده و به همان نسبت حركت آن ها با شدت بیشتری متوقف خواهد شد. در حال حاضر چنین به نظر می رسد كه تراكم جرم بسیار كمتر از آن است كه زمانی عالم در حال انبساط را به توقف در آورد. به هر حال این امكان وجود دارد كه هنوز جرم های بسیار بزرگ ناشناخته ای از قبیل ( سیاهچاله های اسرار آمیز) یا ( ابرهای گازی شكل تاریك) وجود داشته باشند و نوترینو ها كه بدون جرم محسوب می شوند جرمی هرچند كوچك داشته باشند. اگر این طور باشد در این صورت حركت كیهانی زمانی شاید ۳۰ میلیارد سال دیگر متوقف خواهد شد. در آن زمان كهكشان ها با شتابی زیاد حركت به سوی یكدیگر را اغاز خواهند كرد تا در نهایت به شكل یك گوی آتشین عظیم با یكدیگر متحد شوند. آن زمان شاید می باید روی یك انفجار اولیه جدید دیگر و تولد یك عالم جدید حساب كنیم. با توجه به سطح كنونی دانش بشر و میزان پژوهش های انجام شده باید اینطور فرض كرد كه عالم تا ابدیت انبساط خواهد یافت.
منبع :
متن از elmiran1.mihanblog.ir

فضانوردی
Astronaut
طبقه بندی : نجوم - مقالات

 

تاریخچه فضانوردی
وقتی که جنگ سرد ما بین بلوک شرق و غرب به اوج خود رسیده بود و کشورهای هر دو بلوک درصد بودند تا بیش از پیش مراقب یکدیگر باشند. یکی از سیاستمداران شوروی سابق پیشنهاد فعالیتهای فضایی برای تحت نظر گرفتن طرفهای مقابل را ارایه کرد. طبق طرح روسها یک وسیله فضاپیما به فضا پرتاب می شد و به نوعی در مدار زمین قرار می گرفت و چون هیچ مانع فیزیکی ما بین این وسیله و زمین نبود به راحتی می شد بلوک غرب را تحت نظر گرفت. برای انجام این کار می بایستی از افراد واجد شرایط نیز استفاده می شد. اما در ابتدا که هنوز هیچکس از شرایط زیست محیطی و ادامه حیات موجودات زنده در خارج از جو مطمین نبود دانشمندان روسی تصمیم گرفتند تا یک سگ زنده را به فضا پرتاب کنند.

بنابراین سگی که بعدها به نام هاش پاییز(سگ بی سروصدا) معروف شد به وسیله یک سفینه کوچک به فضا پرتاب شد که پس از یک دور چرخیدن در مدار زمین به سلامت به زمین بازگشت. در پی این آزمایش بسیار موفقیت آمیز روسها تصمیم گرفتند انسان را هم به فضا بفرستند. به دلیل اینکه وسیله فضاپیما به نوعی یک وسیله پرنده تلقی می شد شخصی که با این وسیله به فضا می رفت می بایستی خلبان باشد. بنابراین اولین شخصی که به فضا رفت یک خلبان نیروی هوایی ارتش شوروی سابق به نام یوری گاگارین بود.
به این ترتیب فصل جدیدی در کشف ناشناخته ها گشوده شد. کشورهای بلوک غرب نیز در پی آزمایشهای موفقیت آمیز روسها تصمیم گرفتند اکتشافات فضایی خود را آغاز کنند. به این ترتیب روسها به عنوان هسته اصلی اکتشافات فضایی بلوک شرق و آمریکایی ها به عنوان هسته اصلی اکتشافات فضایی بلوک غرب در این زمینه با یکدیگر به رقابت پرداختند. هر کدام از مراکز فضایی ( شهر فضانوردان در شوروی و ناسا در آمریکا) شرایط ویژه خود را برای جذب و آموزش خلبانان تعیین کردند. این شرایط با توجه به نوع کاری که از فضانوردان انتظار می رفت تعیین می شد. بطور کلی فراهم کردن شرایط ادامه حیات موجودات زنده در فضا کار بسیار دشوار و پیچیده ای است. به همین دلیل بیشتر ماموریت ها و اکتشافات فضایی روسها با استفاده از سفینه های بدون سرنشین انجام می شد.

شرایط فیزیکی
بطور کلی فضانوردان از میان داوطلبان بسیاری که برای این کار تقاضا می دهند انتخاب می شوند. همه کسانی که انتخاب می شوند باید از شرایط جسمانی و روحی و روانی ویژه ای برخوردار باشند. ناسا و هر مرکز فضایی دیگر به دنبال افرادی هستند که کار را در اولویت فعالیتهای زندگی خود قرار بدهد.
فضانوردان باید از شرایط جسمانی مطلوب همانند خلبانان برخوردار باشند. البته اصلاح دید با استفاده از عینک یا لنز یا جراحی های ویژه که برای اصلاح دید به کار می رود مانعی برای فضانورد شدن نیست. به عبارت دیگر ناسا از این نظر محدودیتی برای فضانوردان قایل نمی شود.
آزمایشها و معاینه های پزشکی در خود مرکز فضایی انجام می شود و هر کدام از مراکز فضایی استانداردهای پزشکی خود را اعمال می کنند.

شرایط تحصیلی
به دلیل گسترده شدن اکتشافات فضایی و همچنین بیشتر شدن کار و ماموریت فضانوردان شرایط تحصیلی فضانوردان نیز تغییر پیدا کرده است. امروزه بیشتر فضانوردان دارای مدارک فوق لیسانس و دکترا هستند. زیرا مطالبی را که آنها باید در طی پنج سال دوره شبانه روزی فضانوردی بیاموزند بسیار پیچیده و فشرده است. داشتن یک زمینه تحصیلی مناسب می تواند به آنها کمک کند تا مطالب را بهتر بیاموزند.
نوع مدرک تحصیلی بستگی دارد به کاری که به فضانورد محول می شود. به عنوان مثال در ماموریتهای فضایی که در ناسا انجام می شود تعدادی از فضانوردان که متخصص ماموریت نام دارند برای انجام آزمایشهای ویژه ای به فضا می روند. در میان آنها پزشک-بیولوژیست-فیزیکدان-شیمیدان-کارشناس ستاره شناس-زیست شناس-گیاه شناس و… دیده می شود.
متخصصان ماموریت خلبان نیستند بلکه افراد متخصصی هستند که برای انجام ماموریتهای ویژه ای به فضا می روند. زیرا در گذشته فضانوردان که شرایط جسمانی لازم را برای رفتن به فضا داشتند پزشک یا دانشمند نبودند. به همین ترتیب نیز دانشمندان و پزشکان نیز شرایط لازم را برای رفتن به فضا نداشتند. در نتیجه تعدادی متخصص از رشته های مختلف که شرایط فیزیکی لازم را برای رفتن به فضا دارند جذب شدند تا پس از گذراندن دوره پنج ساله فضانوردی بتوانند خواسته های دانشمندان را در فضا اجرا کنند. این افراد که زمینه تحصیلی لازم را برای این کار دارند دوره کامل ماموریتی را که می خواهند انجام بدهند می گذرانند. از طرف دیگر گروه دیگری از فضانوردان که خلبان هستند و دوره فضانوردی را می گذرانند هدایت سفینه فضاپیما را بر عهده دارند. این افراد نیز دست کم فوق لیسانس در یکی از رشته های مهندسی را دارند. به طور کلی فضانوردان می بایستی از زمینه تحصیلی برجسته ای بر خوردار باشند تا بتوانند دوره بسیار فشرده فضانوردی را که به صورت شبانه روزی است و حدود پنج سال طول می کشد را پشت سر بگذارند. معمولا” فضانوردان که کلاس های خود را در ایا لت های فلوریدا و تگزاس و کالیفرنیا می گذرانند در خوابگاه زندگی می کنند. آنها مجاز نیستند تا همراه خانواه شان زندگی بکنند.

کلاسها بسیار فشرده و گاهی اوقات تا بیست ساعت در روز هم طول می کشد. استادان که خودشان دانشمندان رشته مربوطه محسوب می شوند به صورت خلاصه به مطالب اشاره می کنند و داوطلبان فضانوردی با مطالعاتی که در ساعت های خارج از کلاس انجام می دهند جزییات مطالب را می آموزند.
در خلال برنامه های آموزشی تحصیلی برنامه های ورزشی و بدنسازی نیز وجود دارد که باید گذرانده بشوند. داوطلبان مجاز هستند فقط در صورت بروز شرایط اضطراری محل آموزشی را ترک کنند و به نزد خانواده خود بروند. اگر به هر دلیلی داوطلب فضانورد به خاطر گذراندن دوره فضانوردی دچار مشکلات فضانوردی بشود باید از ادامه دوره انصراف بدهد یا اینکه خانواده خود را ترک کند. به این ترتیب داوطلب فضانوردی باید با خانواده اش هماهنگی و توافق کامل داشته باشد. یکی از مراحل استخدام داوطلبان مصا حبه با اعضای خانواده شخص مورد نظر می باشد. در صورتی که گروه انتخاب کننده اعضای خانواده را واجد شرایط نداند شخص مورد نظر برای گذراندن دوره فضانوردی انتخاب نخواهد شد.
منبع :

academist.ir

تاریخ انتشار : چهارشنبه 27 آذر 1387 - 12:8


تلسکوپ هابل

Hubble Space Telescope
طبقه بندی : نجوم - مقالات
تلسکوپ فضایی هابل
تلسكوپ فضایی هابل دقیقا چیست؟ چرا به این اندازه استثنایی است؟ چگونه این چنین عكس های شگفت انگیزی می گیرد وما كجا می توانیم آنها را ببینیم؟ما به طور دقیق به بررسی این وسیله ای كه انقلابی را در ستاره شناسی و نجوم پیش آورد می پردازیم.
مشكل بزرگ تلسكوپ های مستقر در زمین این بود كه مشاهده ی نور ستاره های دور دست قبل از اینكه از اتمسفر زمین بگذرند ممكن نبود-از كنار ابر ها و آب و هوا-و اتمسفر زمین كه مكان غلیان است-با گرد و غبار وهوای گرمی كه جریان دارد و به بالا صعود می كندو هوای سرد با نزول به سمت زمین می آید و آب ها بخار می شوند.
همه ی این عوامل باعث می شوند كه عكس های ستارگان تیره و غیر دقیق از آب در بیایند و فواید تلسكوپ های زمینی را محدود كنند.
در سال 1946یك متخصص فیزیك نجومی با نام دكتر لمن اسپیتزر(1997-1914)پیشنهاد داد كه تلسكوپی در فضا می تواندعكس های واضح تری را از چیز های دورتربگیرد كه تلسكوپ های زمینی قادر به آن نمی باشند.این یك ایده ی عصبانی كننده بود با توجه به این كه هنوز هیچ موشكی به فضای خارجی پرتاب نشده بود.به عنوان مثال برنامه های فضایی ایلات متحده ی آمریكا در سالهای بین 1960 و 1970 توسعه یافت و برتری پیدا كرد.اسپیتزر در ناسا و همایش توسعه دادن تلسكوپ های فضایی سخن رانی كرد.در سال 1975 آژانس فضایی اروپاو ناسا شروع به توسعه دادن تلسكوپ های فضایی كردند.در سال1997مجلس برای تلسكوپ های فضایی بودجه ای را تصویب كردو ناسا با یك شركت درجه یك قرار داد بست و پیمان كاری برای سركشی كردن به ساختمان آنها انتخاب كرد.
در سال 1983 تلسكوپ فضایی به نام ستاره شناس آمریكائی ادوین هابل نام گذاری شد.هابل كسی بود كه با مشاهداتی بر روی ستاره های متغییر در كهكشان های دیگر مطمئن شد كه جهان در حال انبساط و بزرگ شدن است كه نظیریه ی مهبانگ یا انفجار اولیه در عالم را تائید می كرد.ساخت تلسكوپ فضایی هابل 8سال به طول انجامید.
این تلسكوپ بیش از چهار صد هزار قطعه داردو بالغ بر بیست و شش هزار مایل سیم كشی الكتریكی دارد.
تلسكوپ فضایی هابل 50 بار حساس تر از تلسكوپ های زمینی است و همچنین 10 بار دقیق تر و تفكیك پذیر تر از تلسكوپ های زمینی است.بعد از تاخیری طولانی وبدهی- تلسكوپ فضایی هابل در سال 1990 در مدارش قرار گرفت.
تلسكوپ فضایی هابل (HST) از بسیاری جهات توانمندترین تلسكوپ اپتیكی است كه تا كنون ساخته شده است. این تلسكوپ بزرگترین تلسكوپ نیست، آینه اصلی آن با قطر 2.4 متر در مقایسه با تلسكوپ كك در هاوایی كه 10 متر قطر دارد كوچكتر است. ولی این تلسكوپ ، كه در مداری به فاصله 500 كیلومتری سطح زمین قرار دارد، از اثرات مختل كننده جو زمین به دور است. این امر امكان می‌دهد تا جزئیات دقیقتری نسبت به تلسكوپهای مستقر در زمین دیده شوند و نیز طول موجهایی مثل فرابنفش كه به سطح زمین نمی‌رسند قابل مشاده باشند.

تاریخچه تلسكوپ فضایی هابل
این تلسكوپ به نام اختر شناس آمریكایی ، اووین هابل كه در دهه 1920 به دو كشف عمده در اختر شناسی نایل آمد. نام گذاری و عملا تمام كهكشهانها در حال دور شدن از ما هستند (یعنی عالم در حال انبساط است). كشف اخیر به مفهوم مهبانگ به عنوان سرآغاز انبساط عالم منجر شد. در طرح اصلی كه به درستی برای HST1 در نظر گرفته شده‌اند، عبارتند از مطالعه كهكشانها و مطالعه مهبانگ.
مشخصات تلسكوپ فضایی هابل
تلسكوپ HST تقریبا 14 متر طول 5 متر و 11500 كیلوگرم وزن دارد. این تلسكوپ طوری طراحی شده است كه از تمام ظرفیت سفینه فضایی كه آن را در 25 آوریل 1990 در مدار قرار داد استفاده كند. صفحه‌های خورشیدی كه در مدار برافراشته شده‌اند و 10 متر طول دارند، توسط آژانش فضایی اروپا فراهم شدند. نوری كه لوله تلسكوپ را بپیماید و به آینه اصلی برخورد كند كه بازتابیده می‌شود و به آینه كوچك دومی كه در مركز لوله قرار دارد بر می‌گردد.
این آینه نور را به طرف آینه اصلی بر می‌گرداند و از سوراخی كه در مركز آن قرار می‌گذارند. این طرح اپتیكی را تلسكوپ كاسگرینی نوع ریچی - كرتن می‌نامند. در پشت سوراخ چهار سنجش افزار علمی عمده قرار دارند كه عبارتند از دو دوربین عكاسی و دو طیف نگار ، هر دو دوربین عكاسی می‌توانند تصویرهایی مرئی و فرابنفش گرفته ، دوربینها طوری طراحی شده‌اند كه تفكیك بسیار بهتری نسبت به آنجه بر روی زمین قابل دستیابی است بدست می‌دهند.
دهانه ورودی طیف نگارها بسیار كوچك است و این امر امكان می‌دهد كه HST تفكیك خوبی داشته باشد و طیف نمایی اجسام منفرد در میدانهای شلوغی مثل مركز خوشه‌های ستاره‌ای كروی مسیر شود، در حالی كه چنین مشاهداتی از روی زمین غیر ممكن هستند و همچنین طیف نگارها می توانند نسبت به سیگنال به نوفه بسیار بزرگتر و تفكیك طیفی بهتری نسبت به تلسكوپهای فرابنفش قبلی در حال چرخش مدار بدست دهند و اندازه گیری وی‍ژگیهای طیفی ضعیفی را كه قبلا هرگز دیده نشده است امكان پذیر كنند.

تعمیرات تلسكوپ هابل

كمی پس از پرتاب معلوم شد كه آینه اصلی HST دارای ابیراهی كروی است و این نقصی است كه باعث می‌شود كه تصویرها حاوی 15 درصد نور متمركز شده باشند و باقی به صورت نامشخص پخش شود. این نقص ، در نهایت با تجهیزات آزمایشی معیوبی مرتبط می‌شد كه سالها قبل از پرتاب موقع ساختن آینه بكار رفته بود. اگر چه پردازش شدید رابانه‌ای توانسته بود بیشتر مشكلات تصویرها را بر طرف كند و مشاهدات طیف نوری را همچنان به انجام برساند، توانایی تلسكوپ در ایجاد تصویر اجسام ضعیف نسل آنهایی كه در لبه عالم قرار دارند از بین رفته بود.
فضانوردان سفینه فضایی در دسامبر 1993 بیشتر از ده تعمیر عمده روی تلسكوپ انجام دادند. و از جمله ژپروسكوپهای جدید ، صفحه‌های خورشیدی ، آینه‌های تصحیح كننده بسیار دقیق و كوچكی روی آن نصب كردند و تلسكوپ را به كارآیی اپتیكی طرح اولیه بازگرداند. نصب دستگاههای اپتیكی تصحیح كننده مستلزم این بود كه یكی از پنج سنجش افزار اصلی HST ، یعنی نورسنج خیلی سریع را بردارند. اكنون ، توان تفكیك در این دستگاه نزدیك به حدی است كه از خواص موجی نور انتظار می‌رود.

شرایط استفاده از تلسكوپ هابل
استفاده از HST مستلزم كارهای تداركاتی دقیق است. قبل از پرتاب ، همه آسمان نقشه برداری شد و نزدیك به 20 میلیون ستاره راهنما مشخص شدند. این نقشه خیلی كاملتر از جامع‌ترین كاتالوگ ستاره‌هاست كه تا آن زمان تهیه شده بود. هر اختر شناسی كه شخصا خواهان استفاده از این تلسكوپ باشد (همه منجمان جهان واجد شرایط هستند) ، از حدود یك سال جلوتر با مشخص كردن پرسش علمی مورد نظرش و مشاهدات پیشنهادی‌اش می‌تواند متقاضی استفاده از HST شود.
برای استفاده از HST معمولا 800 تقاضا در هر سال دریافت می‌شود. گروههای شش تا هفت نفری اختر شناسایی كه نماینده عرصه‌های مختلف تخصصی‌اند. یك هفته را صرف رده بندی پیشنهادها و تعیین زمان استفاده از تلسكوپ می‌كنند. در برنامه پذیرفته شده متوسط ممكن است بیست و پنج ساعت وقت استفاده از تلسكوپ را به خود اختصاص می‌دهد.

كشفیات تلسكوپ هابل در چهار سال اول
در خلال چهار سال اول كاركرد HST ، كشفهای مهم زیادی حاصل شده‌اند. بیشترین این كشفها از تكنیك بی سابقه یا از تركیب طیف نمایی با تفكیك خوب طیف نمایی با دقت زیاد بدست آمده‌اند. نمونه‌های اول ، كاوش هسته‌های مربوط به خوشه‌های كروی ستاره‌ها و كهكشانهای بیضوی غول آسا را شامل می‌شوند. افزوده شدن طیفها به اندازه گیری انتقالهای دوپلری ، سرعتهای بسیار زیادی را درست در هسته چندین كهكشان بیضوی نشان داده است.
این امر شاهد ضمنی مهمی بر وجود سیاه چاله‌ای در حدود 109برابر جرم خورشید در آنجاست. تصویرگیری در سحابی جبار ، كه ناحیه‌ای جوان از لحاظ تشكیل ستاره‌هاست و در فاصله‌ 1500 سال نوری از خورشید قرار دارد. شواهدی از وجود قرصهایی از ماده را در اطراف بسیاری از ستاره‌ها نشان داده است. این موارد را به احتمال قوی می‌توان نمونه‌هایی از منظومه شمسی در حال تشكیل دانست.

پیش بینی هابل
ادومین با شناسایی غلیظ و سیال در كهكشان امراه المسلسله در سال 1924 برای اولین بار ثابت كرد كه كهكشانها از راه شیری خیلی دورترند. مطالعه این ستاره‌ها در كهكشانهای دورتر توسط SHT ظاهرا به جمع آوری دلایلی منجر می‌شود كه عالم از آنچه قبلا تصور می‌شد كوچكتر و جوانتر است.

پیش بینی مهم دیگر نظریه مهبانگ این است كه در آغاز پیدایش عالم فقط سه عنصر اول هیدروژن ، هلیوم و اندكی لیتیوم تولید شده‌اند. به كمك رصدهای SHT نشان داده می‌شود كه این پیش بینی در واقع صحیح است و عناصر دیگر به مرور زمان در طول تاریخ كهكشان راه شیری در ابر نواخترها ساخته شده‌اند.
آینده تلسكوپ هابل
تلكسوپ فضایی هابل SHT با قابلیت استفاده از خدمات سفینه فضایی و اینكه قرار است در آینده به وسایل جدیدی مثل طیف نگار قدرتمندتر و دوربین عكاسی فرو سرخ مجهز شود، باید برای بیشتر از یك دهه كارش را ادامه دهد.
تصویر گرفته شده توسط تلسکوپ فضایی هابل
منبع :
متن از
دانشنامه رشد
هوپا
bankemagale.blogfa.com

 

معرفی ستاره شناسان بزرگ
طبقه بندی : نجوم - مقالات
نیکولاس کوپرنیک
نیکولاس کوپرنیک یک منشی دفتری در کلیسای کاتولیک رومی بود که در سال ۱۴۷۳ میلادی در لهستان متولد شد. او علاقه خاصی به نجوم داشت و بعد از مشاهده دقیق سیاره ها و محاسبه حرکتهایشان راه های جدید و ساده تری را برای توضیح حرکت آنها کشف کرد. در آن زمان او بر این فرض بود که زمین و همه سیاره های منظومه شمسی به دور خورشید می گردند( البته به استثنای ماه که در همه نظریه ها تصور می شد که به دور زمین می گردد). که به نام نظریه خورشید مرکزی معروف بود.اما او هنوز عقیده داشت که همه اجرام آسمانی در مسیرهای دایره ای کامل حرکت می کنند.
زمان زیادی طول کشید تا کوپرنیک عقایدش را منتشر کرد. احتمالا” به دلیل اینکه او از مراجع کلیسای زمان خودش که عقیده داشتند که زمین بایستی ثابت باشد می ترسید. در واقع کتاب او تا قبل از مرگش به چاپ نرسید. کتاب او در گردش کرات آسمانی نامیده شد. در این کتاب او عالمی را تشریح می کند که در آن خورشید در مرکز و به ترتیب عطارد،زهره،زمین،مریخ،مشتری و زحل به دور آن می گردند. در بالای اینها کره ستارگان ثابت قرار دارد.

تیکو براهه
تیکو براهه یک ستاره شناس بزرگ دانمارکی بود که در سال ۱۵۴۶ متولد شد و به عنوان یک ستاره شناس ماهر شهرتی برای خود کسب نموده بود. او در اندازه گیری موقعیت ستارگان و سیاره ها در آسمان تبحر داشت و این کار را بسیار دقیق ترازهر کسی که در گذشته انجام داده بود انجام می داد. خطاهای او در اندازه گیری بندرت بیشتر از یک دقیقه قوسی بود که او این اندازه گیری ها را بدون کمک تلسکوپ انجام می داد. در واقع او از وسیله ای به نام کویدرانت یا یک ربع استفاده می کرد که اساسا” یک ربع یک دایره بود که به طور عمودی نصب شده بود و بر روی آن یک بازوی محوری دیداری قرار داشت.او در طول بازوی دیداری (که بیشتر شبیه نشانه گیری یک تفنگ بود) به سمت یک ستاره نگاه می کرد و موقعیت آن را روی درجه بندی که روی کویدرانت بود می خواند.
فردریک پادشاه دانمارک جزیره کوچکی را در اختیار او گذاشت تا یک رصدخانه ایجاد کند و در این جا بود که او بیشتر کارهایش را انجام می داد. او مشهور به بد اخلاقی بود. چنین گفته شده بود که او قسمتی از بینی اش را در یک دعوا از دست داده بود و بعد خودش آن را با آلیاژی از فلزات جایگزین کرد که تا آخر عمر نیز برای او باقی ماند. تیکو براهه در مورد عالم نظریه خاص خودش را داشت. او عقیده بطلمیوس را که هر چیزی به دور زمین می گردد به طور کامل قبول نداشت و همچنین از پذیرفتن پیشنهاد کوپرنیک که زمین به دور خورشید می گردد نیز امتناع می کرد. ولی بعد ها این تحقیقات تیکو بود که درستی نظریات کپرنیک را ثابت کرد.

یوهان کپلر
یوهان کپلر یک اخترشناس و ریاضیدان آلمانی بود. از کودکی استعداد بسیار در ریاضیات داشت و در دانشگاه توبینگن از شهرهای آلمان تحصیل کرد. در بیست و دو سالگی معلم ریاضیات شد و به مطالعه در رابطه با اخترشناسی پرداخت. با بررسی مدارهای اجرام آسمانی توجه تیکو براهه اخترشناس دانمارکی را به خود جلب کرد و شاگرد و دستیار او شد. پس از مرگ تیکو براهه نوشته های او به کپلر رسید. کپلر با استفاده از پژوهشهای بیست ساله تیکو براهه قانونهایی را بیان کرد که به نام قوانین کپلر شهرت دارد. کپلر نخستین کسی است که اصول واقعی روش کار با تلسکوپ را بیان کرد. مهمترین اثر او کتاب نجوم جدید است.

گالیلیو گالیله
گالیلیو گالیله در سال ۱۵۶۴ در شهر پیزا واقع در ایتالیا متولد شد. او در سال ۱۵۸۱ میلادی وارد دانشگاه پیزا شد تا خود را برای شغل طبابت آماده کند. ولی بزودی به علم مکانیک و ریاضیات علاقه مند شد. او در سال ۱۵۸۹ به عنوان استاد ریاضی در دانشگاه پیزا منصوب شد. ولی چندی نگذشت که از شغل خود استعفا داد.
در یکی از سالهای دهه ۱۵۹۰ میلادی فرضیه کپرنیکی منظومه شمسی را پذیرفت. در سال ۱۶۰۹ گالیله از عدسیهایی که یک عینک سازهلندی به نام هنزلیپارشی می ساخت اطلاع حاصل کرد و سپس بدون آن که حتی یک تلسکوپ هم دیده باشد تلسکوپ خود را ساخت. از او باید به عنوان اولین کسی یاد کرد که به طور رسمی در کار ستاره شناسی از تلسکوپ استفاده کرد. در ابتدا تلسکوپ او تنها ۳ برابر بزرگنمایی می کرد اما بعد از مدتی او تلسکوپی ساخت که ۳۰ برابر بزرگنمایی می کرد. او به کمک این تلسکوپ توانست برای اولین بار سطح ماه را به خوبی ببیند و اقمار سیاره مشتری و حلقه های زحل را کشف کند و سپس به مشاهده لکه های سطح خورشید بپردازد.

ادموند هالی
ادموند هالی یک اخترشناس،ریاضیدان و مخترع انگلیسی بود. از بیست سالگی در سنت هلن جزیره ای در جنوب اقیانوس اطلس به رصد کردن ستارگان آسمان نیمکره جنوبی پرداخت. در بازگشت به وطن از دوستان بسیار نزدیک نیوتن شد. وی معتقد بود که دنباله دارها مانند سیارات احتمالا” دارای مدار بیضوی هستند. این بدان معنا بود که دنباله دارها را می توان ردیابی نمود و بازگشت آنها را محاسبه و حتی پیش بینی کرد. هالی با کمک قانون جاذبه نیوتن پیش بینی کرد که دنباله داری که در سالهای ۱۶۰۷ و ۱۶۸۲ از کنار زمین گذشت در سال ۱۷۵۸ باز خواهد گشت. دنباله دار مزبور در سال ۱۷۵۹ بازگشت یعنی یک سال دیرتر، زیرا از مجاورت مشتری رد شده بود و جاذبه نیرومند مشتری از سرعت آن کاسته بود. ولی سال ۱۷۵۹ به سال ۱۷۵۸ بسیار نزدیک است پس پیش بینی هالی دقیق بود و دنباله دار مزبور به افتخار او هالی نامیده شد.

جیووانی دومینیکو کاسینی
اخترشناس فرانسوی ایتالیایی تبار و استاد نجوم دانشگاه بولونیا بود و بیشتر اوقات به رصد ستارگان می پرداخت. او مدت حرکت وضعی مریخ و مشتری را به دست آورد و چهار قمر زحل را کشف کرد. با ارزشترین کار علمی وی تعیین اختلاف منظر مریخ و تعیین فاصله سیاره مریخ از زمین بود. او به همین طریق توانست فاصله خورشید از زمین را به دست آورد اما نتیجه این کار چندان درست نبود. در سال ۱۶۶۹ میلادی لویی چهاردهم پادشاه فرانسه وی را به پاریس دعوت کرد. کاسینی این دعوت را پذیرفت و بقیه عمر را در پاریس گذراند.

هنریتا سوان لویت
بانوی اخترشناس آمریکایی ، اخترشناس رصدخانه هارواردبود. وی مدتها درباره ابرهای ماژلانی کار کرد و در سال ۱۹۱۲ میلادی به کشف عمده ای دست یافت. وی بیشتر به ستارگانی توجه داشت که دوره درخشندگی آنها متفاوت بود و او آنها را متغییرهای قیفاووسی نامید. خانم لویت دریافت که هر چه دوره تناوب درخشندگی طویلتر باشد ستاره درخشانتر است. با این کشف تعیین فاصله ستاره های دوری را که نمی توانستند اختلاف منظر آنها را به دست آورند امکانپذیر شد.

پییر دو لاپلاس
اخترشناس و ریاضیدان فرانسوی در خانواده ای فقیر به دنیا آمد و به مساعدت و تشویق عموی کشیش خود به تحصیل روی آورد. در شانزده سالگی به دانشگاه کان راه یافت و با شوق هرچه تمامتر رشته ریاضیات را دنبال کرد. در ۱۸ سالگی عازم پاریس شد و با نوشتن رساله ای درباره مکانیک توجه دالامبر را جلب کرد و به استادی ریاضیات مدرسه نظام پاریس دست یافت.
یکی از مسایلی که لاپلاس برای یافتن راه حل آن اقدام کرد مسیله بی نظمی مدار سیارات بود که دانشمندان از مدتها قبل به آن پی برده بودند. لاپلاس این مشکل را حل کرد و نظریات خود را در کتاب بزرگی به نام مکانیک سماوی شرح داد. انتشار این کتاب از سال ۱۷۹۹ تا سال ۱۸۲۵ میلادی طول کشید. در این سالها حوادث سیاسی عمده ای در فرانسه جریان داشت و لاپلاس با تدابیر خاصی از این جریانها گذشت. شهرت عمده لاپلاس به خاطر ارایه نظریه ای درباره تشکیل منظومه خورشیدی بود. بنابراین نظریه منظومه خورشیدی در آغاز توده عظیم ابر مانندی بسیار داغ بوده است که به کندی دوران می کرده است. این توده ابر مانند به تدریج گرمای خود را بر اثر تشعشع از دست داده،متراکم شده و بر اثر کم شدن حجم سرعت دوران آن افزایش یافته است. سپس بر اثر نیروی گریز از مرکز حلقه هایی از این توده جدا شده و سرانجام به صورت منظومه خورشیدی در آمده است. این نظریه که به نظریه سحابی معروف است در سراسر قرن نوزدهم معتبر بود تا اینکه در اوایل قرن بیستم از اعتبار افتاد و سپس با اصلاحاتی اعتبار خود را بدست آورد.

ادوین هابل
ادوین هابل یک اخترشناس آمریکایی بود که ابتدا در آکسفورد به تحصیل حقوق پرداخت و سپس به اخترشناسی روی آورد و از ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۷ میلادی در رصدخانه یرکیز مشغول به کار شد.
جنگ جهانی اول وقفه ای در کارش پدید آورد و متعاقب آن در رصدخانه ماونت ویلسون به کمک تلسکوپ صد اینچی به انجام رصدهای آسمانی و پژوهشهای نجومی پرداخت.
وی علاقه خاصی به سحابیها داشت و در سال ۱۹۲۴ میلادی با بزرگترین تلسکوپ آن زمان ستارگان درون سحابی آندرومدا را کشف کرد. از آن پس نیز تحقیقات خود را در این زمینه ادامه داد و ثابت کرد که تعدادی از ستارگان از نوع متغییرهای قیفاووسی هستند. هابل با استفاده از قانون دوره تناوب درخشندگی فاصله سحابی آندرومدا تا زمین را استنتاج کرد و به این ترتیب مطالعه درباره جهان ماورای کهکشان را بنیاد نهاد و برای نخستین بار وجود اجرام سماوی برون کهکشانی را اعلام داشت. وی درصدد برآمد تا کهکشانها را از روی شکل و از نظر تحول احتمالی طبقه بندی کند. بزرگترین نتیجه ای که از این کار به دست آورد تحلیلی بود که در سال ۱۹۲۹ میلادی درباره سرعتهای دور شدن یا نزدیک شدن آنها و انبساط جهان به عمل آورد.

ویلیام هاگینز
ویلیام هاگینز یک اخترشناس انگلیسی بود که در جوانی به تحقیقات میکروسکوپی علاقه داشت. اما در سال ۱۸۶۵ میلادی به ساختن رصدخانه ای در نزدیکی لندن اقدام کرد و از آن پس به تحقیقات و رصدهای نجومی روی آورد. در سال ۱۸۶۳ میلادی از تحقیقاتی که درباره خطوط طیفی به عمل آورد اعلام داشت که همان عناصری که در زمین وجود دارد در ستارگان نیز یافت می شود که در آن زمان گفتاری حیرت انگیز بود. وی در سال ۱۸۶۶ میلادی برای نخستین بار طیف یک سحابی را مورد مطالعه قرار داد و ثابت کرد که اطراف آن را گاز هیدروژن فرا گرفته است. هاگینز با استفاده از تحقیقات فیزو در مورد تعمیم اصل دوپلر به بزرگترین کشف علمی خویش نایل آمد. وی دریافت که اگر ستاره ای به زمین نزدیک شود یک نوع جابه جایی به طرف بنفش در خطوط طیفی آن روی می دهد. حتی توانست از روی مقدار جابه جایی سرعت را در امتداد دید تعیین کند.

ژرژ لومتر
ژرژ لومتر اخترشناس بلژیکی بود که ابتدا در رشته الهیات تحصیل کرد و در سال ۱۹۲۲ میلادی کشیش شد. سپس به نجوم روی آورد و در دانشگاه کمبریج انگلستان و انستیتوی تکنولوژی ماساچوست در آمریکا به تحصیل پرداخت و در سال ۱۹۲۷ میلادی درجه دکتری گرفت. آنگاه به کشور خود بلژیک بازگشت و به سمت استادی نجوم فیزیکی در دانشگاه بودن برگزیده شد.
وی معتقد بود که همه کهکشانها در ابتدا چنان به هم نزدیک بوده اند که صورت توده واحدی داشته اند. وی این توده واحد که تمام جهان را شامل بوده است تخمک کیهانی می نامید. به نظر وی این تخمک کیهانی بر اثر یک انفجار عظیم منفجر شده و انبساط عالم نیز باقیمانده آن انفجاری است که میلیاردها سال پیش روی داده است. لومتر نظریات خود درباره کیهانزایی را در سال ۱۹۲۷ میلادی منتشر کرد
منبع :

academist.ir

تاریخ انتشار : دوشنبه 25 آذر 1387 - 22:51









Admin Logo
themebox Logo