تبلیغات
دانش ما - زیست

کنکور و نمونه سوال
حیات چگونه و كجا روی زمین پدید آمد؟
طبقه بندی : زیست شناسی
 دیگران رو به جلو گام برمی دارند، و از زمان شكل گیری زمین در ۵۵ /۴  میلیارد سال پیش شروع می كنند و درباره اینكه چگونه ممكن است مواد شیمیایی بی جان به تركیبات زنده تبدیل شده باشند تحقیق می كنند. در رویكرد رو به عقب، دیرین شناسان سنگواره هایی از میكروب ها یافته اند كه تاریخ گذاری آنها دست كم به ۴/۳ میلیارد سال پیش بازمی گردد. حتی آنالیز شیمیایی صخره های قدیمی تر نشان می دهد كه ارگانیسم های فتوسنتزی به خوبی در ۷/۳ میلیارد سال پیش بر روی زمین پا گرفته بودند. پژوهشگران حدس می زنند ارگانیسم هایی كه این شواهد را از خود برجای گذاشته اند در ویژگی های بنیادی یكسانی كه در تمامی اشكال حیاتی كنونی پیدا شده سهیم بوده اند. تمامی ارگانیسم های آزادزی اطلاعات ژنتیكی را در DNA رمزگذاری می كنند و با مصرف پروتئین ها واكنش های شیمیایی را كاتالیز می كنند. از آنجایی كه DNA و پروتئین ها تا به این اندازه برای بقا به یكدیگر وابسته اند مشكل بتوان تصور كرد كه یكی از آنها مقدم بر دیگری به وجود آمده است و به همان اندازه غیرقابل پذیرش است كه هر دوی آنها به طور همزمان خارج از یك سوپ پیش زیستی پدیدار شده باشند.اكنون آزمایشات حاكی از آن هستند كه اشكال ابتدایی تر حیات می توانسته اند براساس مولكولی سه تایی كه در جانداران امروزی یافته شده پی ریزی شده باشند: مولكول RNA. زمانی تصور می شد كه RNA چیزی بیش از یك پیغام رسان سلولی نیست، اما در كمال شگفتی به یك باره RNA همه كاره ای از آب درآمد كه نه تنها اطلاعات ژنتیكی را كد می كند، بلكه مانند یك پروتئین نیز وارد عمل می شود. به عنوان مثال برخی از مولكول های RNA ژن ها را خاموش و روشن می كنند درحالی كه دیگران به پروتئین ها و سایر مولكول ها متصل می شوند. بررسی های آزمایشگاهی نشان می دهد كه RNA می توانسته از روی خود همانندسازی كند و سایر وظایفی را كه برای زنده نگه داشتن سلول لازم بوده به عهده گیرد. اكنون بسیاری از دانشمندان براین باورند كه حیات تنها پس از آنكه دنیای RNAای را پشت سر گذاشته سیمای آشناتری به خود گرفته است. پروتئین ها در نقش كاتالیزور هزاران بار از RNA كارآمدترند و از این رو پس از پیدایش می بایست توسط انتخاب طبیعی ترجیح داده شده باشند. به علاوه اطلاعات ژنتیكی از روی DNA با اشتباهات كمتری نسخه برداری می شوند تا از روی RNA. سایر دانشمندان تلاش هایشان را بر روی اینكه چگونه تركیبات شیمیایی غیرزنده موجود در زمین «پیش زیستی» توانسته اند به جهان RNA ارتقا یابند، متمركز ساخته اند. در ۱۹۵۳ استانلی میلر و هارولد یوری كه در دانشگاه شیكاگو مشغول تحقیق بودند ثابت كردند كه بررسی های آزمایشگاهی می تواند پرتو نوری بر این پرسش بیفكند. آنها یك جریان الكتریكی را از درون مخلوطی از آمونیاك، متان و سایر گازهایی كه تصور می شد در هواسپهر زمین ابتدایی موجود بوده اند عبور دادند و دریافتند كه بدین ترتیب می توان اسیدهای آمینه و سایر بلوك های ساختاری مهم حیات را به وجود آورد. امروزه بسیاری از دانشمندان معتقدند كه هواسپهر ابتدایی از گازهای دیگری نظیر دی اكسید كربن انباشته شده بود. اما آزمایشاتی كه در سال های اخیر صورت گرفته نشان داده است كه تحت چنین شرایطی نیز بسیاری از بلوك های ساختاری حیات می توانسته شكل بگیرد به علاوه ستاره های دنباله دار و شهاب سنگ ها نیز احتمالاً تركیبات معدنی كه با خود به همراه داشته اند را از فضا به زمین آورده اند. اینكه دقیقاً در كجای زمین این بلوك های ساختاری به عنوان اشكال ابتدایی حیات گردهم آمده اند موضوعی است كه بر سر آن بحث و گفت و گو است. در ابتدای دهه ،۱۹۸۰ بسیاری از دانشمندان معتقد بودند كه حیات شروعش را در آب های جوشان غنی از مواد معدنی كه از منافذ گرمایی اعماق دریا به بیرون رانده می شدند از سر گذرانده است. گواه این شروع داغ و سوزان عبارت است از بررسی های انجام شده بر روی درخت حیات كه حاكی از آن است كه بیشتر گونه های ابتدایی، میكروب هایی كه تا به امروز زنده اند، در آب های داغ به سر می برند. اما فرضیه شروع داغ پس از چندی از تب و تاب افتاد و به سردی گرایید. پژوهش های جدید نشان داد این میكروب های گرمادوست، فسیل های زنده نیستند. آنها احتمالاً از گونه هایی كه مقاومت كمتری داشته اند، نسب گرفته اند و مكانیسم های دفاعی جدیدی را در برابر گرما تكامل بخشیده اند. اما برخی از شكاكان این فرضیه از خود می پرسند كه چگونه مولكول های ظریف RNA توانسته در آب های جوشان دوام آورد. اگرچه هیچ فرضیه محكم دیگری منافذ گرمایی را به عنوان مكان این شروع داغ رد نمی كند، اما حوضچه های كشندی یا اقیانوس های پوشیده از یخچال ها نیز پیشنهاد می شود. پروژه های تحقیقاتی كه اكنون به راه افتاده اند احتمالاً پرتو نور بیشتری را بر چگونگی آغاز حیات می افكنند. دانشمندان آزمایشات را در جهتی به پیش می برند كه در آن سلول هایی كه برپایه RNA استوار شده اند ممكن است بتوانند تولیدمثل كنند و تكامل یابند. سازمان ناسا و آژانس فضایی اروپا كاوشگرهایی را راه اندازی كرده اند كه در آینده به ستاره های دنباله دار سفر كرده و اختصاصاً تركیبات سازنده احتمالی را كه ممكن است بر روی زمین ابتدایی فرو باریده باشند، مورد بررسی قرار می دهند. اما هیجان انگیزتر از همه اینها احتمال یافتن نشانه هایی از حیات بر روی مریخ است. ماموریت های اخیر بر روی مریخ شواهد محكمی فراهم آورده است كه نشان می دهد زمانی بر روی سیاره سرخ دریاهای كم عمقی از آب مایع وجود داشته اند و این یعنی آنكه مریخ احتمالاً زمانی مكان مناسبی برای شكل گیری حیات بوده است. ماموریت آتی در مریخ در جست و جوی یافتن نشانه های حیات در پناهگاه های زیرزمینی یا سنگواره های موجودات منقرض شده خواهند بود. اگر در مریخ حیات پیدا شود این كشف می تواند به این معنی باشد كه حیات به طور جداگانه بر روی هر دو سیاره به وجود آمد. شاید هم بتوان گفت كه حیات در كل كائنات متداول است یا اینكه ابتدا بر روی یك سیاره به وجود آمده و به سایر سیارات انتشار یافته است. شاید هم میكروب های مریخی در چهار میلیارد سال پیش توسط یك شهاب سنگ به زمین حمل شده اند و سیاره نابارور ما را آبستن حیات ساخته باشند.
منبع :
متن از elmiran1.mihanblog.com

فسیل‌ها و دنیای ماقبل تاریخ
Fossil
طبقه بندی : زیست شناسی
 

واژه فسیل (سنگواره) از کلمه لاتینی فسیلس گرفته شده که به معنای درآوردن چیزی از طریق حفاری است. موضوعی که مورد مطالعه این علم قرار می گیرد شامل بقایا یا نشانه های حیوانات و گیاهانی است که زمانی بر روی کره زمین می زیسته اند. الف ) علم دیرینه شناسی (Paleontology) واژة پالئونتوژی از سه کلمه پالئوس (Paleos) به معنی قدیمی ، اُنتا (Onta) به مفهوم موجودات و لوگوس (Logos) به معنای شناخت ترکیب شده است و منظور علم و شناسائی تمام موجودات زنده در زمانهای گذشته زمین شناسی با توجه به ساختمان ،‌روابط ارثی و ژنتیکی ، رده بندی و تکامل آنان می باشد.
علم پالئونتولوژی اصولاً شامل دو قسمت است: ۱) پالئوزئولوژیPaleozoology  : که دربارة‌ جانوران گذشته زمین بحث و تحقیق می شود. به این علم امروزه پالئونتولوژی جانوری اطلاق می شود. ۲) پالئوبوتانی (Paleobotany) : که علم بررسی گیاهان در ادوار مختلف زمین شناسی است. پالئونتولوژی جانوری خود به دو بخش دیرینه شناسی بی مهره گان (Invertebarte Paleonetology) و دیرینه شناسی مهره داران (Vertebrate Paleonetology) تقسیم می گردد. سرانجام رشته دیگری از فسیل شناسی به نام میکروپالئولوژی (Micropaleonetology) خوانده می شود که مطالعة فسیلهای میکروسکپی اعم از جانوری یا گیاهی را شامل می گردد.
فسیل شناسی فسیل‌شناسی بحث دربارة گیاهان و جانورانی است که سابقاً ‌در سطح زمین زندگانی کرده اند بقایا و اثراتی را که از گیاهان و جانوران در ته نشین های مختلف زمین دیده می شود فسیل می نامند
بنابراین فسیل شناسی را می توان به دو قسمت تقسیم نمود: ۱) فسیل شناسی گیاهان ۲) فسیل شناسی جانوران فسیل شدن عبارت از مجموع پدیده هائی است که در نتیجه آن آثار یا بقایای گیاهان و جانوران در ته نشین های مختلف زمین حفظ می شوند . نخستین شرط لازم برای اینکه جانور گیاهی فسیل شود این است که گیاه یا جانور در هوای آزاد نماند و بواسطه خاک یا عوامل دیگر محفوظ گردد و در میان ته نشینهای جای گیرد. بنابراین هر چه جانور یا گیاه کوچکتر باشد بهتر باقی خواهد ماند در صورتیکه جانوران بزرگ بندرت باقی می مانند و به حالت فسیل دیده می شوند. چون عموماً‌ گیاهان و جانواران بعد از مرگ از بین می روند و فقط قسمتهای سختی از آنها به حالت فسیل باقی می ماند از این جهت فسیل شناسی باید فسیلهای خود را با موجودات مشابه کنونی مقایسه کند و به سایر قسمتهای آن فسیل پی ببرد این روش که در فسیل شناسی اهمیت زیادی را دارا می باشد روش استدلالی نامیده می شود. برطبق همین روش است که کوویه فسیل شناسی معروف فرانسوی از روی آرواره یا کاسه سر یا استخوان پای جانوری به ساختمان سایر قسمتهای جانور پی می برده و بیشتر اوقات شکل حقیقی جانور را نیز ترسیم می نموده است. قسمتهای نرم جانوران بندرت به حالت فسیل یافت شده اند خصوصاً که در بعضی از کشورها : در انگلستان و آمریکا و آلمان و روسیه فسیلهائی کشف گردیده که تمام قسمتهای بدن آنها بخوبی دیده می شود – مثلاً در یخهای سیبری کرگردنها و فیلهای زیادی به حالت فسیل کشف کرده اند که پوست و گوشت و حتی پشم بدن آنها هنوز بخوبی دیده می شود.. همچنین در آلمان در تشکیلات آهکی ژواسیک ناحیه سلن هوفن پرندگانی یافت شده اند که علاوه بر استخوان بندی پرهای آنها نیز بخوبی محفوظ مانده است. در ایران در اصطهبانات فارس ماهی هائی کشف گردیده که ستون مهره ها و آلت شنای آنها بخوبی دیده می شوند بطور کلی فسیل بی مهرگان در ته نشینهای مارنی آهکی – پله سنگی و گل رستی زیاد دیده می شود ولی بقایای مهره داران اغلب در گسترشهایی یافت می شوند که بواسطه جریانهای آب گذاشته شده باشد در بعضی از گسترشها فسیل فراوان است و در برخی از گسترشها فسیل کمتر یافت می شود و علت این امر را می توان منوط به دلائل فیزیکی و زیستی دانست بطور کلی عواملی که باعث از بین رفتن گیاهان و جانوران در منطقه محدودی می شوند عبارتند از: تغییر درجه گرمای آب- تغییر شوری آب – طغیان رودخانه ها و غیره. مثلاً در اوائل دوران سوم زمین شناسی جریان سردی وارد شمال غربی اروپا شده است چون این جریان سرد وارد دریای گرمی می شده از این جهت جانورانی که وارد این دریا می شده اند تاب مقاومت نیاورده و یکمرتبه از بین رفته اند همچنین موقعی که جریان سرد لابرادر با جریان گرم گولف استریم تلاقی می کند عده زیادی از جانوران بواسطه تغییر حرارت از بین می‌روند.

تاریخ فسیل شناسی فسیل شناسی از ازمنة قدیم مورد بحث و توجه انسان واقع شده حتی انسان های دوره پارینه سنگی اکثر در صدد تجسس و تحقیق فسیل برمی آمده و آنها را کلکسیون می نموده اند. عده دیگر از این فسیلها استفاده می کردند و آنها را برای زینت بکار می بردند ( گردن بند و گلوبند و غیره) این فسیلها که به توسط انسان جمع آوری شده در اکثر غارها و مقابر فرانسه و بلژیک و مصر دیده می شوند مثلاً : در فرانسه (‌ناحیه آرسی سورکور )‌ غاری است معروف به غار تری لبیت که از حیث باستان شناسی اهمیت زیادی دارد. در این غار عده زیادی تری لبیت پیدا کرده اند که اکثر آنها دارای دو سوارخ بوده و برای زینت بکار می رفته اند . این تری لبیتها متعلق به این ناحیه نبوده است بلکه اصل آنها از بهم می‌باشند. در بلژیک غار دیگری به اسم گویت دیده می شود که خود موزه کوچک دیرینه شناسی به شمار می آید. مخصوصاً‌ صدف گونیات ها و همچنین دندانها و مهره ماهی در آنجا زیاد دیده می شود. در چک اسلوالک ( ناحیه مراوی ) انسانی بنام انسان مراوی زندگی می کرده است در یکی از مقابر آنها ششصد و پنجان صدف دانتالیوم پیدا کرده اند که شبیه به گردن بند تعبیه شده است. چینی ها و مصریها نیز قطعات استخوانهای فسیل را جمع آوری می کرده و در روی آنها حکاکی می نموده اند. تقریباً تا شش قرن قبل از میلاد اطلاعات علمی و اسناد صحیحی راجع به فسیل و علم فسیل شناسی در دست نبود و فقط در بعضی افسانه ها در این باب گفته شده است ولی فلاسفه قدیم مدارس یونان و روم اولین اشخاصی هستند که در موضوع فسیل و فسیل شناسی سخن رانده و سعی نموده‌اند تئوریهائی وضع کنند: آناکسیماندر – ( ۶ قرن قبل از میلاد )‌عقیده داشته است که زمین در اثر تغییراتی بحالت کنونی درآمده البته عقاید او متکی به اطلاعات فیسل شناسی و زمین شناسی بوده است. فیثاغورث (پی تاگور) که بیشوای پیتاگوریسینها بوده چنین می نوسید: قبول کنید که هیچ چیز در این دنیا از بین نمی رود بلکه تغیر صورت می دهد و به اشکال دیگری در می آِید. کوههای مرتفع امروزی قعر دریاهای قدیمی می باشد و یافتن صدفهای دریائی در این کوهها دال بر این امر است. آمپدوکل ( ۵ قرن قبل از میلاد) در سیسیل استخوانهای هیپوپوتام فسیل را جمع آوری نموده و تصور می کرده است این استخوانها متعلق به جانوران بزرگی بوده اند که امروز از بین رفته اند . بعقیده آمپدوکل جانوران تدریجاً از یکدیگر منشعب شده اند. هردوت موقعیکه از مصر گفتگو می کند چنین می نوسید : مصر ابتدا خلیجی بوده که آبهای مدیترانه وارد آن می شده و این آبها تا قلب حبشه پیش می رفته اند . البته یافتن صدفهای دریائی در روی کوهها دال براین مطلب می باشند. ارسطو – (۴۰۰ سال قبل از میلاد) تحقیقاتی در جانورشناسی و تشریح مقایسه ای و رویاشناسی کرده است نامبرده عقیده دارد که طغیان دریا در روی خشکیها باعث می شود که فسیلها بوجود بیایند. بعد از ارسطو دیگر علوم مورد توجه رومیها نبوده است و فقط بعضی از شعرای آنها مانند لوکرس و هراس راجع به تغییرات زمین سخن را نده‌اند. لوکرس- یکی از شعرای رومی کتابی بنام طبیعت اشیاء نوشته است و در کتاب خود چنین حکایت می کند : زمین جد و جهد کرد که حیوانات عجیب و غریب خلق کند شاید مقصود شاعر حیوانات بزرگی بود ه اند که در دورانهای گذشته در سطح زمین زیسته و از بین رفته اند. اراتستن – ( ۲۷۶ قبل از میلاد) که یکی از فلاسفه مدرسه اسکندریه بوده است . می نوسید که : یافتن صدفها در نقاط دور از دریا معلوم می دارد که تغییرات عمده در زمین روی داده و فکر این شخص شبیه بافکار « علمای » دینی مصری است که تصور می کردند فسیلهای اطراف نیل در اثر طغیان و طوفانهای پی در پی بوجود آمده اند. در صورتیکه قدما ابداً شکی در طبیعت فسیل نداشتند و می دانستند که بواسطه طغیان دریاها گذاشته شده اند علمای قرن ۱۶ تصور می کردند که فسیلها اتفاقاً این اشکال را بخود گرفته اند و آنها را بازی طبیعت می دانستند. یکی از منجمان موسوم به مرکاتی عقیده دارد که ستارگان در تشکیل فسیلها دخالت دارند. فالوپ – معتقد است که فسیلها در نتیجه تخمیر زیرزمنین تشکیل گردیده اند. گرچه عموماً‌ علمای قرون وسطی تشکیل فسیل را در نتیجه حوادث اتفاقی می دانند معهذا بعضی از دانشمندان بحقیقت فسیل پی برده و تشکیل آنها را بخوبی بیان کرده اند . چنانچه پزشک و طبیعی دان معروف ایرانی ابوعلی سینا معتقد است فسیلها حیوانان زنده ای یوده اند که سابقاً در سطح زمین می زیسته اند. کاردان – در سال ۱۵۵۲ اعلام کرد صدفهائیکه در نواحی دور از دریا پیدا می شوند معلوم می دارند که آن نواحی سابقاً‌ بواسطه دریا احاطه شده اند. در موقع تجدد دو هنرپیشه یکی ایتالیائی موسوم به لئوفاردوونسی و دیگری فرانسوی موسوم به برناردپالیسی افکار صحیح راجع به فسیل بیان کرده اند . حتی هنر پیشه ایتالیائی ادعا میکند که محل پدید آمدن صدفها سابقاً‌ دریائی بوده که رسوبات رودخانه ها وارد آن شده و آنرا پر کرده اند و عمیق ترین نقاط این دریا مرتفع ترین قله کوه را تشکیل داده است. برناردپالیسی – که شغل او کوزه گری بود در مقابل تمام دکترهای پاریس ادعا کرد که فسیلها بواسطه بازی طبیعت درست نشده اند بکله صدفهای فسیل صدفهائی هستند که بواسطه دریا گذاشته شده اند و حتی جنسهائیکه سابقاً زیسته اند زیادتر از امروز می باشند. در قرون ۱۸ مردم در صدد جمع آوری سنگواره برمی آیند . حتی کشیشها‌ اطبا و بعضی از تجار در منز ل خود کلکسیو ن های سنگواره جمع آوری کرده اند و در ایتالیا و آلمان و فرانسه کتابهائی راجع به فسیل شناسی و فسیل انتشار می دهند. معهذا بعضی از دانشمندان عقیده دارند که فسیل بواسطه حوادث خارجی تشکیل گردیده است. مثلا ولتر می گوید زمانیکه از سویس به ایتالیا به زیارت می رفته اند فسیلها را از کنار دریا جمع آوری کرده و در روی کوهها ریخته اند و عقیده دارد که زمین می تواند این فسیلها را ایجاد کند. ولی بوفن کتابی بنام تئوری زمین نوشته و عقیده او براین است که عده زیادی از جانوران در دورانهای گذشته در سطح زمین زیسته اند که امروز بکلی از بین رفته اند (‌مانند آمونیتها و بلمنیتها). در اواخر قرن ۱۸ تمام شعب علوم طبیعی رو به ترقی می نهد مخصوصاً‌ در فرانسه طبیعیدانهای بزرگی پا به عرصه ظهور می گذارند که مهمترین آنها کوویه ولامارک و آدولف وبرونیار می‌باشند. کوویه – ( ۱۸۳۲-۱۷۶۹) را می توان واضع فسیل شناسی و تشریح مقایسه ای دانست. نامبرده معتقد است که اعضای خود حیوانات در کارها با هم ارتباط دارند بنابراین اگر عضوی از حیوان را پیدا کنیم می توانیم به سایر اعضای آن پی ببریم مثلاً اگر پستاندار گوشتخواری دارای چنگال می باشد آرواره آن متناسب برای بریدن و حس شامه آن نیز قوی بوده است . خلاصه کوویه با کشف یک دندان یا قطعه استخوانی تمام صفات آن حیوان را شرح داده و بیشتر اوقات شکل آنرا ترسیم نموده است. لامارک- ( ۱۸۳۲- ۱۷۴۴) – تا سن پنجاه و پنج سالگی مشغول تحصیل گیاه شناسی بود. پس از آن شروع به تکمیل جانورشناسی نمود و در حین اینکه کوویه به تحصیل مهره داران می پرداخته لامارک بتحقیق و تحصیل جانوران بی مهره مشغول بوده است و کتاب معروفی نیز به نام ( جانوران بدون مهره ) انتشار داده است . لامارک کتاب دیگری بنام فلسفه جانورشناسی فراهم آورده و در این کتاب طریقه اشتقاق جانوران را از یکدیگر بیان کرده است . آدولف برونیاز در ۱۸۲۸ شروع بتحقیق و تحصیل گیاههای فسیل کرد دانشمند نامبرده را می توان مؤسس فسیل شناسی گیاهان دانست.
شرایط فسیل شدن اسکلت یا صدف در موجودات ممکن است از کربنات کلسیم (آراگونیت یا کلیست )، فسفات کلسیم، سیلسیس کیتین و غیره باشد. نیروهای فشاری و تراکمی رسوبات (Compaction) در رسوبات، گاه باعث می گردد که اسکلت موجودات از شکل اصلی خارج شود، مثلاً فسیل های موجود در شیل هائی که نیروهای فشاری را تحمل کرده‌اند اغلب پهن هستند. امکان دارد اسکلت یا صدف توسط کانیهائی غیر از جنس خود آنها جانشین شود مثلاً در اغلب صدفهای آمونیت مشاهده می شود که کاملاً‌ از کانی پیریت (سولفورآهن) تشکیل شده است که این یک پدیده جانشینی را بیان می کند. گاه از صدف قالبی در رسوبات باقی می ماند که به آن کست (Cast) می گویند. به عبارت دیگر کست وقتی تشکیل می شوئد که اسکلت یا صدف موجود حل شده و جای آن مواد دیگر جایگزین شود.
انواع فسیل شدن
۱) فسیل شدن کامل:‌ که در این حالت موجود بدون تجزیه بطور کامل باقی می ماند مانند فسیل ماموت در یخ های سیبری و فسیل مهره داران ( رینوسروس ) در رسوبات آغشته به قیر و اسفالت و فسیل شدن حشرات در صمغ های کربونیفر.
۲) فسیل شدن اعضای سخت: مانند اسکلت ، صدف و کاراپاس کیتینی ( در بند پایان).
۳) فسیل شدن صدف بی مهرگان : که در موجود زنده اغلب از کربنات کلسیم بصورت آراگونیت است ولی در حالت فسیل شدن به کلسیت تبدیل می گردد.
۴) فسیل شدن با ترکیبات فسفاته، کیتین و کوتیکول: موجوداتی که در ساختمان خود دارای این مواد هستند فسیل شدن بهتر صورت می گیرد چون این مواد در مقابل عوامل تجزیه کننده مقاوم ترند. مثلاً برخی فسیل ها مثل براکیوپودا و کنودونت ها در ترکیب صدف و ساختمان خود دارای فسفات بوده، یا برخی از موجودات دارای پوسته کیتینی هستند. گیاهان و دانه‌های گرده دارای کوتیکول و ماده اسپروپولنین (Sporopolenin) هستند که یک ترکیب آلی مرکب از C,H,O میباشند. فسیل دانهای گرده که بنام سپور (Spore) و پولن (Pollen) معروفند ممکن است که در رسوبات دریائی ، قاره ای و حتی ئیدروکربورهای نفتی یافت شوند. ناگفته نماند که به آثار باقی مانده از موجودات قدیمی نیز فسیل گفته می شود که می تواند به صورت رد پا یا اثر جانورTrails) یا (Tracks باشد . همچنین اثر موجودات حفّار می تواند به صورت حفره (Burrows) در رسوبات نقش بسته و صور مختلفی از رخسارهها را تشکیل دهند. آثار باقیمانده روی رسوبات را که منشأ‌ جانوری داشته و عمل موجودات در آن دخالت داشته باشد بنام اینکنوفسیل (Ichnofossil) و رخساره آنها را ایکنوفاسیس (Ichnofacies) نامند. اخیراً مطالعات بیشتری درباره ایکنوفسیلها و ایکنوفاسیس ها بمنظور پی بردن به شرایط محیط رسوب گذاری و تطابق چینه شناسی رسوبات انجام می‌گردد.
اقسام فسیل هاو کاربرد آنها در زمین شناسی همانگونه که قبلاً اشاره شد، بیشترین کاربرد فسیلها در تعیین سن طبقات و بنابراین در بیوستراتیگرافی است. بدیهی است که تمامی فسیلها قادر به تعیین سن نسبی دقیق نبوده و برخی از آنها در تمام ادوار زمین شناسی وجود داشته اند. بطور کلی می توان اقسام فسیل ها را به شرح زیر خلاصه نمود:
۱) فسلیهای شاخص Index – fossils : که دارای گسترش جغرافیائی وسیع بوده ولی در زمان کوتاه زمین شناسی میزیسته اند – مانند فسیل آمونیت Turrilites که منحصراً‌ درکر تا سه میانی وجود داشته است.
۲) فسیلهای غیرشاخص (NonIndex- fossils) : که تقریباً در تمام دوره ها و یا دورانهای زمین شناسی وجود داشته اند و شاخص زمان معین و کوتاه زمین شناسی نیستند. مانند برخی دوکفه ایها، شکم پایان ،‌مرجانها و غیره. ناگفته نماند که ممکن است جنس هائی از فسیلها شاخص نباشند ولی گونه های هر جنس مربوط به زمان کوتاه تری بوده و شاخص می باشند . بنابر این نتیجه می شود که دقّت تعیین سّن نسبی هر گونه های یک جنس معمولاً بیشتر است.
۳) فسیلهای رخساره (Facies Fossils) : این فسیلها می توانند معرف وضعیت جغرافیائی زمان زیست خود از نظر آب و هوا و سایر شرایط محیط زیستی باشند. مثلاً فسیل کلنی های مرجانی حاکی از محیط ساحلی دریا و آب و هوای استوائی تا نیمه استوائی هستند. با وجود تعاریف موجود در کتب فسیل شناسی درباره اقسام سه گانه فسیل که در بالا ذکر شد، ولی ممکن است فسیلهائی یافت شوند که هم فسیل شاخص،‌ هم فسیل غیرشاخص و هم فسیل رخساره باشند. مثلاً فسیل بریوزوآ (Bryozoa) ظاهراً چون از پالئوزوئیک (اردویسین) تا زمان حاضر وجود دارد فسیل غیرشاخص به حساب می آید. ولی جنسها و گونه های شاخصی از آن وجود دارد. مثلاً جنس Fenestella بریوزوآی مربوط به پالئوزوئیک است (اردویسین تا پرمین )‌و گونه ای از آن بنام Fenestella retiformis شاخص پرمین بالائی بوده و سن ردیف های ناحیه Zechstein آلمان را بخوبی مشخص می کند. از طرفی فسیل بریوزوآها معرف محیط های ریفی و ساب ریف (Reef & sub-reef) و آب و هوای گرم هستند. بنابراین فسیل بریوزوآ بطور کلی فسیلی غیرشاخص ولی جنس ها و مخصوصاً گونه های آن می تواند جزو فسیلهای شاخص باشد. ضمناً معرف شرایط محیطی و جغرافیای دیرینه بوده و فسیل رخساره نیز بشمار می آید.

منبع :
متن از elmiran1.mihanblog.com

 


بینایی در ماهیان
طبقه بندی : جانورشناسی - مقالات
ساختار چشم ماهیان همانند سایر مهره داران می باشد. نور ساطع شده از اشیاء در ابتدا ، باید از قرنیه ی شفاف گذر كند. از آنجایی كه شرایط اپتیكی آب خیلی شبیه به مایعات داخلی چشم ماهیان می باشد، لذا برای ایجاد تصویری واضح در چشم ماهی ، نیازی به شكست نور در هنگام ورود به چشم نمی باشد. بنابراین قرنیه ی ماهی در مقایسه با قرنیه ی مهره داران خشكی زی خیلی ضخامت كمتری دارد. عنبیه ی چشم بوسیله ی افزایش یا كاهش قطر مردمك ، مقدار نور ورودی به چشم را تنظیم می كند. ماهیان غضروفی می توانند عنبیه چشم خود را تنظیم كرده و شكل مردمك را تغییر دهند ، اما این توانایی در ماهیان استخوانی وجود ندارد. عدسی چشم ماهیان ، كه بیشتر كروی شكل می باشند، مانند عدسی محدب مهره داران خشكی زی ، نور دریافت شده از اشیاء را در شبكیه ی چشم متمركز می نماید. عدسی چشم ماهیان غضرفی تا اندازه ای پهن می باشد.این در حالی است كه عدسی چشم مارماهی دهان گرد(لامپری) و ماهیان استخوانی گرد و كروی است. ماهی اشیاء را در فواصل دور بوسیله حركت عدسی به جلو و عقب ، می بیند ، اما در مهره داران خشكی زی تمركز تصاویر بر روی شبكیه چشم در اثر تغییر انحناء و خمیدگی عدسی انجام می گیرد. لایه ی بیرونی چشم (صلبیه یا Sclera) وظیفه ی حفظ ساختار ظریف بخش داخلی را بر عهده دارد. صلبیه ی ماهیان فاقد آرواره ، فیبری و سخت می باشد. در ماهیان غضرفی صلبیه از صفحات غضرفی و در ماهیان استخوانی از ساختار استخوانی تشكیل شده است.
لایه ی مشیمیه یا لایه عروقی در بین دو لایه ی صلبیه (لایه ی حفاظتی ) و لایه ی شبكیه (لایه ی دارای گیرنده های نوری ) قرار گرفته است. این لایه حاوی تامپتوم لوسیدیوم (لایه ی انعكاسی) - ساختار تشكیل شده از كریستال های انعكاسی گوانین – می باشد كه حساسیت بینایی را در شرایط نوری پایین ، افزایش می دهد. لایه ی انعكاسی در بیشتر ماهیان غضرفی ، هولوسفال ها ، كلوكانت ها ، ماهیان خاویاری و بعضی از ماهیان استخوانی دیده شده است. تامپتوم ، باعث تابش انعكاسی در چشم كوسه ها و بسیاری از ماهیان شب گرد می گردد.
دریافت نور ساطع شده از اشیاء توسط گیرنده های موجود در شبكیه انجام می گیرد. شبكیه دارای ساختار پیچیده ای است كه از هفت لایه تشكیل شده است. این لایه ها از بیرون به داخل عبارتند از :
اپتلیوم رنگدانه ای (رنگدانه ی سطحی ) ؛، كه حاوی رنگدانه های نقره ای و سیاه می باشد؛
لایه ی گیرنده های نوری؛ كه دارای سلول های استوانه ای و مخروطی می باشد؛
لایه ی دوقطبی ؛ این لایه از سلول هایی تشكیل شده است كه با سلول های گیرنده ی نور سیناپس حاصل می كنند؛
لایه ی غده ای ؛ سلول های این لایه با سلول های دو قطبی اتصال برقرار می كنند؛
لایه ی رشته های عصبی؛ این لایه حاوی سلول هایی است كه با لایه ی غده ای سیناپس دارند و رشته های عصبی را از طریق عصب بینایی به مغز می فرستند.
لایه ی شبكیه ی چشم در مقایسه با سایر بافت های بدن نیاز اكسیژنی بیشتری دارد. در بیشتر ماهیان استخوانی بالاترین سطح اكسیژنی در غده ی كوروئید(Choroid gland) وجود دارد. این غده ی U شكل ، عصب بینایی را در بخش خروجی چشم می پوشاند. جریان خون از طریق" رت میرابل"به غده ی كوروئید می رسد. مكانیسم جریان متقابل در رت میرابل سطح بالای از اكسیژن را در این غده فراهم كرده و اكسیژن مورد نیاز شبكیه را تامین می نماید. غده ی كوروئید خون اكسیژن دار را از ساختار آبشش مانند در سطح داخلی سرپوش آبششی ماهیان دریافت می كند. برداشت شبه آبشش در ماهی قزل آلا باعث كاهش اكسیژن در شبكیه و تنزل تصاعدی رنگدانه های بینایی شده است.
مانند سایر مهره داران ، شبكیه ی چشم ماهیان دارای دو نوع سلول حساس به نور ؛ یعنی سلول های مخروطی و استوانه ای می باشد.سلول های استوانه ای به نور كم خیلی حساس می باشد. ماهیانی كه در سپیده دم و غروب در هوای گرگ و میش فعالیت می كنند ، در شبكیه ی چشم ، سلول های استوانه ای غالبیت دارند. ماهیان قسمت های عمیق دریا و بسیاری از گونه های شب گرد ، تنها دارای سلول های استوانه ای هستند. در نور شدید، رنگدانه ی ملانین در لایه ی سطحی، از سلول های استوانه ای چشم ماهیان استخوانی محافظت می كند. در نور با شدت كمتر، حركات فتوشیمیایی رنگدانه ی ملانین ، موقعیت نسبی لایه های سطحی و گیرنده های نوری را تغییر می دهد و سلول های استوانه ای را در معرض نور موجود قرار می دهد. بعضی از ماهیان غضرورفی و بیشتر ماهیان استخوانی داری سلول های مخروطی می باشند. سلول های مخروطی در ماهیان روزگرد بالاترین تعداد را داراست. چهار نوع سلول مخروطی در چشم ماهیان دیده شده است ، كه هر كدام از آنها بیشترین جذب نوری خود را در بخش های مختلفی از طیف الكترومغناطیسی نشان می دهند.
سلول های مخروطی قرمز به نورهایی با طول موج 600 نانومتر (نور قرمز) پاسخ می دهند؛
سلول های مخروطی سبز بیشترین حساسیت را به نورهایی با طول موج در حدود 530 نانومتر(نور سبز) نشان می دهند؛
سلول های مخروطی آبی بهترین طول موجی كه به آن پاسخ می دهند در حدود 460 نانومتر می باشد؛
سلول های مخروطی ماوراء بنفش بیشتری فعالیت خود را در طول موج 380 نانومتر در محدوده ی طیف نوری ماوراء بنفش نشان می دهند. بنابراین، ماهیان دارای این نوع سلول های مخروطی می توانند نورهای ماوراء بنفش را ببینند.
نوع سلول های مخروطی با كیفیت نور محیط در ارتباط می باشد. برای مثال، ماهیان آب های كم عمق معمولا سلول های مخروطی قرمز ، آبی و سبز را دارا می باشند. دلیل وجود این سلول ها در این ماهیان اینست كه ماهی بتواند محدوده ی وسیعی از طیف نوری كه وارد سطح آب می گردد، را دریافت كند. هرچه عمق آب افزایش یابد از میزان نفوذ نور ماوراء بنفش كم می شود، از این رو ، عجیب نیست كه ماهیانی كه سلول های مخروطی ماوراء بنفش دارند، در سطح آب زندگی می كنند.
در مقایسه با انسان ها و دیگر جانوران خشكی زی ، ماهیها دید كوتاه دارند. چشم آنها فاصله ی كانونی كوتاه تری داشته و اشیاء را در فاصله ی یك متری به وضوح می بینند. با وجود این ، حداكثر فاصله ا ی كه آنها قادر به دیدن آن هستند ، بیشتر از 15 متر نیست. كروی تر بودن عدسی چشم ماهیان در مقایسه با جانوران خشكی زی دلیل اصلی این پدیده است. میدان دید افقی ماهیان بالغ 160-170 درجه (در ماهی قزل الا) می باشد كه در مقایسه با دید افقی انسان(154 درجه) بیشتر است. میدان دید عمودی در ماهیان 150 و در انسان 120 درجه می باشد. البته قابل ذكر است كه این نوع دید ، دید تك چشمی می باشد. میدان دید دو چشمی در قزل آلا تنها 20 -30 درجه می باشد كه درمقایسه با انسان (120 درجه) میدان دید دو چشمی محدود تری دارند.حداكثر تیز بینی در ماهیان در شدت نور 35 لوكس حاصل می شود ولی انسان ها در شدت نور 300 لوكس بهترین شرایط تیز بینی را دارا می باشند.
همانطوری كه در تصویر شماتیك زیر دیده می شود، ماهی بیرون از آب را بصورت یك پنجره ی مدور می بیند. این پنجره زمانی كه ماهی به اعماق پایین تر می رود وسیع تر شده و در هنگامیكه به سطح آب می آید تنگ تر و محدود تر می گردد. اكثر ماهیان با زاویه ی 6/97 درجه نسبت به بیرون دید دارند.
منبع :
متن از
elmiran1.mihanblog.com
bankemagale.blogfa.com


رازهای زنبور عسل
Apice melifera
طبقه بندی : جانورشناسی
زنبور عسل - Bee
زنبور عسل (Apice melifera) از راسته نازک بالان (Hymenoptera) است. زنبور عسل قسمت های دهانی جونده و مکنده، هر دو را داراست. دگریسی آن کامل است و به طور دسته جمعی زندگی می کند و شامل سه دسته هستند. ۱) ملکه (Queen) که تخم می گذارد. ۲) نرها (prones) کارشان فقط بارور کردن ملکه های جدید است. ۳) کارگرها (Worker) که ماده عقیم هستند و اغلب انواع متعددی دارند. کندوی زنبور عسل یا به صورت جعبه های مکعبی به ابعاد ۵۰cm که کندوی modern می گویند و یا به به صورت سبد که کندوی بومی می گویند.
زنبور عسل در قرآن کلمه نحل به معنی زنبور عسل در آیات ۶۸و ۶۹ سوره نحل در جزء۱۴ قرآن کریم آمده است. در تفسیر آیه۶۸ چنین آمده است: پروردگارت به زنبور عسل وحی فرستاد! در اینجا لحن قرآن به طرز شگفت انگیزی تغییر می یابد، در عین ادامه دادن بحث ها در زمینه نعمت های مختلف الهی و بیان اسرارآفرینش در این سوره، سخن از زنبورعسل و سپس خود عسل به میان می آورد. اما شکل یک مأموریت الهی و الهام مرموز که نام وحی بر آن گذارده شده است. نخست می گوید: «و پروردگار تو به زنبور عسل، وحی کرد که خانه هایی از کوهها و درختان و داربست هایی که مردم می سازند انتخاب کن.» زنبور عسل (Apice melifera) از راسته نازک بالان (Hymenoptera) است. زنبور عسل قسمت های دهانی جونده و مکنده، هر دو را داراست. دگریسی آن کامل است و به طور دسته جمعی زندگی می کند و شامل سه دسته هستند. ۱) ملکه (Queen) که تخم می گذارد. ۲) نرها (prones) کارشان فقط بارور کردن ملکه های جدید است. ۳) کارگرها (Worker) که ماده عقیم هستند و اغلب انواع متعددی دارند. کندوی زنبور عسل یا به صورت جعبه های مکعبی به ابعاد ۵۰cm که کندوی modern می گویند و یا به به صورت سبد که کندوی بومی می گویند.
زنبور عسل در قرآن کلمه نحل به معنی زنبور عسل در آیات ۶۸و ۶۹ سوره نحل در جزء۱۴ قرآن کریم آمده است. در تفسیر آیه۶۸ چنین آمده است: پروردگارت به زنبور عسل وحی فرستاد! در اینجا لحن قرآن به طرز شگفت انگیزی تغییر می یابد، در عین ادامه دادن بحث ها در زمینه نعمت های مختلف الهی و بیان اسرارآفرینش در این سوره، سخن از زنبورعسل و سپس خود عسل به میان می آورد. اما شکل یک مأموریت الهی و الهام مرموز که نام وحی بر آن گذارده شده است. نخست می گوید: «و پروردگار تو به زنبور عسل، وحی کرد که خانه هایی از کوهها و درختان و داربست هایی که مردم می سازند انتخاب کن.» ▪ نخستین مأموریت زنبوران در این آیه، خانه سازی ذکر شده است. و این شاید به خاطر آن است که مسئله مسکن مناسب، نخستین شرط زندگی است و به دنبال آن فعالیت های دیگر، امکانپذیر است. ▪ در آیه ۶۹ سوره «نحل»، دومین مأموریت زنبور عسل شروع می شود. قرآن می فرماید: «ما به او الهام کردیم که سپس از تمام ثمرات تناول کن و راههایی که پروردگارت برای تو تعیین کرده، به راحتی بپیما.» سرانجام، آخرین مرحله مأموریت آنها را به صورت یک نتیجه، این چنین بیان می کند، «از درون زنبوران عسل، نوشیدنی مخصوص خارج می شود که رنگ های مختلفی دارد.» نهفته است، جالب این که دانشمندان از طریق تجربه به این حقیقت رسیده اند که زنبوران به هنگام ساختن عسل آن چنان ماهرانه، عمل می کنند که خواص درمانی و دارویی گیاهان کاملا محفوظ مانده و به عسل منتقل می شود. ▪ و در ماجرای برنامه زندگی زنبور عسل و ارمغانی که آنها برای جهان انسانیت می آورد، که هم غذاست و هم شفا و هم درس زندگی، نشانه روشنی از عظمت و قدرت پروردگار است، برای جمعیتی که می اندیشند.
ساختمان مورفولوژیکی زنبور عسل ▪ بدن زنبور عسل به طور متراکم از موهایی پوشیده است که دارای تارهای (Barbs) جانبی کوتاهی است. و به راحتی دانه ها گرده را می گیرند. در چشم های مرکب و پاها، موهای صاف وجود دارد پاهای جلویی در حاشیه ساق (tibia) موهای راست و خشن و کوتاهی را دارد و برای تمیز کردن چشم ها از گرده گل به کار می رود و برس چشمی (Eye bursh) می گویند. ▪ بالهای زنبور در هنگام پرواز به وسیله قلاب هایی به هم درگیر می شوند و یا بال به نظر می رسند. و نوک این بالها مسیر شکل را طی می کند. ممکن است ۴۰۰ بار در ثانیه مرتعش شوند. آرواره های زیرین mandibles در کارگران صاف برای جمع آوری گرده و ساختن شاخه ها به کار می رود. آرواره های بالایی maxillae مانند قاشقک های طویلی بوده و برای جمع آوری گرده های گل به کار می رود. ▪ لب تحتانی تبدیل به خرطوم شده و ضمایم حسی- بی(Cabialplas) در اطراف آن قرار دارد. مایع شهد در اثر عمل مکنده حلق به درون چینه دان بزرگ یا معده عسل (Money Stomash) کشیده می شود. چهار لب مثلثی دریچه ای را درست می کند و از ورود عسل به معده جلوگیری می کند. بجز موقعی که جهت تغذیه مورد نیاز است. روده زنبور عسل باریک و دراز است. و تقریبا به ۱۰۰ لوله کوچک، مالپیکی اتصال دارد و روده راست، بزرگ است و به مخرج ختم می شود. در انتهای بدن سوزن وجود دارد که فقط در کارگرها و ملکه ها دیده می شود. حس بویایی در زنبوران عسل بسیار قوی و تیز است و چشم ها دارای تعداد فراوانی واحدهای بینایی است و دارای مغز نسبتا بزرگ است: زنبوران عسل قادر به تشخیص رنگ قرمز و سیاه از هم نمی باشند. گونه و نژادهای زنبور عسل ۱) زنبور هندی (Apis Indiea) ۲) زنبور درشت (Apis drostata) ۳) زنبور ریز (Apis florae) ۴) زنبور عسل معمولی (Apis mellifera)
محصولات زنبور عسل و نحوه گردآوری آنها می توان به شهد یا عسل و گرده زنبور عسل و بره «موم» که از صمغ ها به وجود می آید، اشاره کرد. گرده زنبور عسل دارای انواع مواد الی و ویتامین ها می باشد. گرده شامل قندهای احیاکننده می باشد که در کل ۳۱% در گروه کربوهیدرات وجود دارد. میزان متوسط پروتئین گروه حدود ۲۲% است و تمام اسیدهای آمینه ضروری مورد نیاز انسان در ترکیب پروتئینی دانه گروه وجود دارد. عصاره اتری گروه حاوی چربی ها و روغن ها، پیگمان ها، دونین ها، ویتامین ها و هورمون رشد می باشد. گروه حاوی ۱۳ نوع اسید چرب و دو استدول عمده به نام های ۲۴- متیلن کلسترول و « بی سی توسترول» است. برای جمع آوری دانه گرده می توان از تله گرده، استفاده کرد، ولی این کار توصیه نمی شود، چون جمعیت زنبورها را تضعیف می کند. ●بعضی از مصارف گرده زنبور عسل دانه گرده در پزشکی اهمیت خاصی دارد. در درمان بیماری های پروستات و آلرژی و در حال بی اشتهایی از داروهایی که از دانه گرده ساخته می شوند، استفاده می کنند. دانه گرده به عنوان مکمل غذایی به کار می رود و از آن در رفع چین و چروک و لکه های صورت استفاده می گردد. از داروهای مشهور می توان به Prostaflor Ofilorex اشاره کرد.
نیش زنبور از نیش زنبور عسل به علت خاصیت قلیایی و اسیدی بودن آن در درمان بیماریها، استفاده می کنند.
تولید مثل ▪ در کارگرها تنها اثری دیده می شود ولی در ملکه به خوبی توسعه یافته است. ملکه جوان ۶ روز بعد از بیرون آمدن، با یک زنبور نر جفتگیری می کند، اندام های جفت گیری نر پاره شده و در کیسه تناسلی ماده باقی می ماند و تا اینکه بعد از بازگشتن به کندو، کارگرها آن را از بین می برند. اسپرماتورزوئیدهایی که بدین صورت در کیسه ذخیره اسپرم، جای می گیرد، به کار همه تخم های لقاح یافته ای که ملکه خواهد گذاشت، بکار می رود. تخمدان های ملکه پر شده و شکم را پر می کند و ظرف دو روز، شروع به تخم گذاری می کند. ▪ از تخم های لقاح نیافته، زنبورهای نر (هاپلوئید ۶۱ کروموزوم) و از لقاح یافته ها، زنبورهای ماده (دیپلوئید و دارای ۲۳ کروموزوم) تولید می شود. تخم ها تبدیل به لاروکرمی شکل کوچک فاقد پاهاو چشم می شوند و از ژله شاهانه که توسط غده های حلقی کارگران جوان تولید می گردد، تغذیه می کنند. ولی لاروهای ملکه بیشتر به تغذیه شاهانه می پردازند و به همین جهت با سرعت زیاد بزرگ و تمایز می یابند. ▪ دم لارو چندین بار، پوست اندازی می کند روی سلول بوسیله موم پوشیده می شود. و لارو در داخل آن قرار گرفته و شفیره نام دارد و دگردیسی را کامل نموده و به کمک آرواره های زیرین، سرپوش حجره را پاره کرده و به شکل یک نوزاد جوان بیرون می آید. بعد از عمل جفت گیری زنبوران نر، به بی غذایی می افتند و می میرند.
منبع :
متن از elmiran1.blogfa.com


آناتومی اسفنج ها
sea sponge
طبقه بندی : جانورشناسی
اسفنج دریایی
اسفنج ها شامل حیوانات دریایی هستند که شاخه پوریفرا ( porifera ) را تشکیل می دهند و جزء جانداران ابتدایی می باشند. توجه به گذشته اسفنج ها مشخص کرده که نیاکان اولیه آنها کوآنوفلاژله ها ( choanoflagellate ) هستند. بررسی مراحل تکاملی به وضوح نشان داده است که جد اسفنج ها از آغازیان آبزی بوده که تشکیل کلنی داده و بعد به صورت سلولهای یقه دار در اسفنج ها ظاهر شده اند. در بدن یک اسفنج بافت یا اندام وجود ندارد ، بجای آن هر یک از سلول ها مسئول فعالیت های خاصی برای زنده نگه داشتن اسفنج ها هستند. بعضی از اسفنج ها بر روی صخره ها می رویند و رنگ های درخشانی دارند و بعضی از اسفنج ها شبیه گلدان هستند.

▪ سیستم حرکت : سلولهای آمیبی ( amoeboid cells ) همراه با فعالیت دیواره ابزار حرکت برای انتقال مواد غذایی از سلولی به سلول دیگر را فراهم می کند. برای مثال ، ممکن است بعضی از غذاها به سمت لایه ای از سلول هایی که سطح را پوشانده است حرکت کند و آنها از آن تغذیه کنند.
▪سیستم گوارشی : اسفنج ها دارای تغذیه فیلتری هستند ، این بدین معنی است که آنها زمانی که بالغ می شوند در یک مکان باقی می مانند ، و غذا را به وسیله فیلتر کردن از روزنه هایش بدست می آورند. ذرات میکروسکوپی غذا را به وسیله آب آورده و سپس به وسیله سلول های یقه ای احاطه می شوند ، سیستم گوارشی غذا را در ویزیکول هایی قرار می دهد یا آنها را به سمت سلول های آمیبی برای گوارش می فرستد.
▪ سیستم برون ریز : در اسفنج ها غده های درون ریز وجود ندارد ، اما آنها دارای غده های برون ریز هستند که به سطح ترشح می شوند . مطالعات در دو دهه گذشته نشان داده است که اسفنج ها بیو توکسین های وسیعی را تولید می کنند که گاهی بسیار قوی است. برای مثال برخی از Tedania , neofibularia می توانند جوشهای دردناکی بر روی پوست انسان ها ایجاد کنند. بیوتوکسین یک ماده شیمیایی است که از حمله صیادان و همچنین آلوده شدن به وسیله میکروبها جلوگیری می کند و به رقابت برای مکان با دیگر بی مهرگان شامل ascidians ، corales و حتی دیگر اسفنج ها کمک می کند.
▪ سیستم دفعی : یک منفذ اصلی در اسفنج ها وجود دارد که برای وارد یا خارج شدن مواد استفاده می شود.
▪سیستم ایمنی : در تمام اسفنج های دریایی ترکیبی از anti- flammatory و antibiotic شناسایی شده است.
▪ سیستم اسکلتی و ماهیچه ای : دیواره یک اسفنج از سه نوع سلول تشکیل شده است. سلولهای بیرونی، سلول های اپیدرمی صاف هستند . سلول های درونی، سلول های یقه ای با تاژک هستند که آب را در روزنه ها و قسمت مرکزی به حرکت در می آورند و سرانجام آن را به وسیله منفذ بالایی که در بدن قرار دارد و osculum نامیده می شود ، به خارج می راند و Mesohyle یک لایه ژلاتینی بین قسمت بیرونی بدن و spongocel در اسفنج ها ست. اسکلت در اسفنج ها شامل تکه های کوچک سوزنی شکلی به نام spicules ( که از کربنات کلسیم تشکیل شده است. ) و یا روزنه پروتئینی به نام sponging و یا ترکیبی از هر دو است.
▪ سیستم عصبی یا حسی : در اسفنج ها سیستم عصبی وجود ندارد. اما ثابت شده است که سیگنال های الکتریکی در طول غشاء سلولها از یک طرف به طرف دیگر حرکت می کند.
▪ سیستم تولید مثل : اسفنج ها دارای تکثیر جنسی و غیر جنسی هستند. آنها هرمافرودیت ( hermaphroditic ) و یا جدا جنس اند. در تولید مثل جنسی تخم ها و اسپرم ها در آب رها و سپس بارور می شوند ، نتیجه این باروری تشکیل زیگوت است که به صورت یک لارو مژه دار که می تواند شنا و یک مکان جدیدی را پیدا کند ، می باشد. اسفنج ها همچنین به وسیله جوانه زدن تکثیر می شوند و محصول این فرایند یک کلنی است که می تواند بزرگ شود. آنها قادر به ترمیم خود هستند و همچنین می توانند از قسمت کوچک یک اسفنج کامل را بسازند.
▪ سیستم تنفسی : سلول های مختلف اکسیژنی که در جریان آب عبوری وجود دارد را جذب می کنند.
منبع :
متن از elmiran1.blogfa.com

 


شتر گاو پلنگ !
زرافه

giraffe
طبقه بندی : جانورشناسی
در میان جانوران غول پیکر روی زمین، بلند قدترین و یکی از عجایب موجودات است. درازی فوق العاده گردن و پاهایش که هیچگونه تناسبی با تنه اش ندارد و بلندی قدش که از ۶ متر تجاوز می‌کند سیمایی ناموزون و استثنایی به او می‌‌بخشد بعلاوه چنین به نظر می‌آید که این لندهور گردن دراز، هر قسمت از بدنش را از یک جانور دیگر عاریه گرفته است مثلاٌ تنه اش به اسب گردنش به شتر پاهایش به بز کوهی شاخک هایش به گاو وحشی و گوش هایش به الاغ شباهت دارد و پوست بدنش از پشم کوتاهی پوشیده شده با نقش پوست پلنگی و بنابراین به پلنگ هم بی شباهت نیست به همین جهت در قدیم آن را شترگاوپلنگ هم نامیده‌اند و از قرنها پیش همواره به عنوان یکی از حیرت انگیزترین اعجوبه‌های طبیعت مورد بحث و توجه بوده است. زادبوم کنونی زرافه افریقاست و در بخش اعظم این قاره از چاد تا اتیوپی و سودان و کنیا و از کنگو تا آنگولا و موزامبیک و افریقای جنوبی یافت می‌شود. جانوری است گیاهخوار که معمولاٌ به خاطر قد بلند و گردن درازش به راحتی از برگ درختان تغذیه می‌کند و بخصوص به برگ درختان اقاقیا علاقه فراوان دارد از این رو بیشتر در مناطق جلگه‌ای پر درخت و بیشه‌های سر سبز و پیرامون آبگیرها زندگی می‌کند. در سده گذشته تعداد زرافه‌های افریقا بسیار زیادتر از امروز بود اما هر اندازه تمدن گسترش می‌‌یابد و جنگل‌ها و دشت‌ها به شهرها و شهرک‌ها و مناطق کشاورزی و صنعتی تغییر شکل می‌‌دهد قلمرو حیات وحش محدودتر می‌شود و شمار جانوران وحشی کاهش می‌‌یابد که طبعاٌ زرافه نیز از این سرنوشت غم انگیز مصون نمانده است با وجود این در سالهای اخیر بعضی کشورهای افریقایی زرافه‌ها را تحت حمایت گرفته و دست اندازی به مناطق زیست آنها را ممنوع اعلام کرده‌اند به این امید که نسل این حیوان منحصر به فرد از زوال نجات یابد.
معماهای زرافه پژوهشهای جانورشناسان نشان می‌‌دهد که زرافه‌ها در گذشته بزرگ‌تر بوده‌اند و در مناطقی به جز قاره افریقا نیز وجود داشتند. مثلاٌ در شمال و شرق هندوستان و نواحی مالزی فسیلهایی از نوعی زافه آسیایی کشف شده که بلندی قدش به ۸ تا ۱۰ متر و بیش از دو تن وزن داشته است در حالی که زرافه‌های کنونی افریقا بین یک تا یک و نیم تن وزن دارند و جنس ماده این حیوان معمولاٌ کوچک‌تر و کوتاهتر از جنس نر است. بدینگونه نسل زرافه‌های غول آسای آسیایی به کلی از میان رفته است که این نابودی را ناشی از نامساعد بودن محیط زیست حیوان می‌توان دانست. از قرن گذشته که پژوهش‌های علمی در باره زرافه پیگیری شده، اندام‌شناسی این حیوان معماهایی را برای دانشمندان مطرح کرده است، مثلاٌ تعداد مهره‌های اسکلت زرافه بیش از پستانداران دیگر نیست اما گردن دراز او را با دو متر طول روی تنه اش نگه می‌‌دارد آن هم به صروت مایل... همچنین استخوان‌های پاهای او شبیه جانوران گیاهخوار دیگر نظیر اسب، آهو، بز کوهی و شتر است. اما این استخوان‌ها به صورتی شگفت آور طویل هستند و در نتیجه پاهای دراز و باریکی را به وجود می‌‌آورند با نزدیک به دو متر طول و این پاها به سمی ختم می‌شوند شبیه سم الاغ یا اسب که در وسط شکافی دارد و بیش از یک تن وزن زرافه روی این پاهای دراز و باریک و سم‌های نسبتاٌ کوچک تکیه می‌کند. از این هم عجیب تر زرافه با هیکل یک تنی و آن پاهای بلند و باریک یکی از سریع السیرترین جانوران است و هنگامی که به سرعت یورتمه می‌رود سرعتش به ۵۰ کیلومتر در ساعت می‌‌رسد که در میان جانوران تیز تک یک رکورد قابل توجه است. از خصوصیات جالب دیگر زرافه دید بسیار تیز و زبان دراز و پرقدرت اوست که هر دو فوق العاده برایش کارساز هستند. این حیوان به خاطر بلندی قد همچون یک برج دیده بانی بر گستره محیط زیست خود مسلط است و با نگاه تیزبینی که دارد کوچک‌ترین خطر و حرکتی مشکوک را در فواصل دور شناسایی می‌کند و برای رویارویی با آن واکنش نشان می‌‌دهد. بدینگونه حتی جانوران دیگری که در پیرامون او زندگی می‌کنند از قدرت تیزبینی این دیده بان مراقب سود می‌‌برند و با فرار به موقع یا پنهان شدن در جاهای امن از خطر ناگهانی جانوران درنده مصون می‌‌مانند. اما زبان دراز زرافه که سیاهرنگ است و نیم متر طول دارد تنها یک زبان معمولی نیست بلکه یک اندام همه کاره است که به جای دست و چنگال برای گرفتن و کندن برگ درختان و فرو بردن آنها به دهان و بسیاری کارهای دیگر مورد استفاده قرار می‌گیرد و انعطاف پذیری و قدرت عضلانی آن در کمتر حیوان دیگری دیده می‌شود. زرافه‌ها معمولاٌ زندگی دسته جمعی دارند و در دسته‌های ۵ تا ۱۲ تایی و حتی ۲۰ تایی زندگی می‌کنند هنگام چرای روزانه غالباٌ زرافه‌های ماده و بچه هایشان با هم و نرها جداگانه دیده می‌شوند اما در فصل جفت گیری این ترتیب به هم می‌‌خورد و بر سر تصاحب زرافه‌های ماده میان نرهای رقیب درگیری پیش می‌آید جنگ زرافه‌ها بسیار تماشایی است دو زرافه نر برای جنگ با هم ابتدا پاهای دراز و باریکشان را با فاصله بیشتری از یکدیگر قرار می‌‌دهند تا هنگام زد و خورد تعادلشان را از دست ندهند. سپس جنگ آغاز می‌شود و زرافه‌ها گردن‌های درازشان را به هم پیچ و تاب می‌‌دهند و هر یک می‌‌کوشد با شاخک‌هایی که روی پیشانی دارد به پیشانی حریف ضربه بزند و گاه این ضربه‌ها شدید و خطرناک است و یکی از دو زرافه زخمی می‌شود یا تعادل خود را از دست می‌‌دهد و به زمین می‌‌خورد که به منزله شکست نهایی است اما زرافه پیروز دیگر مزاحمتی برای حریف مغلوب ایجاد نمی‌کند و مبارزه به همین جا پایان می‌گیرد. روی هم رفته زرافه‌ها جانورانی بی آزار و آرامش جو هستند و با حیوانات دیگر همزیستی مسالمت آمیز دارند مگر اینکه مورد تعرض قرار گیرد که در این صورت با تمام قوا از خود دفاع می‌کنند و مؤثرترین حربه آنها هم فرار است چون با سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت می‌توانند خود را از گزند مهاجم برهانند با وجود این اگر حمله مهاجم غافلگیرکننده باشد زرافه‌ها حربه تدافعی دیگری هم دارند و آن لگد پراکنی با پاهای جلوی به سوی دشمن است که اغلب مؤثر واقع می‌شود و مهاجم را از ادامه تعرض باز می‌‌دارد. خطرناک‌ترین دشمن دیرینه زرافه سلطان جنگل یا شیر است که برق آسا حمله می‌کند و قربانی غول پیکر خود را سبعانه می‌‌درد و از پا در می‌‌آورد. معمولاٌ خطر چنین حمله‌ای هنگامی که پیش می‌آید که زرافه‌ها برای آشامیدن آب به آبگیر یا چشمه منطقه می‌‌روند. مشکل‌ترین کار زرافه آشامیدن آب است چون این چارپای لندهور برای اینکه پوزه بلندش را از ارتفاع ۶ متری به سطح آب برساند ناگزیر است پاهای درازش را تا حداکثر ممکن گشاد از هم بگذارد و گردنش را به سوی پایین خم کند و همین حالت یک وضع آسیب پذیری برای او به وجود می‌‌آورد و شیر که در گوشه‌ای در کمین است از این فرصت استفاده می‌کند و با یک جست خود را به طعمه اش می‌‌رساند و با از هم دریدن زرافه شکمی از عزا در می‌‌آورد شیرها اغلب به زرافه‌های کوچک و تازه سال حمله می‌کنند و گاه میان آنها و زرافه‌های بزرگسال جنگی خونین در می‌گیرد که برای هر دو طرف تلفاتی در بر دارد. و آخرین نکته درباره زرافه اینکه بچه این حیوان هنگام زایش در حدود ۲ متر قد دارد و دوران شیرخوارگی او فقط یک ماه طول می‌‌کشد و پس از آن چرا را فرا می‌گیرد و به سرعت رشد می‌کند دوران حاملگی زرافه ماده نیز در میان جانوران دارای نوعی رکورد و این بار از نظر درازی مدت است زیرا ۴۴۵ روز طول می‌‌کشد.




منبع :
متن از elmiran1.mihanblog.com




Admin Logo
themebox Logo