تبلیغات
دانش ما - مثل اینکه بوی مرگ می آید، همه یاد من افتاده اند!

کنکور و نمونه سوال

مثل اینکه بوی مرگ می آید، همه یاد من افتاده اند!

تاریخ:20 اردیبهشت 90-04:23 ب.ظ

مثل اینکه بوی مرگ می آید، همه یاد من افتاده اند!
قرائتی

  1. رکورد طولانی ترین و جذاب ترین برنامه های آموزشی تلویزیونی در سطح دنیا سال هاست در دست آقای قرائتی معلم خوب قرآن است. ساده گی و بی ریا بودن ایشان زمینه غفلت از این مرد خدا را ایجاد کرده و چندان که باید و شاید به ایشان توجه نمی شود. بعد از سه دهه فعالیت های این مرد خدا به فکر تجلیل افتاده اند. بسیاری از مردم ایران پای صبحت های ایشان هم مطالب قرآنی و روایی آموخته اند و هم خندیده اند و گاهی نیز اشک ریخته اند. مصاحبه اختصاصی نشریه پاسدار اسلام با آقای قرائتی انجام داد که حرف های تازه ای در آن زده بود.

با تشکر از جنابعالی که این فرصت را به پاسدار اسلام دادی. بفرمایید اولین باری که پای تخته سیاه رفتید کی و کجا بود؟

اولین بار ماه رمضان در کاشان بود یک تخته رنسلاگ و رورفته و شکسته مدرسه ای بود. در مشهد هم که اولین کار ما بود تخته سیاه نداشتیم، رفتیم یک مقوا پیدا کردیم و با زغال نوشتیم و با جورابمان پاک کردیم! دور تادور هم آخوند نشسته بودند. آن خانه یادم هست. الان خانه امام جمعه سبزوار است.

این روش را از کی شروع کردید؟

از همان بیست سالگی حدود چهل و چند سال است که نشاطم هم فرقی نکرده . اگر برگردم به ۵۰ سال پیش همان کاری را می کنم که تا الان کرده ام. در عمرم از کاری که کرده ام پشیمان نشده ام. حالا چطور شده که شما به فکر زندگی من افتاده اید؟ مثل اینکه بوی مرگ می آید. همه یاد من  افتاده اند!

خدا نکند زمانی که ما تصمیم به گفت و گو با شما گرفتیم اصلا خبر نداشتیم که قرار است برای شما پاسداشت بگیرند. این مساله کاملا تصادفی است.

چرا همیشه با گچ روی تخته می نویسید و با وایت برد که راحت تر است نمی نویسید ؟

وایت برد تازه پیدا شده است ما از قدیم تخته سیاه داشتیم. نیتم این است که به مردم بگویم که با ساده ترین وسیله هم می شود ده ها سال کار کرد. تخته سیاه هم غیر از وایت برد است و در همه روستا ها هم پیدا می شود.

خوب از امام چه خاطراتی دارید؟

یک خاطره اینکه رفتم نجف درس بخوانم یک سال و دو ماه آنجا ماندم می خواستم بیایم ایران و پول نداشتم به آقای حلیمی گفتم می خواهم بروم ایران و پول ندارم. آقای حلیمی گفت بروم به امام بگویم که یک همشهری داریم اگر پول دارید به او بدهید. می گفت وقتی به امام گفتم، امام یک لحظه مکث کرد و گفت هرچی توی جیبم هست مال شما همه جیبهایش گشت و و دید ۵۷ تومان است و آن را به من داد.

این اولین پولی که از امام گرفتم. یک خاطره دیگر اینکه امام در خانه کوچک در قم نشسته بود. من و پدرم رفتیم پیش امام وقتی می خواستیم بیاییم بیرون بابام دست امام را بوسید بعد امام همینطور صورت او را نگاه کرد تا آمدیم بیرون. به پدرم گفتم چیز عجیبی بود امام به آن همه آدمی که بودند و دستش را می بوسیدند اعتنا نکرد اما شما را با چشم هایش تعقیب کرد تا از خانه آمدید بیرون این برای ما خیلی مهم بود. اولین شهریه ای که از امام گرفتیم ۱۵ تا یک تومنی بود که آقای شیخ حسن صانعی آورد مدرسه. اولین تقسیمی ما بود.

نجف که بودیم حاج آقا مصطفی به پسر آقای خویی تلفن زد که ما را از ترکیه آوردند بغداد، شما یک خانه بگیرید که ما بیاییم آنجا. من با آقای خویی رابطه نداشتم ولی این تلفن را شنیدم و پرسیدم آقای خمینی الان بغداد است؟ رفتیم وارسی کردیم و گفتند بله. چند تا طلبه شدیم و یک پولی را روی هم گذاشتیم و رفتیم. ما جزو انقلابی ها نبودیم. طلبه عادی بودیم ۱۷-۱۸ نفری شدیم و پولی روی هم گذاشتیم و یک مینی بوس کرایه کردیم و به مسافر خانه ای در کاظمین رفتیم.

این خاطره را تا حالا جایی ننوشتم و به کسی هم نگفتم الان یادم آمد خلاصه رفتیم مسافر خانه و پرسیدیم آیه الله خمینی آمده اینجا؟ گفتند بله. غروب بود که آقایی آمد و گفت من خمینی هستم یک اتاق به من بدهید. گفتیم خمینی در ایران انقلاب کرده رفته ترکیه. گفت من همانم هواپیما مرا آورده بغداد و رها کرده و رفته می گفت وقتی دیدیم آقای خمینی است دیدم مسافرخانه در شان ایشان نیست و بردیمشان خانه.

یاددتان هست کدام مسافر خانه بود.اسمش چی بود؟

نه. ولی گفتم برویم خانه و آقا را ببینیم خواهش کردیم و گفت باشد و ما را برد خانه رفت داخل اتاق و برگشت گفت سید خواب است. گفتم آقا که با عمامه نمی خوابد شما برو بالای سرش عمامه اش را بردار و بیاور او که نمی توانست در یک لحظه برود پارچه بخرد و عمامه بپیچد رفت و عمامه آقا را آورد. من خاطرم جمع شد که آقا انجاست. دلمان خوش شد که آقاست و آن شب تا صبح خوابمان نبرد.

یک حسینیه حاجی  بمون علی بود رفتیم آنجا و صبح سحر رفتیم حرم دیدیم بله امام آمده حرم. ماشین هایی بودند که از ایران می آمدند دور فلکه حرم دویدیم پای ماشین ها  و گفتیم بروید ایران بگویید امام آمده کاظمین. بالاخره در نجف ولوله افتاد و هیات هایی در کاظمین به دیدن امام آمدند حاج آقا مصطفی هم برای آقایان صحبت می کرد .

امام چند روز در کاظمین ماندند؟

به نظرم یک روز خدمت امام بودیم و با ایشان رفتیم سامرا بیرون از سامرا توی بیابان آمدند استقبال. خدا رحمت کند حاج شیخ مجتبی لکنرانی و عده ای از شیوخ سامرا بودند خدمت ایشان رفتیم حسینیه آقای بروجردی به نظرم یک شب هم در سامرا بودیم بعد برگشتیم و آمدیم حاج محمد شیرازی درکربلا سنگ تمام گذاشت و چند هزار نفر را چهار فرسخ بیرون کربلا به استقبال امام فرستاد.

مربوط به چه سالی است؟

سال ۴۴ ما جزو طلبه های نجف بودیم و خدمت امام هم رفتیم. یک هفته ای را هم ایشان درکربلا بود و نجف هم در این یک هفته آماده شده بود. من درس کسی در آنجا می رفتم که حالا اسمش را نمی برم وقتی گفتم آیت الله خمینی گفت ببین حرف آیت الله خمینی را نزن این سید مثل نواب صفوی سید داغی است. بعدا که امام درس مکاسب و کفایه می گفت و درس معروفی هم بود استاد ما گفت من تا حالا ایشان را به این جور نمی شناختم هرکس درس هرکسی می رود برود ولی یک درس را هم باید درس ایشان برود یعنی نظرش ۱۸۰ درجه فرق کرد.

ذیل قضیه خیلی جالب است ولذا مهم است که اسم آن را فرد را بگویید.

آیت الله راستی من شاگرد آقای راستی بود و رسائل می خواندم یعنی نگاهش این طور نبود که درس امام مثل درس علماء نجف باشد و ایشان مرجع باشد. ولی وقتی امام آمد و درس را در نجف شروع کرد خود آقای راستی هم در درس امام حاضر شد و می گفت هرکس هر درسی می رود برود ولی یک درسش باید درس ایشان باشد. خیلی ها به او نگاه می کردند و خیلی ها هم البته عصبانی شدند که ایشان چرا این کار را کرد چون فضای نجف این طور نبود. بعد  امام ملاقات هایی با افراد کرد ما از ملاقات ها خبر نداشتیم ولی از ملاقاتی که با آقای حکیم کرد خاطراتی داریم ایشان به آقای حکیم گفت شما حرکت کن من دنبال شما هستم.

شما آنجا بودید؟

نه آمدند وگفتند آقای حکیم شب اول به دیدن امام نرفت و شب بعد رفت. منتهی امام در بازدیدها اول بازدید آقای حکیم رفت یعنی در دیدن آقای حکیم دوم بود در بازدید امام اول دیدار ایشان رفت و گفت شما حرکت کن من دنبال شما هستم. آقای حکیم گفت آقا مردم چنین و چنانند. ما یک فتوا دادیم و عراق با من اینطور کرد و من به مردم عراق اطمینان ندارم. امام گفت من با مردم ایران پشتیبان شما هستم فقط یک نفر آنجا بود که بی اعتنایی می کرد که دیگر محو شد او هم از امام ناراحت بود ولی آقای خویی آقای شاهرودی و … همه به دیدن امام رفتند.

از شیرینی های عمر ما این است که یک ماه رمضان را در حرم عسکری احیا گرفتیم چون آقای بروجردی گفته بود شما می خواهید بروید مدینه را آباد کنید. سامرا هم مثل مدینه. لااقل ۱۰۰ تا طلبه ماه رمضان ها بروید سامرا روزها بخوابید و شبها تا صبح احیا بگیرید که در حرم عسکری در سی شب ماه رمضان باز باشد. من مقلد آقای خوانساری بودم ایشان گفت من اینکار آقای بروجردی را اجرا می کنم اعلام کردندکه آقای خوانساری صد تا طلبه می خواهد که بروند احیا بگیرند من چون مقلد ایشان بودم ثبت نام کردم زمستان بود و شبها هم ۱۴ ساعتی بود. روزها می خوابیدیم  و از غروب می رفتیم و تا صبح در حرم بودیم. یک بار دیدم در حرم تنهای تنها هستم تا بقیه یکی جمع شدند آن ماه رمضان برای ما ماه خوبی بود. قله عمر من آن سامرا است.

در ایران هم خاطره با امام دارید؟

حالا مثلا این حرفهای ما به درد مردم می خورد؟

بله اینها بخشی از تاریخ انقلاب است.

من در انقلاب سهم نداشتم و در حد معمولی بودم و مثلا در راهپیمایی ها شرکت می کردم. قبلش هم دائما شک داشتم تا زمانی که امام فرمود ایکاش من بین شهدای خیابان ژاله بودم. این «ای کاش» را که گفت، فهمیدم که باید بروم و اگر تیر اندازی هم شد و کشته شدیم شهید هستیم. قبلا کسی به ما نگفته بود اگر احساس خطر هم کردید راهپیمایی بروید. این کلمه «ای کاش» حکم فتوا را داشت و لذا خیلی رسمی در راهپیمایی ها شرکت می کردیم. رابط بین ما و انقلاب هم تقریبا آقای مطهری بود. من اولین دفعه ایشان را در اهواز دیدم.

چه سالی؟

خیلی دقیق نمی دانم. خیلی سال قبل از انقلاب بود. وقتی می خواست برود این کلمه را از ایشان شنیدم که اگر من بروم تهران و به ما بگویند اهواز چه خبر است؟ می گویم کشف من قرائتی است. بعد تلفنش را داد و گفت خانه ما بیا. پنجشنبه ها در قم درس داشت و مرتب خانه ما می آمد. خیلی به من لطف داشت. یک روز هم به من زنگ زد که من مقدار زیادی نوار تفسیر دارم، بیا بنویس. گفتم من در خدمت آقای مکارم برای تفسیر نمونه هستم. می خواهید آن را تعطیل کنم و بیایم؟ گفت: نه تعطیل نکن، گفتم: دو تا را نمی توانم. گفت: پس هیچی.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
cialis
3 خرداد 97 05:04 ب.ظ
When someone writes an post he/she maintains the plan of a user in his/her brain that how a user can be aware of
it. Thus that's why this post is great. Thanks!
chocolate
15 اردیبهشت 97 08:26 ب.ظ
Write more, thats all I have to say. Literally, it seems as though you relied on the video to make your point.
You definitely know what youre talking about, why waste your intelligence on just posting videos
to your site when you could be giving us something enlightening
to read?
https://i.imgur.com/l7Zk2xt.jpg
21 فروردین 97 08:49 ق.ظ
The champion, definitely, received a new phone.
Joma Jewellery
21 فروردین 97 12:22 ق.ظ
Its jeweller added for the shopper that ordered this customize necklace.
Or maybe you have got jewelry with delivery stones?
garcinia cambogia free trial reviews
20 فروردین 97 03:15 ب.ظ
Have been taking little over a month.
Joma Jewellery
20 فروردین 97 07:00 ق.ظ
I particularly enjoyed engaged on both of these pieces and I might like to
assume that was in some way mirrored within the outcomes.
freekr1.nayana.kr
20 فروردین 97 02:04 ق.ظ
Quite the opposite, probably the most complicated designs are transformed from engraving or
etching made on wider and larger bands.
Robert's BJ boy
18 فروردین 97 08:52 ب.ظ
I enjoy cricket.
garcinia cambogia extract capsules review
17 فروردین 97 09:45 ب.ظ
Have been taking little over a month.
joma jewellery karma necklace
17 فروردین 97 08:10 ق.ظ
If you have learn a few of my previous hub tutorials on pendant making,
you will see I've talked about EnviroTex Lite resin fairly a bit.
joma jewellery contact
17 فروردین 97 03:07 ق.ظ
We purchase and wear jewellery because it has an emotional connection. Girls have two
ovaries, one on all sides of the uterus.
garciniacambogiapremium.net
15 فروردین 97 10:35 ب.ظ
Have been taking little over a month.
http://garciniacambogiapremium.net/3-unknown-garcinia-cambogia-benefits
15 فروردین 97 08:02 ب.ظ
Have actually been taking little over a month.
Blundering Ben
15 فروردین 97 01:41 ب.ظ
Out of all the tasks of one's internet site, this may likely
function as one you've got the hardest time wrapping the head around.
Robert's BJ boy
15 فروردین 97 10:20 ق.ظ
I suppose i am just happy...we do have the cheapest rate of turnover..so possibly the right mgmt is the key!!!
cialis 20 mg
7 فروردین 97 11:04 ق.ظ
It's a pity you don't have a donate button! I'd most certainly donate to this brilliant blog!
I suppose for now i'll settle for bookmarking and adding your RSS feed to my
Google account. I look forward to brand new updates and will
talk about this site with my Facebook group. Chat soon!
guardian stone second war hack
4 اسفند 96 05:53 ب.ظ
سلام! این پست نمیتوانست بهتر از این نوشته شود!
خواندن از طریق این پست به یاد من از همسر خوب قدیمی من است!
او همیشه در مورد این چت صحبت کرد. من این نوشتار را برای او ارسال خواهم کرد.
کاملا مشخص است که خواندنش خوب است. تشکر فراوان برای به اشتراک گذاری!
total conquest cheats
4 اسفند 96 05:39 ب.ظ
سلام! آیا شما فکر می کنید اگر من وبلاگ خود را با گروه myspace خود به اشتراک بگذارم؟

بسیاری از مردمی که من فکر می کنم واقعا قدردانی می کنند وجود دارد
محتوای شما لطفا مرا در جریان قرار بدهید. با تشکر
kingdoms lords cheats
27 دی 96 10:07 ب.ظ
من اطلاعات ارزشمند شما را در مقالات خود ارائه می دهم.
من وبلاگ شما را نشانه گذاری میکنم و مجددا در اینجا چک میکنم
من کاملا مطمئن هستم که بسیاری از چیزهای جدید را در اینجا یاد می گیرم!
موفق باشید برای بعدی!
What do you do for Achilles tendonitis?
2 مهر 96 07:56 ق.ظ
Thanks for finally writing about >دانش ما - مثل اینکه بوی
مرگ می آید، همه یاد من افتاده اند!

<Loved it!
What causes pain in the Achilles tendon?
5 شهریور 96 09:08 ق.ظ
Thankfulness to my father who informed me about this web site, this weblog is truly
remarkable.
What makes you grow taller during puberty?
16 مرداد 96 02:23 ب.ظ
I've been browsing online more than 3 hours today, yet I never found
any interesting article like yours. It's pretty worth enough for me.
In my opinion, if all website owners and bloggers made good content as you did, the internet will be a
lot more useful than ever before.
Foot Problems
16 مرداد 96 04:07 ق.ظ
Have you ever thought about including a little bit more than just your articles?

I mean, what you say is valuable and everything.
Nevertheless think about if you added some great graphics or videos
to give your posts more, "pop"! Your content is excellent but with pics and videos, this site could definitely be one
of the best in its field. Excellent blog!
https://hermabonesteel.wordpress.com
15 مرداد 96 03:53 ب.ظ
Hello, this weekend is fastidious for me,
since this time i am reading this fantastic educational piece of writing here at
my home.
Foot Problems
15 مرداد 96 12:44 ب.ظ
Remarkable! Its truly amazing post, I have got much clear idea concerning from this paragraph.
http://wickedyokel4759.unblog.fr/2016/02/29/shoe-lifts-for-leg-length-discrepancy
13 مرداد 96 02:29 ب.ظ
Hurrah! At last I got a blog from where I be capable of truly
get useful information concerning my study and knowledge.
preciousvocatio96.jimdo.com
9 مرداد 96 04:19 ب.ظ
Hi there, all is going perfectly here and ofcourse every one is sharing data, that's truly good, keep up writing.
Foot Pain
8 مرداد 96 10:24 ق.ظ
Hello there! I could have sworn I've been to
this blog before but after checking through some of
the post I realized it's new to me. Nonetheless, I'm definitely delighted I found
it and I'll be bookmarking and checking back often!
How do you get a growth spurt?
8 مرداد 96 02:20 ق.ظ
Yes! Finally someone writes about What is distraction osteogenesis?.
Can better posture make you taller?
8 مرداد 96 01:40 ق.ظ
Hi there! This article could not be written any better!
Looking at this article reminds me of my previous roommate!
He continually kept talking about this. I'll forward this article to him.
Pretty sure he will have a good read. Many thanks for sharing!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30


Admin Logo
themebox Logo